پایان نامه با کلید واژه های تکنولوژی، جنگ جهانی اول، مکتب شیکاگو، ساختمان سازی

تا زمانی دوام می آورد ـ تا زمانی قابل تحمل است ـ که بتواند از لحاظ فیزیکی خود را سر پا نگه دارد. فی الواقع اجسام تزیین شده زمانی حقیقتاً غیر زیباشناسانه اند که از بهترین مواد و بیشترین ظرافت و دقت و با صرف زمان زیادی ساخته شده باشند(همان: ۴۱ و ۴۲).
لُس معتقد است که انسان مدرن متشخص تر و ظریف تر شده است. لباس برای انسان مدرن تنها یک پوشش است. شخصیت او دارای چنان قدرتی است که نیاز به نشان دادن آن توسط لباس ندارد. عدم تزیین نشانه ای از قدرت روحی است. انسان مدرن تزیینات فرهنگ های ماقبل و غریبه را بسته به میل خود مورد استفاده قرار می دهد، اما قدرت خلاقۀ خود را بر روی مسائل دیگری متمرکز می کند(همان: ۴۳).
۲ـ۳. معماری مدرن و شاخصه های آن در جهان
معماری مدرن، شیوۀ معماری معاصر سدۀ بیستم است که از میانۀ قرن نوزدهم در اروپا و آمریکا پدیدار شد و پس از چند دهه در سراسر جهان گسترش یافت. چرا که بازتاب بسیاری از دگرگونی های زمانه در زمینه های گوناگون هنری، فن شناسانه(تکنولوژیک) و … بود. برخی از زمینه های آماده کننده برای پدید آمدن اندیشه پردازانی نو در باب معماری و گسترش آن چنین بودند:
الف) گسترش شهرنشینی و پیدایش نیازهای نو برای ساخت ساختمان هایی که تا آن زمان نمونه ای از آن ساخته نشده بود مانند ایستگاه های راه آهن، نمایشگاه های بزرگ کالا، بیمارستان ها و … و در معماری پیش از آن هم هیچگونه فرمان ویژه ای در باب آنها داده نشده بود.
ب) به کارگیری فرآورده های نو در ساختمان سازی همچون چدن، شیشه، فولاد، بتن و بتن مسلح و پیشرفت های بزرگ در فن آوری ساختمان سازی.
پ) افزایش شمار مردمان و جمعیت و نیاز به ساخت خانه سازی انبوه.
ت) پدیدار شدن جنبش های هنری به ویژه در هنرهای وابسته به معماری و به دنبال آّن دیدگاهی نو دربارۀ فضا و زمان.
از دیدگاه تاریخی می توان نخست از جنبش هنر نو(Art Nouveau) و تأثیر آن در معماری یاد کرد. این جنبش گونهای سرپیچی از سوی معماران، نگارگران(نقاشان) و دست اندرکاران هنرهای دستی در برابر دیدگاه ها و هنر گذشته بود. سپس باید از تکنولوژی نو در کار برخی معماران پیشرو اروپایی و آمریکایی یاد کرد که برای نخستین بار از شیشه و فولاد و بتن در ساختمان بهره بردند و توانمندی معماری را در آفرینش فضاهایی نو آنچنان که در جنبش های هنری همزمان در آن سال ها پدیدار شده بود، نشان داده اند همچون کوبیسم در فرانسه، آینده گرایی در ایتالیا، سوپرماتیسم و نئوپلاستی سیزم و شیوۀ دِاستیل در هلند و به ویژه ساختارگرایی در روسیه(رفیعی سرشکی، رفیع زاده و رنجبر کرمانی، ۱۳۸۱: ۴۳۴).
مکتب شیکاگو۴ و سبک هنر نو۵، دو سبک مهم در زیرمجموعۀ معماری مدرن اولیه هستند. وجه مشترک این دو سبک معماری در این بود که هر دو از مصالح ساختمانی مدرن مانند تیرآهن و بتن استفاده می کردند. نکتۀ دیگر اینکه هر دو سبک از تکرار فرم های تاریخی پرهیز و به جای گذشته، نگاه به آینده داشتند. وجه افتراق عمدۀ آنها در استفاده از تزیینات بود. در مکتب شیکاگو از بکارگیری تزیینات پرهیز می شد و یا تزیینات بسیار محدود و اندک مورد استفاده قرار می گرفت. ولی در سبک هنرنو، قرارگیری تزیینات بدیع و جدید بر روی نماهای خارجی و داخلی بنا بسیار گسترده و بعضاً فراگیر بود(قبادیان، ۱۳۹۲: ۱۹۹).
مانند تاریخ گرایی، آذین گرایی، نمادگرایی، ریشه گرایی و … را به کناری نهاد و تلاش کرد جایگزین آنها پاسخی نو بیابد مانند:
۱ـ کارکردگرایی و جداسازی کارکردها بر پایۀ بینشی نو از چگونگی زندگی در جهان نو.
۲ـ سودگرایی، که بنیاد سرمایه داری نو بود.
۳ـ ساده گرایی و پرهیز از آذین گرایی کهن.
۴ـ بی همتا بودن و گرایش به آفرینش چیزی تازه.
۵ـ بازتاب استخوان بندی در کالبد و کارکرد در نما و ساده کردن کالبد(رفیعی سرشکی، رفیع زاده و رنجبر کرمانی، ۱۳۸۱: ۴۳۵).
معماری مدرن به عنوان نقطه عطفی در تاریخ معماری غرب یا به عبارتی در تاریخ معماری جهان بود زیرا برای اولین بار نگرش از سنت، تاریخ و گذشته به عنوان منبع الهام معماری تغییر جهت داد و آینده و پیشرفت به عنوان موضوع و هدف اصلی معماری مطرح شد. معماران و نظریه پردازان مدرن سعی می کردند معماری را به عنوان علم و تکنولوژی با جهان در حال تحول همگون سازند(قبادیان، ۱۳۸۲: ۸۴).
معماری مدرن در قالب سبک جهانی ظهور کرد؛ سبکی که پس از جنگ جهانی اول ریشه دواند و در بازسازی اروپا در دوره پس از جنگ جهانی دوم اشاعه یافت. این سبک داعیۀ آن داشت تا با کنار گذاشتن بی برنامگی و مدیریت سنتی از طریق اتخاذ یک نظام معماری جهانی فرآیند معماری و طراحی ساختمان را اصلاح کند. این معماری جدید با موازین عقلی، سازماندهی شده بود و از کارآمدترین مصالح نظیر بتن، فولاد و شیشه استفاده می کرد(مالپاس، ۱۳۸۶: ۴). معماری مدرن تازه و همگانی است و ریشه در مفاهیم ساختمانی دارد که با یک جامعۀ صنعتی جدید مناسب است به گونه ای که دگرگونی و ترکیب آن، جامعه ای در حال آزمون و شدن را هدف می گیرد. فضا در آن با خواص فیزیکی مشابه به کار گرفته می شود. از فرم مجرد استفاده می کند و گرایش به معماری ناب دارد(جودت، ۱۳۸۴: ۷۸). سنجش معماری مدرن معمولاً متوجه مفهوم عملکردگرایی است، پس پیش از هر چیزی به سودمندی و کارایی توجه دارد. حتی برخی معتقدند مدرنیسم بندۀ قدرت حاکمیت سرمایه داری بوده و معماری را قربانی کرده است که به معنای این است که فرم ها به صورت منطقی از نیازها و منابع کمی قابل دریافتند(نوروز برازجانی، ۱۳۸۲: ۹۳). معماری مدرن به سه دوره ی اولیه، متعالی و متأخر تقسیم می شود که مدرن اولیه خود به سه سبک شیکاگو، نهضت هنر و جنبش فوتورسیم تقسیم می شود. در دورۀ مدرن اولیه کماکان سبک های تاریخ گرایی همچون نئوکلاسیک، رمانتیک و به خصوص التقاطی به عنوان سبک های مهم و رایج در غرب حایز اهمیت بودند. معماری مدرنِ متعالی یا به عبارتی اوج معماری مدرن در بین دو جنگ جهانی اول و دوم یعنی عمدتاً در دهۀ بیست و سی میلادی در اروپا شکل گرفت و یکی از موضوعات کلیدی و بسیار مهم در دوره ی مدرنِ متعالی مسئله ی صنعت، تولیدات صنعتی و تکنولوژی بود (قبادیان، ۱۳۸۲: ۵۰). لوکوربوزیه استفاده از تیرآهن و بتن و پیش ساختگی را مسیر معماری آینده تلقی کرده و تنها راه حل شهرهای آینده را بلندمرتبه سازی و پیش ساختگی می داند. معماری مدرن متأخر را می توان بعد از جنگ جهانی دوم تا اوایل دهه ی ۷۰ میلادی محسوب کرد(همان؛ ۶۳).
۲ـ۳ـ۱. تأثیرات مدرنیته بر تزیینات معماری
روزگاری که معماری مدرن تحت عنوان “سبک بین الملل” در جایگاه معماری فراگیر جهانی درآمد، ویژگی هایی را دارا بود. ویژگی هایی که در باورهای پیشگامان این نوع معماری مانند لوکوربوزیه، میس وندروهه، گروپیوس و تعالیم مدرسه باهاوس داشت. بارزترین این ویژگی ها نفی تزیینات در این نوع معماری و حذف کلیۀ عناصر غیر کارکردی از آن بود(بیتی، نیرومند، ۱۳۹۰: ۱).
در دورۀ معماری مدرن اولیه، سبک هایی چون نئوکلاسیک رمانتیک و بالاخص التقاطی از سبک های رایج در غرب بودند. ولی پس از پایان جنگ جهانی اول و نیاز شدید به ترمیم و خرابی های جنگ و نیاز به تولید انبوه، گرایش به سمت معماری مدرن افزایش یافت. لذا استفاده از تکنولوژی روز و مصالح مدرن و عملکردگرایی و دوری از سبک های پر زرق و برق تاریخی مورد توجه قرار گرفت. معماران صاحب نام این دوره چون والتر گروپیوس، میس وندروهه و لوکوربوزیه، سعی در قطع کردن وابستگی های معماری مدرن به گذشته و تاریخ گرایی داشتند. در سال ۱۹۱۹ میلادی والتر گروپیوس مدیریت مدرسۀ هنرها و صنایع دستی در آلمان را به عهده می گیرد. وی نام این مدرسه را به باهاوس تغییر می دهد. بعد از جنگ جهانی اول مدرسه بیشتر به سمت طراحی صنعتی و فرم های مکعب شکل ساده گرایش پیدا می کند. وی معتقد بود که تولیدات صنعتی در ساختمان ها باید عاری از هر گونه تزیینات و تنها با نمایش عملکرد ذاتی آن باید استفاده شود. وندروهه نیز از معمارانی است که معتقد است ساختمان باید فاقد هر گونه تزیینات و اجزای اضافی باشد. جملۀ معروف وی “کمتر بیشتر است” مشخصۀ سبک وی و درنهایت “سبک بین الملل” است.
آدولف لُس یکی از معماران مدرن اولیه بود و یکی از مخالفان اصلی تزیینات در هنر نو بود، وی دربارۀ مقولۀ تزیین در ساختمان در دوران مدرن می گوید: صلاح است ما برای مدتی تزیین را کنار گذارده و نیروی خود را تماماً بر ساختمان هایی متمرکز کنیم که تنها دلیل زیبایی شان متانت و جدیت آنهاست(لُس، ۱۳۸۲: ۳۷). به این ترتیب وی یکی از مهمترین مؤلفه های مدرنیسم را تنظیم کرد؛ بهره گیری کم از تزیینات و به کامل کردن و خالص کردن سبک زیباشناسانۀ رادیکال خود پرداخت.
معماری نو بسیاری از اندیشه ها و فرمان ها را که تا آن زمان معماران فرمانبردار آنها بودند مانند تاریخ گرایی، آذین گرایی، نمادگرایی، ریشه گرایی و … را به کناری نهاد و تلاش کرد جایگزین آنها پاسخی نو بیابد(رفیعی سرشکی، رفیع زاده و رنجبر کرمانی، ۱۳۸۱: ۴۳۵).
شروع معماری مدرن به صورت مدون و با استفاده از اندیشۀ مدرن از اواخر قرن نوزدهم میلادی بود و خواستگاه این معماری در شهر شیکاگو و در اروپا در شهرهای پاریس و برلین بود. نمونه های ساختمان های مدرن به دور از هر گونه تاریخ گرایی و تزیینات در شیکاگو ساخته شد. استفادۀ بسیار اندک از تزیینات، عدم تقلید از سبک های گذشته از اصول نظری، طراحی و اجرایی این معماران بود که به مکتب شیکاگو شهرت یافت و آن را می توان منشور اولیۀ معماری مدرن محسوب کرد(قبادیان، ۱۳۸۲: ۳۰).
معماری مدرن بیش از هر چیز به کارایی و عملگرایی توجه دارد و از سبک و ابزارآلاتی بهره می گیرد که تا به حال سابقۀ چنین استفاده ای تا به این اندازه نداشته است و به گونه ای در دورۀ مدرن سعی در پیشرفت دارد و از تمام امکانات برای رسیدن به این هدف بهره می جوید. خواه این استفاده سبب محدودیت نقش انسانی در ایجاد آن شود و خواه سبب برتری تکنولوژی بر آدمیت شود. این هدف زمانی بهتر میسر می شود که با کمترین هزینه و بالاترین کارایی باشد و بهترین راه آن است که متوسل به تکنولوژی و برآوردهای علمی شویم. معماری مدرن در عین حال، حالت کل گرایانه دارد یعنی با توجه به اینکه ساختمان ها به صورت صنعتی ساخته می شوند گستردگی و جامعیت می یابد و منحصر در شخص یا سبک خاصی نمی شود. این سبک معماری جهت برآورده نیازها عمل می کند و چون از فرم مجرد استفاده می کند، ضد تزیین، ضد نمایش، ضد استعاره، ضد یادواره تاریخی و ضد طنز است و به گونه ای در این سبک معنا رخت بربسته است(نسبیت، ۱۳۸۹: ۱۴۲).
اگر معماری مدرن تزیینات را از معماری خود حذف نمود بدین دلیل بود که فرهنگ

دیدگاهتان را بنویسید