پایان نامه با کلید واژه های گونه شناسی، معماری ایران، پهلوی دوم، معماری مسکونی

شکل گیری شهر شیراز و عناصر هویت بخش آن از دوره های پیش از تاریخ تاکنون پرداخته اند. در بخش پهلوی با اشاره به شکل گیری ناحیۀ مدرن اولیه در دورۀ پهلوی اول و ناحیۀ مدرن ثانویه در دورۀ پهلوی دوم به نحوۀ شکل گیری بافت شهری و مسکونی مدرن در شیراز پرداخته اند. در این کتاب چگونگی ایجاد تحول در معماری مسکونی شیراز بیان شده است.
اسکندر مختاری طالقانی درکتاب “میراث معماری مدرن ایران” (۱۳۹۰) به شرح و توصیف ساختمان های عصر پهلوی و جمهوری اسلامی و نیز مسائل مرمتی آنها پرداخته است.
وحید قبادیان در کتاب “معماری معاصر ایران” (۱۳۹۲) به بررسی عوامل تأثیرگذار بر معماری معاصر ایران و نیز مبانی نظری، سبک ها و ویژگی های معماری معاصر ایران در دویست سال گذشته پرداخته است.
Talinn Grigor در پایان نامۀ مقطع دکتری خود با عنوان “بررسی مدرنیته ها در ایران”(۲۰۰۵) به ارزیابی پنج اثر از آثار معماری ساخته شده توسط انجمن میراث ملی در دورۀ پهلوی می پردازد. او به بررسی برنامهها و اهداف انجمن میراث ملی به عنوان یکی از سازمان های مؤثر در گسترش مدرنیزاسیون در ایران توجه کرده است.
Z.Pamela Karimi در پایان نامۀ مقطع دکتری خود با عنوان “انتقال در معماری بومی و فرهنگ خانه در قرن ۲۰” (۲۰۰۹) به تغییرات خانه های ایرانی در قرن ۲۰ می پردازد. او به ایده های جدید ارتباط بین جنبه های عمومی و خصوصی خانه که به وسیلۀ معماران، طراحان شهری و منتقدان فرهنگی در دوران حکومت محمدرضاشاه پهلوی و دو دهه بعد از انقلاب مطرح می شود می پردازد و در پایان تأثیرات متقابل عوامل خارجی، بیان دینی، تفاوت نسل ها و آموزش را بر ذائقه، مد و معماری مورد بررسی قرار می دهد.
محمدرضا مقتدر درمقالۀ “دوران صدسالۀ تجدد در شهرسازی و معماری ایران” (۱۳۷۲) به چگونگی راهیابی مدرنیسم به معماری از دورۀ قاجار تا پهلوی اول پرداخته است و علی اکبر صارمی در مقالۀ “مدرنیته و رهاوردهای آن در معماری و شهرسازی ایران” (۱۳۷۴) براساس اندیشۀ انتقادی به تغییراتی که در معماری ایران در سه دورۀ ناصرالدین شاه، رضاشاه و محمدرضا شاه به ویژه پس از کودتا می پردازد.
مجید نیک کار در مقالۀ “مرکز شهر شیراز در گذر زمان” (۱۳۸۴) به تأثیرات مدرنیزاسیون بر مرکز شهر شیراز می پردازد و توسعۀ آن را در پنج مرحله بررسی می کند؛ همچنین حسین فهیمی زاده در مقالۀ “شیراز شهر معماران مکتب ساز” (۱۳۸۵) به معرفی و شناخت معماری بافت میانۀ شیراز پرداخته است. وی معماری بافت میانی را به عنوان مکتب معماری نوین شیراز معرفی کرده و معتقد است این معماری نوین بدین جهت مکتبی نو خوانده می شود که معمار شیرازی توانسته است در بافت شهری کاملاً متضاد با بافت ارگانیک قبلی و در گونه شناسی ابنیه کاملاً متضاد با گونۀ قبلی (حیاط مرکزی در مقابل ساختمان مرکزی) بنایی خلق کند که در عین پاسخگویی به نیازهای روز جامعۀ خود تمامی معیارها و جانمایی های فرهنگی و مذهبی را حفظ و به گونه ای جدید بازگو نماید.
نعمت الله فاضلی در مقالۀ “مدرنیته و مسکن” (۱۳۸۶) به تحلیل فرهنگی خانۀ روستایی در گذشته و اکنون می پردازد و خانه را به مثابۀ یکی از مؤلفه های اصلی سبک زندگی جهت فهم کلیت زندگی روستایی مطالعه می کند. وی اثرات مدرنیته را بر تحول فرهنگ خانه در زمینه هایی چون امروزی شدن، عقلانی شدن، شهری شدن، جهانی شدن و فردی شدن بررسی می کند.
دستۀ دوم منابعی است که به بررسی خانۀ سنتی و مدرن و ویژگی ها و کالبد آنها می پردازد:
کریم پیرنیا در کتاب “آشنایی با معماری اسلامی ایران” (۱۳۹۰) در بخش پنجم و در کتاب “سبک شناسی معماری ایرانی”(۱۳۸۳) به معرفی خانه های سنتی ایرانی، ویژگی ها، اجزا و مسایل مربوط به طراحی و ساخت خانه در گذشته می پردازد.
مجموعه کتاب های “گنج نامه” (۱۳۷۵) دفتر اول و ششم زیر نظر کامبیز حاجی قاسمی به عنوان دایره المعارف تصویری معماری خانه های ایران به معرفی اجزا خانه ها می پردازد.
بیژن رفیعی سرشکی و دیگران در کتاب “فرهنگ مهرآزی ایران” (۱۳۸۱) به معرفی تمامی اصطلاحات و واژگان مربوط به معماری ایرانی از جمله خانه های سنتی و مدرن می پردازد.
قزلباش و دیگران در کتاب “الفبای خانه های سنتی یزد” (۱۳۶۲) با بررسی تعدادی از خانه های یزد، به توصیف مفاهیم به کار رفته در ساخت خانۀ سنتی می پردازند. همچنین تجزیه و تحلیل و نمونه شناسی و شکل شناسی بخش های مختلف خانه در پلان و نما مورد بررسی قرار می گیرد.
مهسا عبدالله زاده و محمود آزرمند در مقالۀ “در جستجوی ویژگی های خانۀ ایرانی” (۱۳۹۱) با بررسی موردی خانه های سنتی شیراز به بررسی مفاهیم ارزشمند در خانه های سنتی ایران با تأکید بر شیوۀ زندگی در این خانه ها نظر می کند.
مینا رمضان جماعت و جواد نیستانی در مقالۀ “جلوه های سنت و تجدد در فضاهای ورودی خانه های تهران دورۀ قاجار” (۱۳۸۹) به بررسی تنوع در گرایش های معماری و تزیینات به کار رفته در ورودی خانه های دورۀ قاجار پرداخته است و اینکه هر یک از آنها جلوه هایی از سنت و تجدد و یا تلفیقی از آنها را به نمایش گذاشته است.
دستۀ سوم منابعی است که به گونه شناسی می پردازد:
غلامحسین معماریان در کتاب “آشنایی با معماری مسکونی ایرانی، گونه شناسی درونگرا” (۱۳۷۵) به بررسی گونه های مسکونی بافت قدیم شهرهای یزد، شیراز و بوشهر پرداخته ؛ به بحث دربارۀ ویژگی های درونگرایی در معماری مسکونی ایران توجه دارد.
علی سیدیان و شیما صدف ساز در مقالۀ “گونه شناسی پلان خانه های جنوب تهران با تأکید بر نگرش فرهنگی ـ اجتماعی” (۱۳۹۳) به بررسی تطبیقی نگرش فرهنگی ـ اجتماعی خانه های دوره های قاجار، پهلوی و معاصر پرداخته اند و عوامل مؤثر در این نگرش از قبیل حساسیت فضایی، سازمان فضایی، عرصه بندی ها و هویت مورد ارزیابی قرار گرفته است.
Viviane Cunna در مقالۀ “آیا الگوهای ژنوتیپ (سرنمون) خانه در طول زمان تغییر می کند؟” (۲۰۱۲) به بررسی سازمان فضایی آپارتمان های طبقه متوسط در پایتخت برزیل از ۱۹۳۰ تا ۱۹۹۰ میلادی می پردازد تا تأثیرات تفاوت های اجتماعی بر تفاوت فرم های آپارتمانی را بررسی کند.
با توجه به اهمیت موضوع تحقیقات جامع و بسیار مفید و ارزنده ای پیرامون تأثیرات مدرنیسم (نوگرایی) بر معماری صورت پذیرفته است؛ لیکن پژوهش حاضر با نگاهی بر منابع پیشین قصد آن دارد تا از منظری متفاوت و در قالب عمل به چگونگی تأثیرات مدرنیسم بر کالبد خانۀ ایرانی و نحوۀ سازماندهی اجزای خانه پرداخته و از طریق مطالعات کتابخانه ای در کنار تحقیقات میدانی، به معرفی فضاها و تفکیک گونه شناسانۀ کیفی و کمّی پلان، نما و تزیینات در معماری مسکونی دورۀ پهلوی دوم شیراز بپردازد.
۱ـ۳. روش شناسی
مفاهیم فرهنگی و اجتماعی مهمترین مسئله پیش روی محققان هنر در بررسی تغیرات و یا تداوم هنر بوده است و اکثر منابع، با این رویکرد به این مسئله پرداخته‌اند. در فرایندی علمی، طبقه‌بندی و توصیف شکلگیری مفاهیم این پژوهش متناسب با همین دیدگاه صورت پذیرفته است. این طبقه‌بندی‌ها عموماً مشابه یکدیگر به نظر می‌رسند و انسجامی ظاهری دارند.
از آنجایی که در راه شناخت مسیر گونه شناسی آنچه می تواند راهنما باشد این است که ابتدا ماهیت حقیقی خانه و شرایط تکوین و عوامل تشکیل دهندۀ خانه روشن شود؛ از این رو در فصل چهارم به طور مفصل به بررسی خانۀ سنتی و مدرن ایرانی، اصول، مشخصه های کالبدی و غیرکالبدی، اجزا و نحوۀ قرارگیری آن در کنار یکدیگر پرداخته شد.
گونه شناسی از روش ها و فعالیت های کلیدی، کاربردی و راهگشا در مرحلۀ شناخت می باشد. بنابراین در فصل پنجم این پژوهش سعی شده است تا با گونه شناسی خانه های دورۀ پهلوی دوم شیراز به شناخت کامل تر و جامع تری از آنها دست یاید. لذا در ابتدای این فصل از آنجا که در شکل گیری یک گونه به جز عوامل کالبدی، عوامل اجتماعی نیز تأثیرگذار است؛ پس از بیان نقش طبقه متوسط جدید در شکل گیری کاربری مسکونی جدید شکل گرفته در دوران پهلوی دوم، به بررسی تعاریف و مفاهیمی از گونه شناسی براساس لغت نامه ها و نظرات صاحب نظران پرداخته شد.
جهت جمع آوری اطلاعات مربوط به خانه ها فعالیت های میدانی گسترده ای انجام شد.
انتخاب خانه های مورد استفاده در پژوهش به صورت تصادفی انجام پذیرفته است. بدین صورت که با مراجعه به محدوده های مربوط به جامعۀ آماری به صورت تصادفی خانه یا خانه هایی انتخاب و به مترکشی و تهیۀ کروکی دقیق و عکس آنها اقدام گردید. انتخاب خانه در هر خیابان یا محله تا جایی ادامه می یافت که تقریباً خانه ها از نظر تیپ خانه سازی مشابه می شدند. همچنین فرمی تهیه شده بود که برای هر خانۀ انتخابی در هنگام مراجعه پر می گشت. این اطلاعات شامل: آدرس، سال ساخت، متراژ خانه(ابعاد قطعه)، شغل پدر خانواده(طبقه اجتماعی ـ اقتصادی)، نحوۀ ورود به ساختمان و جنس نما بود. این اطلاعات به صورت مصاحبه از مالکین و ساکنین اصلی و مطلعین خانه کسب می گردید. همچنین انعطاف مصاحبه سبب می شد تا اطلاعاتی از منبع ذهنی و خاطرات ساکنین کسب گردد که در روند کار راهگشا بود.
پس از جمع آوری اطلاعات بناها، تحلیل آنها صورت گرفت. تحلیل اطلاعات در قالب تهیۀ جداولی بود که در آن چند فعالیت برای هر خانه صورت پذیرفت:
۱ـ انتخاب کد برای هر خانه با توجه به محل قرارگیری آن در هر محله یا خیابان.
۲ـ تبدیل کروکی دستی به نقشه های اتوکدی.
۳ـ جانمایی در سایت.
۴ـ ترسیم دیاگرام محل قرارگیری حیاط، بالکن و فضای بسته.
۵ـ ترسیم دیاگرام دسترسی.
۶ـ ترسیم دیاگرام فضای خصوصی، عمومی و خدماتی.
در جدول نما نیز علاوه بر استفاده از کدگذاری خانه ها فعالیت های زیر برای هر خانه صورت پذیرفت:
۱ـ تعیین نوع سقف، تعداد طبقات و جنس نما.
۲ـ ترسیم نمای شماتیک خانه.
۳ـ ترسیم نمای ورودی.
مرحلۀ بعد تعیین نتایج حاصل از تحلیل اطلاعات با هدف گونه شناسی بود.
جهت انجام گونه بندی، نخست بایستی معیار گونه شناسی مشخص شود. در انتخاب معیار توجه شد که خصوصیت انتخابی برای گونه بندی نمونه های موجود، قابلیت تسری به تمام نمونه ها را داشته باشد. پس از بررسی ساختار و شکل خانه ها و تحلیل نمونه های موجود، گونه بندی نهایی پلان بر مبنای سه معیار انجام گرفت: همنشینی فضای پر و خالی، محور دسترسی و چیدمان فضاهای داخلی.
معیار همنشینی فضای پر و خالی، اساس گونه بندی اول خانه ها براساس نحوۀ قرارگیری فضای باز، نیمه باز و بسته گردید. منظور از فضای باز(حیاط)، فضای نیمه باز(بالکن) و فضای بسته(فضای از چهارطرف محصور سربسته) است. این شیوۀ گونه بندی رایج ترین شکل گونه بندی است که در آن محل قرارگیری حیاط نقشی تعیین کننده دارد.
معیار دوم محور دسترسی است که اساس گونه بندی دوم براساس نحوۀ دسترسی گردید. منظور از محور دسترسی

دیدگاهتان را بنویسید