پایان نامه ارشد درمورد مدیریت شهری، برنامه ریزی، خدمات عمومی، توسعه پایدار

مورد مطالعه، از مولفه های تحرک مکانی و یکپارچگی کارکردی(شاخص هایی مانند دسترسی به وسایل حمل ونقل عمومی، قابلیت دسترسی به بازار و مراکز اقتصادی برتر، فاصله زمانی دسترسی تا مرکز استان و…)، کیفیت فیزیکی سکونت و قابلیت دسترسی به خدمات(شاخص هایی مانند ضریب دسترسی جمعیت به انواع خدمات عمومی، درصد مساکن ساخته شده با مصالح بادوام، درصد خانوار برخوردار از مسکن، ضریب تنوع خدمات و ضریب دسترسی جمعیت به انواع خدمات عمومی و…) و مولفه تجهیزات و امکانات شهری(شاخص هایی مانند تعداد ایستگاههای آتشنشانی، توالت عمومی، دفاتر خدماتی و…) استفاده شده است. نتایج حاصل از بررسی و تحلیل این شاخص ها در شهرهای مورد مطالعه نشان می دهد که از لحاظ شرایط پایداری کالبدی، شاخص قابلیت دسترسی به بازار و مراکز اقتصادی، تنها در شهر نکا از امتیاز بالایی برخوردار بوده است. بنابراین یکی از ویژگیهای فضایی شهرهای کوچک مورد مطالعه، دوری از بازار و مراکز اقتصادی برتر می باشد. شاخص فاصله زمانی دسترسی تا مرکز استان نیز در شهرهای نکا و رستمکلا بواسطه نزدیکی با مرکز استان از شرایط خوبی برخوردار بوده است.
شاخص مرکزیت مکانی در شهرهای رامسر و نکا در شرایط پایدارتری نسبت به دیگر شهرها قرار داشته است. این شهرها بواسطه این نقش، عملکرد خدماتی بیشتری را نسبت به شهرهای دیگر در حوزه پیرامونی شان ارائه می دهند. شاخص دیگر که تا اندازه ای چهره و وضع کالبدی شهرهای کوچک استان را نشان می دهد، مساکن ساخته شده با مصالح بادوام می باشد. نتایج حاصل از بررسی های کالبدی در این زمینه حاکی از وضعیت مناسب تر مساکن در شهرهای رامسر، فریدونکنار و نکا نسبت به دیگر شهرهای استان می باشد. و استفاده از مصالح بادوام در مساکن شهری در شهرهای زیراب، رستمکلا و نور در وضعیت مناسبی قرار ندارد. از لحاظ شاخص ضریب دسترسی جمعیت به انواع خدمات عمومی شهرهای رامسر و نکا و امیرکلا از شرایط بهتری نسبت به شهرهای دیگر برخوردار بوده اند. شاخص سرانه های شهری بویژه تجهیزات و تاسیسات شهری، تنها شهرهای نکا و رامسر از وضعیت مناسبتری نسبت به شهرهای دیگر برخوردار بوده اند و دیگر شهرهای کوچک مورد مطالعه در شرایط ناپایدار قرار داشته اند.
در مجموع تحلیل وضعیت پایداری کالبدی حاکی از پایداری ضعیف تر شهرهای کوچک واقع در بخش جلگه و کوهپایه نسبت به شهرهای ساحلی می باشد. مهمترین عوامل در این زمینه وجود مشکلات و معضلاتی مانند محدودیت فیزیکی و بلعیده شدن زمین های مرغوب کشاورزی و باغی، استقرار جمعیت بر روی مسیل ها، کمبود سرانه های شهری و تأسیسات و تجهیزات شهری از قبیل آب شرب، شبکه فاضلاب و حمل ونقل، مسائل و مشکلات مربوط به کیفیت فیزیکی ساختمانها، ادامه روند بورس بازی و معاملات زمین، نداشتن سیما و منظر مطلوب شهریِ در خور شأن و منزلت ساکنان شهری در این شهرها، کمبود شدید خدمات شهری، نبود زیرساخت های لازم، ضعف طرح های شهری و فقدان مدیریت شهری کارآمد که باعث نابسامانی کاربری اراضی شهری در این شهرها شده و فضایی آشفته را برای شهروندان به ارمغان آورده و توسعه پایدار شهری را در این شهرها به خطر انداخته است، می باشد. مدیریت شهری همچنین، در اکثر شهرهای کوچک مورد مطالعه در پراکنش و استقرار کاربری ها دارای دیدگاه شهرسازی نبوده و با صدور مجوز برای استقرار کاربری های ناسازگار در کنار هم و در میان محلات مسکونی، امنیت و آسایش شهروندان را در بخش هایی از فضای شهری سلب نموده است. هر چند به باور عده ای از صاحبنظران تنوع در کاربری ها رفاه اجتماعی و سرزندگی را در فضای شهری برای شهروندان به ارمغان می آورد ولی در صورت تنوع و ادغام بی ضابطه، فضای مصنوع همچون غده سرطانی عمل نموده و باعث سلب رفاه و امنیت شهروندان شده و توسعه پایدار شهر را به خطر می اندازد. موارد فوق الذکر نشان می دهد که مدیریت شهری و سیاست کنترل کاربری اراضی آن در هدایت توسعه شهر و جانمایی کاربری ها ضعیف بوده است. بنابراین به نظر می رسد ضعف مدیریت شهری شهرهای کوچک مورد مطالعه در نابسامانی و عدم همجواری مناسب کاربری ها مؤثرترین عامل بوده است. از این رو، چنانچه از هم اکنون برنامه ریزی برای مدیریت این شهرها و بویژه چگونگی گسترش آتی این شهرها صورت نپذیرد، این شهرها در آینده ای نه چندان دور دچار مسائل و معضلات فراوانی می گردد که به از بین رفتن رفاه شهروندی و عدم دستیابی به شهری پایدار خواهد انجامید.
مسئله دیگری که به گسترش بدون برنامه و ناهمگون این شهرها منجر شده، اقدامات و تفکیک اراضی شهری به دست افراد به شکل خصوصی و غیرکارشناسی است، که به واسطه آن شهر به صورت پراکنده و بدون برنامه قبلی در جهت های گوناگون رشد یافته است. در چنین گسترشی، شهرنشینی مقدم بر شهرسازی است و برای اینکه این شهرها از روند و گسترشی متعادل برخوردار گردند لازم است شهرسازی بر شهرنشینی مقدم شود. در این خصوص به نظر می رسد کنترل و جهت دادن به روند ساخت و سازها برای هدایت منطقی گسترش شهری و مدیریت بیشتر از سوی مسئولان شهری جهت توسعه مثبت و همه جانبه شهر ضروری می باشد. علاوه برموارد ذکر شده، در راستای تقویت پایداری کالبدی-زیرساختی شهرهای کوچک استان توجه به مواردی مانند افزایش فضاهای خدماتی بر اساس نیازهای شهروندان، افزایش امکانات بهداشتی- درمانی- بیمارستانی جهت رفاه حال شهروندان، اختصاص سرانه های خدماتی بیشتر به این شهرها، ایجاد زیرساختهای تفریحی – ورزشی بیشتر جهت گذراندن اوقات فراغت اهالی شهر حائز اهمیت می باشد.
از منظر خصوصیات کالبدی، یکی از بزرگترین معضلات در شهرهای کوچک استان مازندران خصوصاً در شهرهای کوچک ساحلی که به واسطه ویژگی های زیباشناختی، از پتانسیل بالای گردشگری برخوردار است، تبدیل زمینهای مرغوب کشاورزی به کاربری های شهری و توریستی و ویلا سازی می باشد که سبب تغییرات زیاد در ساختار فضایی -کالبدی این شهرها و گسترش آن در زمین های کشاورزی اطراف شده است. این عمل باعث مدفون شدن خاک حاصلخیز زراعی در زیر هزاران تن سیمان، آسفالت و آجر شده و ضمن گسترش بی رویه شهرها و پیامدهای ناشی از آنها، پیامدهای بسیاری ناشی از کمبود تولیدات کشاورزی را به بار خواهد آورد. لذا در طرحهای جامع و هادی این شهرها، تثبیت کاربری های موجود کشاورزی بایستی در اولویت کامل قرار گیرد. سیاست های توسعه افقی در شهرهای استان که از دهه های قبل آغاز شده به همراه مشکلات ناشی از رفتن در ارتفاع و توسعه عمودی سبب توسعه و گسترش بیش از حد شهرها و ایجاد شهرک ها و مجتمع های مسکونی و توریستی شده که علاوه بر خسران های وارده به توسعه کالبدی، بر محیط طبیعی و زیست منطقه نیز خسران جدی وارد نموده و برخلاف معیارهای توسعه پایدار در حرکت است. علاوه برآن کمبود زیرساختهای ارتباطی و تجهیزاتی، تصرف بیش از ۹۵ درصد اراضی ساحلی توسط بخش دولتی و خصوصی، ساخت و ساز بی رویه در ساحل دریا و محو شدن چشم انداز بصری دریا از عمده ترین مشکلات توسعه شهری در این شهرها به شمار می آیند. از طرفی دیگر شهرهای مورد نظر به دلیل دارا بودن جاذبه های طبیعی، صنعتی، اقتصادی، توریستی و به عنوان یکی از اصلی ترین قطب های جاذب جمعیت در استان طی سال های اخیر رشد بسیاری کرده اند. این روند متأثر از رشد جمعیت و ورود مهاجران، منجر به ساخت وسازهای بدون برنامه در این شهرها شده است. این امر لزوم برنامه ریزی و هدایت آگاهانه، سازماندهی اساسی و طراحی مناسب شهری را به منظور جلوگیری از به زیر ساخت و ساز رفتن زمین های کشاورزی افزایش داده است. یکی از کارکردهای اساسی در برنامه ریزی شهری با توجه به رشد جمعیت و کمبود امکانات زیربنایی، چگونگی و نحوه گسترش فیزیکی شهر برای جوابگویی به نیازهای فعلی و پیش بینی برای نیازهای آینده شهر است، که در این شهرها کمتر بدان همت گماشته شده است. در این راستا ایجاد مجتمع های مسکونی در نواحی با تراکم کم به عنوان راه حل اساسی برای حل مشکل مسکن شهری و محدود کردن گسترش فیزیکی شهر و جلوگیری از ساخت و ساز در اراضی کشاورزی با هدف حفظ زمین های باارزش کشاورزی قلمداد می شود. بر این اساس، استقرار مازاد جمعیت در فضاهای خالی و محدوده شهر، نیازمند برآورده ساختن نیازهای معقول و منطقی ساکنان شهر و همچنین آسیب ندیدن کیفیت زندگی آنهاست؛ در غیر این صورت، توسعه نامتناسب باعث به مخاطره افتادن رفاه، آسایش و سلامتی شهروندان می گردد.
در نهایت با توجه به نتایج بدست آمده از تحلیل وضعیت ابعاد پایداری در شهرهای کوچک مورد مطالعه حاکی از وضعیت بهتر شاخص ها و مولفه های پایدری کالبدی در شهرهای ساحلی مورد مطالعه نسبت به شهرهای جلگه ای و کوهپایه ای است.عواملی مانند درآمد بالای شهرداری ها بواسطه توریستی بودن این شهرها، اجرای طرح جامع شهری در این شهرها و سرانه مناسب برخورداری از انواع خدمات، زیرساختها و امکانات و تسهیلات شهری (که نقشی بی بدیل در ارتقاء پایداری کالبدی دارند) در شهرهای کوچک ساحلی باعث افزایش سطح پایداری کالبدی در این شهرها شده است.
۵-۲-۵- پایداری شهرهای کوچک و ویژگی های مکانی- فضایی
در اینجا پایداری شهرهای کوچک مورد مطالعه را در ارتباط با برخی از ویژگی های مکانی- فضای مانند، موقعیت طبیعی، جمعیت و مرکز شهرستان مورد ارزیابی قرار گرفته است. بررسی وضعیت پایداری محیطی در ارتباط با موقعیت طبیعی شهرهای مورد مطالعه بر اساس جدول(۵-۱۸) نشان می دهد که میانگین امتیاز پایداری در شهرهای ساحلی بیشتر از روستاهای کوهپایه ای و جلگه ای است که نشان دهنده وضعیت پایداری مناسبتر شهرهای ساحلی نسبت به شهرهای مناطق کوهپایه ای و جلگه ای است.
جدول۵-۱۸: وضعیت طبیعی و میزان پایداری در شهرهای کوچک مورد مطالعه
وضعیت طبیعی
تعداد شهرها
درصد شهرها
ارزش پایداری
وضعیت پایداری
ساحلی
۴
۵۷
۰.۵۱
پایداری متوسط
جلگه ای
۲
۲۹
۰.۴۲
پایداری ضعیف
کوهپایه ای
۱
۱۴
۰.۳۹
ناپایدار
بررسی میزان پایداری شهرهای کوچک استان مازندران در ارتباط با تعداد جمعیت نشان می دهد که شهرهای دارای جمعیت بیشتر وضعیت پایداری بهتری دارند، به گونه ای که هر چه بر تعداد جمعیت شهرها افزوده گردد به همان نسبت وضعیت پایداری نیز بهتر بوده است جدول(۵-۱۹).
جدول۵-۱۹: جمعیت و میزان پایداری در شهرهای کوچک مورد مطالعه
جمعیت
تعداد شهرها
درصد شهرها
ارزش پایداری
وضعیت پایداری
۱۰ تا ۲۰ هزار نفر
۲
۲۹
۰.۳۹
ناپایدار
۲۰ تا ۳۰ هزار نفر
۲
۲۹
۰.۴۶
پایداری ضعیف
۳۰تا ۴۰ هزار نفر
۲
۲۹
۰.۵۰
پایداری متوسط
۴۰ تا ۵۰ هزار نفر
۱
۱۴
۰.۵۹
پایداری متوسط
بررسی میزان پایداری شهرهای

دیدگاهتان را بنویسید