دسترسی پایان نامه : تاثيرات فرهنگ[1] و محيط[2] برخلاقيت

       وراثت فرآيندي است كه به وسيله آن مشخصات جسماني معيني مثل رنگ پوست به شيوه بيولوژيكي از والدين به كودك منتقل مي شود بر اين اساس خيلي از ما شبيه پدر و مادر خود هستيم . تحقيقات انجام شده در مورد دوقلوهاي يكسان كه داراي ژنهاي مشابه هستند نشان داده كه آنها از نظر شخصيتي نيز مشابهت دارند. تشابه خصوصيات فكري ، احساسي و رواني دو قلوهاي يكساني كه از بدو تولد در محيطهاي متفاوت رشد مي يابند دليل محكمي بر تاثير توارث در شخصيت افراد است هرچند در اين گونه موارد ، محيط داراي نقش اساسي است (بني جمالي و احدي ،‌1370ص 14 ). اينكه خلاقيت ريشه هاي ارثي و ذاتي نيز دارد فرض مسلم است اثر وراتت در پيدايش نيروي ابتكار قابل انكار نيست . افراد بي شماري وجود دارند كه در محيطهاي مساعد پرورش يافته اند ولي همه آنها موجد انديشه و فكر نو نشده اند. با آنکه عامل توارث پیدایش استعداد خلاقیت را در افراد ممکن        می سازد معذالک بروز و رشد این استعداد  تحت تاثیر عوامل محیطی است ( جان ، 1997). محیط مساعد چه در زمینه جغرافیایی و چه از لحاظ اجتماعی و فرهنگی در رشد و پرورش قوه ابتکار تاثیر فراوان دارد . عوامل محیطی نه تنها سبب پرورش استعدادها ی مختلف افراد می شود بلکه موجباتی برای تحریک و تشویق افراد به خلق   اندیشه ها را فراهم می سازد . در اجتماعاتی که رشد فردی و رفاه اجتماعی از طریق روش علمی در یک وضع رضایت آمیزی به وجود مي آيد . معمولا مجال پرورش افکار و خلق اندیشه های تازه بیشتری فراهم می شود       ( گراو ، 1998). برخوردها و نيازهاي فرهنگي در شكل گيري رفتار هر فرد ، تاثير بسزائي دارد . انسانها با تقليداز رفتار اطرافيان و متاثر از فرآيندهايي كه تشويق و تقويت مي شوند، ارزشهاي اجتماعي جامعه و طبقه اقتصادي را با زندگي خود درمي آميزند . والدين به محض تولد نوزاد ، فرآيند اجتماعي كردن وي را آغاز مي كنند . مطالعات نشان داده است تفاوتهاي رفتاري بين دو جنس كه قبلا ارثي شمرده مي شد ، بيشتر محصول اجتماع است . والدين تكيه كلام ها ، روشها ، پيش بيني هاي اجتماعي و نحوه نگرش خود را به كودكانشان منتقل مي كنند و كودك نيز آنها را پس از جذب به صورت بخشي از خصوصيات خود درمي آورند (بني جمالي و احدي ، 1370 ، ص 16). كودكان پرورش يافته در محيطهاي هوشمند و حساس كه پيچيده و مملو از انگيزشهاي مختلف است ، احتمالا مجموعه متفاوتي از مهارتها را كسب خواهند كرد . يك محيط زيرك تر و باهوش تر احتمالا انسانهاي باهوش تر و زيرك تري پرورش خواهد داد ( تافلر، 1980، ص 241). ٍ       

ادوارد دوبونو (1992) معتقد است در پاسخ به اين پرسش كه چرا ما به اندازه كافي توجه جدي به موضوع خلاقيت نكرده ايم دلايل بسياري وجود دارد . اولين و در عين حال قوي ترين دليل اين است كه هر تفكر خلاق و ارزشمندي ، همواره بايد در مرحله ي بازنگري ، منطقي و قابل حصول جلوه كند . دفاع و تحقق چنين ايده اي ساده خواهد بود.  در غير اين صورت ارزش آن شناخته نشده و چه بسا  سركوب نيز بشود متاسفانه چنين واقعيت تلخ و درعين حال غلط ، ماهيت فرهنگي دارد كه باعث بي اعتنائي همگان ، حتي پژوهشگران به خلاقيت مي گردد بيش از 95درصد پژوهشگران دنيا اينگونه مي انديشند ( قاسمي ، 1386، ص 12).

ابراهام مازلو اشاره زیبائی به نقش فرهنک و اجتماع در پرورش خلاقیت دارد ” همه انسانها از بدو تولد دارای توانائی بالقوه خلاقیت هستند اما اکثر انسانها این خصیصه را در جریان فرهنگ پذیری از دست می دهند( مویدنیا ، 1384، ص 39) مصادیق بارز عوامل محیطی و فرهنگی ، خانواده ، والدین ، مدرسه و مربیان هستند . میل طبیعی خانواده ها و سازمانها به رفتار پذیرفته شده و محافظه کاری است یعنی شرایطی که مقاومت جدی در برابر تغییرات وجود دارد . بدون شك تخيل و خلاقيت ابتداء در خانواده پايه ريزي مي شود اگر خانواده فرصت هاي لازم را براي سوال كردن ، كنجكاوي و كشف محيط به كودكان بدهد و هرگز آنها را تنبيه نكند ، زمينه را براي رشد خلاقيت فراهم مي كنند . تنبيه و تهديدهاي مكرر ، آفت خلاقيت هاي ذهن است . فرزندان خلاق در خانه به آرامش رواني ، اطمينان خاطر و اعتماد به نفس قوي احتياج دارند هرچند شواهد پژوهشي كافي نيست . اما برخي تحقيقات نشان مي دهد كه والدين كودكان خلاق در رفتار خود هماهنگي بيشتري نشان مي دهند ، كودكان خود را آنگونه كه هستند قبول دارند و آنها را به كنجكاوي در باره اشياء و امور تشويق مي كنند و كودكان خود را در انتخاب موضوعات مورد علاقه آزاد مي گذارند كارها و برنامه هاي آنان را تحت نظر دارند و پيگيري مي كنند.      ( سايت اينترنتي فكرنو ، ص 4) .

تكاليف درسي ، ‌تاكيد بر محفوظات ، توجه به تفاوتهاي فردي و ويژگيهاي كودكان ، رفتار معلم ، جو مدرسه و… از جمله عوامل تاثير گذار بر پرورش و يا سركوبي خلاقيت كودكان هستند . تعارض نقش ها نيز یکی از عوامل مهم محافظه کاری و ناکارآمدی مدارس در ایجاد تغییرات خلاقانه است. از طرفی نظام آموزش و پرورش وظیفه حفظ و تداوم فرهنگ ، اصول ، ارزشها و سنن اجتماعی را به عهده دارند. براین اساس که مدارس از جمله سازمانهای محافظه کار محسوب می شوند و از طرفی همه انتظار دارند مبانی رویکردهای خلاقانه  و تغییرات از آموزش و پرورش شروع شود طبیعی است این وضع ، شرائط تعارض ایجاد کرده و کار برنامه ریزان و مجریان را سخت تر می کند. اگر مدیران و مربیان از این میان راه های متعادل را بیابند در واقع دست به کار هنرمندانه ای      زده اند.

حمایت و یا نفی اساس خلاقیت و یا ترویج شکل فردی و اجتماعی آن و همچنین رویکرد خلاقیت های کوچک و بزرگ ، همه ریشه در فرهنگ ملل دارد.  مثلا فرهنگ غربی خلاقیتهای بزرگ و جهشی را حمایت می کند طرفداری از ارزشهای اجتماعی مثل آزادی ، فردیت ، پیشرفت گرایی بعنوان حمایت از خلاقیت تلقی و عواملی چون ابتکار ، سیالی ، انعطاف و بسط که شالوده نظریه تورنس را شامل است مبانی آنرا تشکیل می دهد( حسن زاده ، 1383، ص 22) . در حالیکه فرهنگ ژاپنی از برداشته شدن قدمهای کوچک در این خصوص بیشتر راضی         می شود . فرهنگ عمومی ایالات متحده آمریکا و ایتالیا ، بیشتر به کار گروهی اهمیت میدهند. اما در کشوری مثل انگلستان ، سنت کار بیشتر متکی بر ابتکار فردی است . شرکت M.I.T.I ژاپن طی مطالعه ی در باره ارتباط فرهنگ با خلاقیت متوجه شد که 51 % از مهم ترین پیشرفتهای علمی قرن 20 ، در انگلستان پا گرفته اند در حالیکه با وجود برنامه ریزی و سرمایه گذاریهای کلان ، تنها 21 در صد چنین پیشرفتهایی مربوط به آمریکاست     ( قاسمی ، 1386، ص 82). همسالان و بزرگترها بعنوان بخشی از محیط رشد کودکان تاثیر شگرفی در بروز خلاقیت ، بویژه شکل گیری اولیه آن دارند روزالیند( 2002) معتقد است بذرهای عقاید و ایده های ابتکاری و نو ، اغلب از تعاملات با همسالان و بزرگترها بوجود می آید ( حسن زاده ، 1383، ص 1).

[1] – Culture effects

[2] – Environment پایان نامه

[3] – Abrahm Maslaw

[4] – Rosalind