پایان نامه ارشد رایگان درمورد دانش آموزان دختر، دانش‌آموزان دختر، دانش آموزان پسر، گروه همسالان

(شفیعآبادی، 1388: 154).
یکی دیگر از نظریات مطرح شده در این زمینه نظریه شخصیتی است. از دیدگاه این نظریه انسان با توجه به ویژگی های شخصیتی خود، شغلی را بر می گزیند که برآورنده نیازهایش باشد. افرادی که مشاغل یکسانی را انتخاب می کنند تا حدود زیادی ویژگی های شخصیتی مشابهی دارند. جان هالند از رهبران اصلی این نظریه است. به نظر او انتخاب شغل با نوع شخصیت انسان و گرایش او به سوی مشاغل ارتباط دارد و انسان در تعامل فعال با محیط زندگی است و با توجه به ویژگی های شخصیتی خود، برخی مشاغل را ترجیح می دهد. او در این زمینه این زمینه شخصیت افراد را به شش نوع واقع بین، معنوی یا تعقلی، اجتماعی، قراردادی، تهوری و هنرمند طبقه بندی می کند و معتقد است که هر نوع شخصیتی به سوی انتخاب مشاغل معینی تمایل دارد. به نظر هالند رضایت شغلی میزان سازش بین نوع شخصیت و محیط شغلی است. هر چه میزان سازش بین این دو بیشتر باشد رضایت شغلی بیشتر است (همان، 155).

2-2 جمع بندی چارچوب نظری
بطور کلی در پاسخی به این سوال که چرا افراد مشاغل مختلفی را بر می گزینند و آرزو می کنند، متفکران مختلف بر اساس دیدگاه های خاص خود پاسخ های متفاوتی را ارائه کرده اند.که با توجه به آنچه در چارچوب نظری مطرح شد شامل موارد زیر است:
1- خصوصیات روانی متفاوت افراد بر روی انتخاب هایشان تاثیر گذار است.
2- نیروی محرک و انگیزش افراد برای انتخاب شغل با یکدیگر فرق می کند.
3- چون شرایط اقتصادی و اجتماعی افراد با یکدیگر یکسان نیست، انتخاب آنها متفاوت خواهد بود.
به اعتقاد متفکران علوم اجتماعی نظریه باید بر تحقیقات تجربی و بررسی های کامل متکی باشد. این گروه عواملی نظیر هوش، رغبت ها و شرایط بازار کار را نیز در انتخاب شغل موثر می دانند (شفیع آبادی، 1384: 169). یکی از جنبه های بسیار مهم رویکرد جامعه شناسی به کار به این ادعای کلی مربوط است که کار یک فعالیت اجتماعی است و نه فردی (توسلی، 1385: 328). بنابراین تصمیم برای انتخاب یک شغل در خلاء صورت نمی گیرد بلکه به مجومعه ای از متغیرهایی که محیط ما را احاطه کرده است بستگی دارد.
دونالد سوپر و مارکس وبر اعتقاد دارند که عوامل متعددی از قبیل خانواده، روابط اجتماعی، امکانات محیطی، شرایط بازار کار، خصوصیات فردی، موقعیت اجتماعی و اقتصادی و… از عوامل انتخاب و آرزوهای شغلی محسوب می شوند (شفیع آبادی، 1384: 176).
شرتز نیز منزلت و مقام اجتماعی شغل را در انتخاب آن موثر می داند (شرتز، 1371: 276). کلارک، هولنگ شیدی، هاپاک، لیپست و .. نیز پایگاه اقتصادی و اجتماعی موقعیت و محیط خانواده و شناخت از مشاغل را در انتخاب شغل موثر دانسته اند (اردبیلی، 1378: 181-163).
هالند بر این باور است که انتخاب یک حرفه عمل گویایی است که انگیزش، دانش، شخصیت و توانایی فرد را منعکس می کند. کار کردن در مقام یک نجار به این معناست که او نه تنها از ابزار خاص برای حرفه اش استفاده می کند، بلکه منزلت مشخص، نقش اجتماعی و الگوی زندگی خاصی دارد (هالند، 1376: 31).
سوپر در مورد خود پنداشت بر این باور است که خود آگاهی نخستین مرحله در انتخاب شغل و تغییر شغل است. به اعتقاد وی شغل این امکان را فراهم می آورد تا شخص تصویری که از خود در ذهن دارد به فعل درآورده و ابراز نماید. بنابراین خود پنداشت به معنای این است که فرد خود را چگونه می بیند. اوهارا و تیدمن بر این عقیده اند که اساس انتخاب شغل بر تصمیم گیری قرار دارد. به نظر اوهارا فرد با در نظر گرفتن خویشتن پندار و شرایط اجتماعی، شغلی را انتخاب می کند (سوکی، 1381: 27).

2-3 ادبیات تحقیق
هر پژوهشی علیرغم این که سخنی تازه و روشی دقیق در شناخت پدیده‌ها به کار می‌گیرد، باید متکی به دستاوردهای پیشین باشد. در اینجا هر چند مختصر به چند مورد از مطالعات و بررسی‌هایی که در ارتباط با موضوع مورد بررسی در ایران و خارج از ایران صورت گرفته است، اشاره خواهد شد.

2-3-1 تحقیقات انجام گرفته در داخل کشور
ایران محبوب و طاهریان فرد(1383) در تحقیقی به بررسی عوامل موثر بر آرزوهای شغلی نوجوانان دختر در شهر شیراز پرداختند. روش تحقیق پیمایشی بوده و اطلاعات از یک نمونه توسط پرسشنامه‌ای که در بین چند دبیرستان دخترانه در شهر شیراز توزیع گردید، جمع‌آوری شده است. نتایج بدست آمده نشان داد که 5/3 درصد پاسخگویان علاقمند داشتن شغل در آینده نبوده‌اند. بیشترین علاقه دانش‌آموزان به مشاغلی چون پزشکی (23 درصد)، مهندسی (20 درصد) و وکالت (5/11 درصد) بوده است. همچنین بین پایگاه اجتماعی پاسخگویان و اعتقاد به اینکه تحصیلات دانشگاهی فرد را به مشاغل بهتر هدایت می‌کند ارتباط معنی‌داری وجود دارد. افراد متعلق به پایگاه اجتماعی پایین و متوسط بیش از افراد متعلق به پایگاه اجتماعی بالا اعتقاد داشته‌اند که تحصیلات دانشگاهی فرد را به مشاغل بهتر هدایت می‌کند. از بین عوامل تأثیرگذار بر آرزوهای شغلی نوجوانان، رسانه‌های گروهی (26 درصد)، آشنایان و فامیل (25 درصد) و همچنین مطالعه و تحقیق (24 درصد) بیشترین تأثیر را در آگاهی نوجوانان نسبت به شغل مورد علاقه داشته‌اند. علی رغم تصور، پدران نسبت به مادران در آشنایی با شغل مورد علاقه پاسخگویان تأثیر بیشتری داشته‌اند. بین مشاغل مورد انتظار پاسخگویان و شغل پدر، شغل مادر، طبقه اجتماعی، رشته تحصیلی، و همچنین منطقه آموزشی رابطه معنی‌داری وجود داشته است. همچنین بین مشاغل مورد انتظار پاسخگویان و تحصیلات مادر، تحصیلات پدر، اعتقادات
مذهبی و معدل رابطه معنی‌داری وجود نداشته است. عدم وجود رابطه بین متغیرهای ذکر شده و آرزوهای شغلی را شاید بتوان اینگونه تبیین کرد که با توجه به نظر کالینز افراد درصدد دستیابی به بیشترین حد منزلت ذهنی‌اند و توانایی شان در این زمینه بستگی به منابعی دارد که خود در اختیار دارند. از آنجا که در جامعه ما ساختار ارزشی به گونه‌ای شکل گرفته که بالاترین حد منزلت را به مشاغلی چون پزشکی، مهندسی و وکالت داده، لذا افراد مورد بررسی فارغ از تحصیلات پدر و مادر، با هر معدل و هرگونه اعتقادات مذهبی اکثراً خواهان همین چند حرفه مشخص، یعنی پزشکی، مهندسی و وکالت بوده‌اند. اینگلهارت نیز معتقد است اولویت‌های فرد بازتاب محیط اجتماعی- اقتصادی اوست (ایران محبوب و طاهریان فرد، 1383: 105-87).
قهرمانی در تحقیق تحت عنوان “سنجش گرایش دختران پیش دانشگاهی به شغل پلیس” را در شهر تهران مورد بررسی قرار داد. در این تحقیق که بر روی 379 نفر از دختران مراکز پیش دانشگاهی دولتی شهر تهران انجام گردید، ارتباط معنا داری بین متغیرهای مستقل: معدل، منطقه آموزشی، ویژگی های خانوادگی دانش آموزان، منزلت اجتماعی پلیس، شناخت و آگاهی از پلیس و رفتار پلیس با مردم و متغیر وابسته، گرایش دانش آموزان دختر به شغل پلیس وجود داشت ( قهرمانی، 1387: 1).
زهرا داریانپور (1378) در تحقیقی که روش آن پیمایشی و توصیفی علی بوده است به بررسی عوامل موثر بر انتظارات شغلی جوانان پرداخته است. نمونه مورد بررسی 384 نفر از دانش‌آموزان دختر و پسر سال آخر دبیرستان‌های شهر تهران بوده که به روش نمونه‌گیری خوشه‌ای چند مرحله‌ای از 32 دبیرستان و 8 منطقه آموزشی تهران برگزیده شده بودند. نتایج تحقیق انجام شده بیان گر آن است که مشاغل مهندسی، پزشکی، وکالت، روان‌شناسی و مشاوره حدود 50 درصد مشاغل مورد انتظار پاسخگویان را تشکیل داده است.
در تحقیق دیگری محمد حسن آمنا (1385) به بررسی گرایش های تحصیلی-شغلی دانش آموزان پسر سال اول نظام جدید شهر مشهد پرداخت. نتایج تحقیق نشان داد که بیش از 4/40 درصد از دانش آموزان صفات درآمد و منزلت شغل را مهمترین ویژگیهای شغل مطلوب دانسته اند. بعلاوه مشخص گردید مشاغلی که می تواند نیازمندی های دانش آموزان را برآورد نمایند، عمدتا” از طریق تحصیلات دانشگاهی احراز می شود. 50 درصد از دانش آموزان مشاغل مهندسی و پزشکی را جز مشاغل موفقیت آور محسوب کرده اند. گرایش دانش آموزان به مشاغل اداری و غیر یدی بسیار بیشتر از مشاغل فنی-حرفه ای و یدی است.
برمبنای طیف گوتمن 6/86 درصد پاسخگویان به تحصیلات دانشگاهی گرایش مثبت دارند. نتایج طیف برش قطبین نیز حاکی از این واقعیت است که گرایش دانش آموزان به شاخه نظری بسیار بیشتر از شاخه های کاردانش و فنی و حرفه ای است. در بیان فضای مفهومی ” انسان موفق ” 7/48 درصد پاسخگویان به ویژگیهای اقتصادی، 9/18 درصد به ویژگیهای غیر اقتصادی یا معنوی و 4/32 درصد نیز به ویژگیهای مادی و معنوی اشاره کرده اند.
بین وضعیت اقتصادی خانواده های دانش آموزان و گرایش تحصیلی آنان رابطه وجود داشته است، به گونه ای که دانش آموزانی که وضعیت اقتصادی بهتری داشتند به تحصیلات دانشگاهی گرایش بیشتری داشتند. ونیز فرزندان خانواده های باسوادتر تمایل بیشتری به تحصیلات دانشگاهی و مشاغل مربوط دارند.
دانش آموزانی که وضعیت تحصیلی بهتری دارند نسبت به شاخه نظری گرایش مثبت و نسبت به شاخه کاردانش گرایش منفی دارند.
اعضای خانواده در تمامی امور تحصیلی-شغلی دانش آموز در مقایسه با سایر گروه ها نقش تعیین کننده تری دارند. پس از خانواده اولیاء مدرسه و با اندکی تفاوت دوستان، در امور تحصیلی و شغلی مورد مشورت و مخاطب دانش آموزان هستند.
احمد قاضی‌زاده و بایزید قادری (1377) به بررسی نگرش دانشجویان پزشکی دانشگاه علوم پزشکی کردستان نسبت به آیند? شغلی و عوامل مرتبط با آن پرداخته‌اند. تحقیق مذکور به صورت توصیفی بوده و نمونه مورد مطالعه شامل کلی? دانشجویان پزشکی دانشگاه علوم پزشکی کردستان (270 نفر) بوده است که به صورت سرشماری انتخاب شده‌اند. جمع‌آوری اطلاعات از طریق پرسشنامه کتبی که شامل 24 سوال پنج گزینه‌ای براساس مقیاس درجه‌بندی لیکرت بود، صورت گرفت. نتایج این مطالعه نشان داد که آقایان 4/52 درصد و خانمها 8/27 درصد نسبت به آیند? شغلی خویش نگرش منفی دارند. دانشجویان علوم پایه 24 درصد، فیزیوپاتولوژی 5/48 درصد، کارآموزی 57 درصد، و کارورزی 70 درصد نسبت به آیند? شغلی خویش نگرش منفی داشتند. بین نگرش دانشجویان پزشکی به آیند? شغلی و جنسیت رابط? معنی‌داری وجود داشت (00014/0p). نگرش دانشجویان پزشکی به آینده در بین گروه‌های سنی مختلف یکسان نبوده و از نظر آماری نیز معنی‌دار می‌باشد (00012/0p). نگرش دانشجویان پزشکی به آینده شغلی در بین مقاطع مختلف تحصیلی یکسان نیست و از نظر آماری معنی‌دار می‌باشد (00000/0 p). بین نگرش دانشجویان پزشکی به آیند? شغلی و میزان درآمد خانواده رابط? معنی‌داری وجود داشت (00057/0 p). بین نگرش دانشجویان پزشکی به آیند? شغلی و وضعیت اشتغال رابطه معنی‌داری وجود داشت (01759/0 p). این مطالعه نشان داد که نگرش دانشجویان پزشکی دانشگاه علوم پزشکی کردستان در سال 1377 نسبت به آیند? شغلی در وضعیت مطلوبی نبوده و در این زمینه باید برنامه‌ریزی‌های لازم انجام گیرد.
محمد حسن مقدس جعفری (1374) طرحی تحقیقاتی با عنوان “بررسی نقش عوامل مدرسه‌ای بر علایق و گرایشای شغلی دانش‌آموزان تیزهوش و با استعداد مقطع متو
سطه در شهر کرمان” انجام داده است. روش این تحقیق نیمه تجربی و نمونه شامل 425 نفر از دانش‌آموزان با استعداد و تیزهوش شهر کرمان بوده که برای انتخاب آنان سه ملاک معرفی و تأیید دبیران مربوط، معدل کل دانش‌آموزان در سال تحصیلی قبل و بهر? هوشی بالاتر از 120 در نظر گرفته شده است. هدف تحقیق، بررسی عوامل مختلف اجتماعی مانند خانواده، گروه همسالان و مدرسه بر گرایش‌های دانش‌آموزان و ابزار پژوهش پرسشنامه‌ای شامل 90 سوال بوده است. نتایج تحقیق حاکی از آن است که 61 درصد پاسخگویان با هدف رشته‌های پزشکی و وابسته به آن در دانشگاه ادامه تحصیل خواهند داد. 21 درصد دیگر نیز هدف خود از تحصیلات دانشگاهی را ادامه تحصیل در رشته‌های فنی و مهندسی اظهار داشته‌اند و 8 درصد به رشته‌های مختلفی چون علوم تجربی، علوم انسانی، اقتصاد و الهیات اظهار علاقه کرده‌اند. اطلاعات به دست آمده در خصوص مشاغل مورد علاقه دانش‌آموزان حاکی است که 61 درصد به مشاغل پزشکی و وابسته به آن خواهند رفت، 21 درصد به رشته‌های فنی و مهندسی و 9 درصد گرایش شغلی‌شان به مشاغل آموزشی است و کم تر از یک درصد مشاغل دولتی و نظامی را ذکر کرده‌اند. جنسیت و معدل با مشاغل مورد نظر رابط? معنی‌داری داشته است.
تحقیق دیگری با عنوان گرایش‌های شغلی نوجوانان دختر و پسر در تهران در سطح کارشناسی ارشد علوم تربیتی انجام شده است. هدف تحقیق بررسی مقایسه‌ای گرایش‌های شغلی نوجوانان دختر و پسر بوده است. نتایج به دست آمده حاکی است که افراد نمونه، تصویر نسبتاً روشنی از شغل آینده نداشته‌اند و فقط 12 درصد دختران و 25 درصد پسران مشاغل آیند? خود را در ارتباط با شغل والدینشان انتخاب می‌کنند و به علاوه نوجوانانی که از شرایط اقتصادی، اجتماعی بالاتر برخوردارند، دید بهتری نسبت به شغل آیند? خود دارند. (داریانپور، 1378 : 36)
محمدی کاجی و کامکاری (1383) تحقیقی با عنوان “بررسی تأثیر عوامل زمینه ای بر پیگیری آمال و آرزوهای تحصیلی و شغلی (جهت یابی مسیرهای تحصیلی و شغلی) دانش آموزان کانادایی در مقطع دبیرستان و پس از آن” انجام دادند. هدف مطالعه حاضر این بود که با استفاده از اطلاعات طولی به بررسی تأثیر عوامل زمینه ای (سن، جنس، تحصیلات والدین و وضعیت تحصیلی) بر پیگیری آمال و آرزوهای تحصیلی و شغلی در طول دوره انتقالی از اواسط نوجوانی به اوایل جوانی پرداخت. چارچوب نظری تحقیق حاضر، نظریه رشد اجتماعی بندورا است. بر اساس تئوری یادگیری اجتماعی بندورا جنسیت و سن، تأثیر ادامه داری بر رفتارها و باورهای فرد در جهت انتخاب های تحصیلی و شغلی و دستیابی به آنها دارد. به عبارت دیگر، عواملی که تأثیرات مداوم و دوسویه و متقابل دارند (پیشرفت تحصیلی، کفایت خود ادراک شده، تحصیلات والدین، جنس، و سن)، بهترین پیش بینی کننده های رشد آرزوها، و بدست آوردن نهایی می باشند.
آمال و آرزوهای تحصیلی و شغلی بر اساس سطوح تحصیلی و شغلی هر یک از شرکت کنندگان که قصد به دست آوردن آن را داشتند، مورد ارزیابی قرار گرفت که نتایج بیانگر انتخاب چهار مسیر تحصیلی در سطوح مختلف تحصیلی توسط جوانان (برای اوایل جوانی) بود.
نتایج تحقیق حاضر نشان می دهد که پیشرفت تحصیلی در ابتدای مقطع تحصیلی دبیرستان، تنها متغیری است که به طور ثابت نشان دهنده آرزوهای تحصیلی و مسیر تحصیلی در اوایل

دیدگاهتان را بنویسید