پایان نامه ارشد درمورد پایداری شهری، مدیریت شهری، شهر پایدار، زیست محیطی

(Redclift,2000:45) به نقل از حسینی(۱۳۸۹)؛ عنوان می کند که نسبت به این نکته که ممکن است مردم در سایر فرهنگ‌ها یا در زمانهای دیگر، معنی و برداشت متفاوتی از پایداری داشته باشند، بسیار غفلت شده است. به عبارت بهتر، مفهوم پایداری شهری بسته به شرایط زمان و مکان و جوامع مختلف تفاوت می‌کند و به همین جهت امکان تسری و تعمیم یک برداشت خاص از مفهوم پایداری شهری وجود ندارد (بدری، ۱۰:۱۳۸۰).
الگوی پایداری شهری می‌تواند در شکل های مختلف بسته به تاریخ منطقه، فرهنگ، اساس اقتصادی، اقلیم، محیط و سیاستها نمود پیدا کند. رویکرد توسعه‌ی پایدار شهری را می‌توان رویکردی نوین در برنامه ریزی شهری معاصر دانست که به اصالت هایی چون اجتماع در مقابل فرد، اخلاق در مقابل منافع و کیفیت در مقابل کمیت توجهی خاص مبذول می‌دارد(تقوایی، ۴۱:۱۳۸۵). به نظر می‌رسد یک سری نکات کلیدی وجود دارد که بایستی در ارتباط با پایداری شهری مورد توجه قرار گیرد. این نکات عبارتند از: ۱- تأکید بر روی فرآیند و نه نتیجه، ۲- تأکید بر زمینه‌های جغرافیایی، ابعاد مکانی و دانش بومی به جای تأکید بر توصیه‌ها و پیشنهادهای جهان شمول، ۳-تأکید بر وابستگی بین فضاها و مکان های مختلف و همچنین وابستگی در یک مکان در طول زمان، ۴- تأکید بر جریان ها، ارتباطات و انعطاف پذیری در فضای جغرافیایی به جای تأکید بر نتایج قطعی و از پیش تعیین شده، ۵- تأکید بر ظرفیت سازی محلی برای مدیریت پیامدهای ناخواسته و نامطلوب ناشی از شوک ها و تغییرات محیط جهانی، ۶- پایداری شهری بخشی جداناشدنی از پایداری جهانی است که درصدد آزمون شهرنشینی در درون فرآیندهای پویا و پیچیده ی اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و اکولوژیکی تولیدکننده رشد شهری به گونه ای ناپایدار است (National Science Foundation, 2000:12).
در یک دید اجمالی، مبانی نظری مفهوم پایداری در شهر شامل موارد زیر می‌گردد: کاهش آلودگی، نگهداری منابع طبیعی، کاهش حجم ضایعات شهری، افزایش بازیافت ها، کاهش انرژی مصرفی، ایجاد جامعه جنگلی و درختان شهری و نواحی سبز، توسعه شهرهای کوچک برای کاهش اتکا به شهرهای بزرگ، کاهش فواصل ارتباط، ایجاد اشتغال محلی، توسعه مساکن متنوع در مراکز اشتغال، ساختار اجتماع متعادل، حمل و نقل عمومی و کاهش ترافیک جاده ای (Brehany,1994:46)، مدیریت ضایعات بازیافت نشدنی، توزیع منابع و تهیه غذای پایدار محلی (Edward,1991: 218-349)، توسعه مشارکت تمامی ذینفعان در فرآیند مدیریت شهری، تسهیل فرآیند حکمروایی شهری و… .
در واقع پایداری شهری فرآیندی است که منجر به شکل گیری شهری پایدار می گردد. در این رابطه، برنامه شهرهای پایدار سازمان ملل، شهر پایدار را اینگونه تعریف می کند: شهر پایدار شهری است که موقعیت ها و کامیابی‌هایش در ابعاد مختلف توسعه اقتصادی، اجتماعی و کالبدی و زیست محیطی در درازمدت تداوم داشته باشد. چنین شهری دارای اندوخت? پایداری از منابع محیطی است که در آن هرگونه توسعه‌ای که صورت می گیرد، فقط مجاز به استفاده از منابع در سطح بازده آنهاست. یک شهر پایدار امنیتی پایدار را برای ساکنین در برابر مخاطرات طبیعی ایجاد می کند. مخاطراتی که دارای این پتانسیل بالقوه هستند تا روند موفقیت های شهر را با مشکل مواجه کنند (Sustainable cities programme,2001:4). پیترهال پایداری شهری را چنین تعریف کرده است: شکلی از توسعه ی امروزی که توان توسعه مداوم شهرها و جوامع شهری نسل های آینده را تضمین کند (Hall, 1993:22). کمیسیون جهانی محیط زیست و توسعه (WCED) اصول و راهبردهای ضروری ذیل را جهت یک شهر پایدار ارائه می کند:
۱- افزایش فرصت های اقتصادی و اجتماعی به گونه ای که ساکنین شهری را پوشش دهد.
۲- کاهش سهم انرژی در رشد شهری.
۳- کاهش کمّی در مصرف آب، زمین و سایر منابعی که مورد نیاز چنین رشد شهری است.
۴- به حداقل رسانیدن مقدار زباله و فاضلاب و به حداکثر رساندن بازیافت از زباله های تولید شده.
۵- ایجاد سیستم مدیریت با قدرت کافی در جهت نیل به اهداف اقتصادی، اجتماعی و زیست محیطی.
۶- سوق دادن فناوری شهری به سمت اهداف توسعه پایدار.
۷- تقویت توان مناطق مختلف شهری در جهت جلوگیری یا پاسخگویی به تهدیدات و اهداف اقتصادی، اجتماعی و زیست محیطی که در نتیجه عوامل طبیعی یا انسانی حادث می شوند (Jim; et al, 1994:48).
به دنبال اوج گرفتن مباحث مربوط به پایداری شهری و شهرهای پایدار، جهت عملیاتی ساختن این اندیشه گزینه‌های مختلفی از سوی اندیشمندان علوم شهری ارائه گردید و هر کدام از آنها با توجه به زاویه دید خود، بُعدی از شاخص های پایدار شهری را برجسته تر کرده و در پی انطباق سایر مؤلفه ها با آن بودند. به عنوان نمونه، زیست بوم گرایان جهت دستیابی به پایداری شهری، الگوی شهر اکولوژیک را مطرح کردند. اندیشمندانی که با دیدگاه بهداشت و سلامتی به شهر نگاه می کردند، جهت دست یابی به پایداری شهری الگوی شهر سالم را مطرح می کنند.(حسینی،۱۳۸۹: ۷۷)
در طی چند سال اخیر سه رویکرد در زمینه دست یابی به الگوی پایداری شهری، توجه بیشتری را به خود معطوف کرده اند و طراحان و حامیان این رویکردها بر این عقیده اند که این رویکردها دارای جامعیت لازم برای دست یابی به الگوی همه جانبه پایداری شهری می باشند. این سه رویکرد عبارتند از راهبرد رشد هوشمند شهری، راهبرد حکمروایی خوب شهری و راهبرد استراتژی توسعه شهر. در این بین برخی دیگر از نظریه پردازان علوم شهری و به خصوص مرکز اسکان سازمان ملل در جهت دست یابی به الگوی شهر پایدار، رویکرد تهیه‌ استراتژی توسعه شهر (City Development Strategy) را بر مبنای برنامه ریزی راهبردی و استراتژیک مورد توجه خود قرار داده اند و معتقدند که بدون داشتن تفکر راهبردی در برنامه ریزی های شهری، دست یابی به پایداری شهری به سختی امکان پذیر خواهد بود.
۲-۲-۶- نظریه های مرتبط با توسعه پایدار شهری
۲-۲-۶-۱- نظریه مدیریت شهری
این تفکر به دنبال سیل مهاجرت از روستاها به شهرها و ناموفق بودن تمرکززدایی جمعیت شهری و اجتناب ناپذیر بودن رشد شهرها شکل گرفت که رهیافت های مشکلات شهری تا حد زیادی به مدیریت کارآمد شهری بستگی دارد. در واقع ایده‌ی مدیریت شهری متأثر از سه عامل: ۱- ضرورت نزدیک کردن سیاست‌ها و اصلاحات اقتصادی کلان ملی و اقتصادی شهری، ۲- بهره‌گیری از برتری‌های نسبی شهرها و نقش آن ها در فرآیند توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی؛ ۳- آگاهی از وجود همبستگی میان دو بخش دولتی و خصوصی به عنوان دو رکن مکمل در هدایت تغییرات ساختاری که بایستی با مشارکت سایر نهادهای مردم بنیان(NGO) و نهادهای اجتماعی صورت گیرد(پاپلی یزدی، ۱۳۸۶: ۳۲۳).
در دیدگاه جدید مدیریت شهری تغییر نگرش به دو بخش دولتی و خصوصی در فرایند توسعه جامعه مورد تأکید است. این نگرش که بر پایه‌ی نظریه ی جدید رشد اقتصادی قرار دارد، نقش اصلی دولت را در افزایش توان بخش خصوصی و نهادهای مردمی و نیز ایجاد تسهیلات برای فعالیت گسترده آن‌ها در بخش های مختلف جامعه می داند. از دیدگاه این گروه، برنامه ریز شهری، تصمیم گیری و شهرسازی به عنوان هنر مدیریت، بیشتر درگیر معیارهاست تا رفتارها. بنابراین مدیریت شهری عبارت از سازماندهی عوامل و منابع برای پاسخگویی به نیازهای اساسی ساکنان شهر است. با توجه به اینکه شهر دارای نظامی باز است، مدیریت شهری، بیش از حیطه‌ی کالبدی شهر را در بر می‌گیرد(اردشیری، ۱۳۷۹: ۱۲).
۲-۲-۶-۲- نظریه شهر سالم
نظریه شهر سالم به وسیله لئونارد دهل در سال ۱۹۸۴ مطرح شد او شهر سالم را شهری تعریف می کند که به طور مدام در ایجاد و یا بهبود شرایط اجتماعی- کالبدی و توسعه ی منابع، فعالیت کند تا به این وسیله امکان عملکرد درست و کامل، جهت حداکثر بهره‌برداری از توان انسان‌ها را فراهم آورد. به عبارت دیگر پرفسور دهل سنتز جدیدی ارائه نمود که در آن دیدگاه‌های اکولوژیک با دیدگاه‌های جامع بهداشتی، تلفیق شده و سپس با استراتژی بهداشت برای همه با سازمان بهداشت جهانی، در هم ادغام گردید. پس “شهر سالم” شهری است که در آن با ایجاد و گسترش پیوسته شرایط فیزیکی، اجتماعی و زیست محیطی، استفاده بهینه از منابع و امکانات موجود، محیطی فراهم شود که در اثر آن مردم جامعه ضمن حمایت یکدیگر و مشارکت گروهی در انجام کلیه‌ی امور زندگی، قابلیت خود را به حداکثر می رساند(بحرینی، ۱۳۷۸: ۶).
۲-۲-۶-۳- توسعه پایدار انسانی
برنامه توسعه سازمان ملل پس از چهل سال تجربه، مفهوم توسعه پایدار انسانی را پدید آورده است. یعنی دیدگاهی که بر امکانات و توانایی‌های افراد توجه دارد، سلامت و رفاه نسل های فعلی و آینده را دست کم نمی گیرد. در بر گیرنده توسعه است که نه تنها سبب رشد اقتصادی، بلکه مزایای آن را هم به طور برابر توزیع کند، و توسعه ای که محیط زیست را از نو شکوفا سازد نه اینکه آن را در معرض خطر قرار دهد و در توانمند سازی اقشار ضعیف بکوشد، نه اینکه آن ها را به حاشیه براند(Hall,2000: 36).
۲-۲-۶-۴- نظریه نیاز سنجی شهری
بوم شناسی، لئونارد دهل ۲۹ را به سوی مسائلی رهنمون می سازد که از مقوله شهری شدن در جامعه صنعتی ناشی شده است. دهل در ارائه تیپولوژی نیازهای شهری، رویکردی متمایز نسبت به سایر نظریات عرضه می کند. وی نیازهای شهری را با ملحوظ نمودن انگاره شهر به عنوان یک مجموعه منسجم و یک ارگانیسم دسته بندی و طبقه بندی می نماید. وی معتقد است تعریف شهر سخت است. در گذشته شهر داری مرزهای مشخصی بوده است، یک هویت جغرافیایی با زمینه روشن جمعیت شناختی و فرهنگی معین وضع شهر را مشخص می کرد، در حالی که امروز محلات، اجتماعات، شهرها، مادر شهرها و کلانشهرهای فراوان به عنوان پدیده ‌ایی از شهرنشینی وجود دارند. وی با توجه به دگرگونی‌های عمیقی که جوامع شهری نسبت به گذشته یافته اند، مقتضیات تحقق شهر سالم را به شرح ذیل تبیین می کند.
اول) پاسخ های شهر به نیازهای گسترده مردم و سازمانهایش باید مناسب و موثر باشد.
دوم) شهر توانایی تطابق با جزئیات نظام را داشته باشد.
سوم) شهر بتواند نیازهای مدام در حال ظهور و متغیر را تأمین کند.
چهارم) شهروندان باید بتوانند از امکانات شهر خویش استفاده کنند.
اینها عملی نخواهد بود مگر اینکه شهر قادر به آموزش شهروندانش باشد.
“لئونارد دهل” با تشبیه شهر به ارگانیسم زنده، به تعریف و تبیین نیازهای شهر می پردازد و دو سؤال اساسی زیر را مطرح می کند: الف) شهر به چه چیز نیاز دارد تا به صورت یک ارگانیسم سالم توسعه یابد و به افراد امکان تکامل بدهد؟ ب)نیازهای شهر در کلیه مراحل توسعه آن چه هستند؟
دهل در پاسخ به این سؤالات به موارد زیر به عنوان نیازهای شهری اشاره می کند. به طور کلی نیازهای هر شهر به پنج طبقه قابل تقسیم است:۱-

دیدگاهتان را بنویسید