پایان نامه ارشد درمورد تراکم نسبی، نرخ رشد، نقاط شهری، استان مازندران

است.
۴-۱-۳-۲-۲- توزیع و استقرار شهرها بر اساس ویژگی های توپوگرافی
استان مازندران واجد پست ترین و بلندترین نقاط موجود در کشور است. سواحل دریای مازندران در تراز منفی ۲۷ متر، گودترین نقاط موجود در کشورند. همچنین قله دماوند به ارتفاع ۵۶۷۱ متر بلندترین نقطه کشور است. اختلاف ارتفاع نسبی در حدود ۵۶۹۵ متر در فاصله ای کمتر از ۱۰۰ کیلومتر حاکی از توپوگرافی خشن و وجود نقاط بسیار ناهموار و مرتفع است که سبب خالی شدن پهنه های وسیعی از سکونتگاه‌های دایمی در سطح استان شده است. در مقابل قسمت های کم ارتفاع و هموار در بخش جلگه ای بقدری متراکم و انبوه است که زنگ خطر بحران‌های زیست محیطی را به صدا در آورده است. لذا توزیع جمعیت در سطح استان مازندران بسیار نامتوازن و ناهمگن است. جدول(۴-۱) توزیع نقاط شهری در سطح استان مازندران را بر اساس ویژگی‌های ارتفاعی نشان می دهد.
جدول۴-۱: توزیع نقاط سکونتی و تعداد جمعیت آنها بر اساس پهنه های توپوگرافی
نقاط شهری
مساحت(نسبی درصد)
مساحت به هکتار
طبقات توپوگرافی
ردیف
جمعیت(نفر)
تعداد(شهر)
۶۱۳۷۲۲
۲۲
۸/۱۰
۲۵۷۱۹۱
۰-۲۷-
۱
۹۹۱۴۴۴
۱۶
۳/۹
۲۲۰۷۷۸
۰-۱۰۰
۲
۲۲۵۳۳
۳
۹/۲
۶۹۱۴۴
۲۰۰-۱۰۰
۳
۸۱۲۹
۱
۲/۵
۱۲۴۳۱۶
۴۰۰-۲۰۰
۴
۲۳۳۷۸
۲
۲/۵
۱۲۴۸۵۷
۶۰۰-۴۰۰
۵
۱۸۳۹۹
۳
۲/۱۵
۳۶۰۸۵۲
۱۲۰۰-۶۰۰
۶
۸۶۸۰
۶
۴/۵۱
۳۷۳۹۷۲
۱۲۰۰به بالا
۷
منبع: نتایج سرشماری نفوس مسکن ۱۳۹۰- استانداری مازندران
توزیع جمعیت بر حسب طبقات ارتفاع نشان می دهد که پهنه صفر تا ۱۰۰ متر متراکم ترین و پر جمعیت ترین محدوده در سطح استان است، بطوری که تراکم نسبی جمعیت در این پهنه حدود ۰۶/۷ نفر در هر هکتار است. بر روی این پهنه تعداد ۱۶ شهر با جمعیتی در حدود ۹۹۱۴۴۴ نفر که ۳۱ درصد از نقاط شهری و ۵۹ درصد از جمعیت شهری را دربر می گیرد زندگی می کنند که حاکی از تراکم زیاد جمعیت بر روی این پهنه است. پهنه فوق قسمت های میانی و بالادست جلگه مازندران را پوشش می دهد که شامل رسوبات میان دشتی و بالا دشتی و مخروط افکنه رودخانه های بزرگ و دشت سرهاست. بافت مناسب خاک، همواری نسبی زمین، دسترسی به سفره مناسب آب زیرزمینی و حفظ فاصله از سواحل ماسه ای دریا و اراضی پایین دست جلگه که عمدتاً خاک ها دارای بافت سنگین و زهدار هستند، از جمله پتانسیل های طبیعی در این پهنه است که موجب جذب جمعیت شده است. مقایسه تعداد جمعیت و سکونتگاه و تراکم نسبی جمعیت بین طبقه ارتفاعی مزبور با طبقه ماقبل آن(۲۷- تا صفر متر) و طبقه مافوق آن (۱۰۰ تا ۲۰۰ متر) افت یکباره و ناگهانی جمعیت در طبقه بالاتر و فراوانی شهرهای کوچک در طبقه پایین تر را نشان می دهد.
طبقه ارتفاعی ۲۷- تا صفر۷۴ متر با مساحتی معادل ۲۵۷۱۹۱ هکتار در حدود ۸/۱۰ درصد از کل مساحت استان را در بر گرفته است که با مساحت طبقه صفر تا ۱۰۰ متر(۶/۱۲ درصد از کل مساحت استان) تفاوت چندانی ندارد. با این حال تراکم نسبی جمعیت در سطح آن حدود ۷۷/۳ نفر در هر هکتار است. به این ترتیب نواحی ساحلی و جلگه های پست که حاوی رسوبات پایین دشتی هستند نسبتاً تراکم کمتری دارند و این مسأله نشان می دهد که اقتصاد کشاورزی در جلگه مازندران بر اقتصاد دریا- تفوق بیشتری دارد و منابع آب و خاک مناسب که درپهنه صفر تا ۱۰۰ متر پراکنش دارند از اهمیت بیشتری برخوردار بوده و باعث جذب جمعیت بیشتر شده اند. در طیف ارتفاع ۲۷- متر تا صفر متر تعداد نقاط شهری به ۲۲ نقطه با ۶۱۳۷۲۲ نفر جمعیت می رسد. گرچه تعداد نقاط شهری بیشتر از طیف ارتفاعی بالاتر از خود است، لیکن این شهرها عمدتاً کوچک و کم جمعیت هستند. بطور کلی در این طیف ارتفاع که نواحی ساحلی و جلگه‌ای پست با رسوبات پایین دشتی را شامل می شود جمعیتی در حدود ۱۰۰۲۵۲۷ نفر زیست می کنند که ۶/۳۲ درصد از کل جمعیت استان است. چنانچه سطح جلگه خزر را با تراز ارتفاعی ۱۰۰ متر لحاظ کنیم که به تقریب انطباق زیادی با اراضی جلگه ای داشته و در نقطه عطف جلگه با کوهپایه و کوهستان است، می توان گفت حدود ۸/۸۶ درصد از کل جمعیت استان که جمعیتی در حدود ۲۶۳۸۰۱۱ نفر را شامل می شود در سطح جلگه زیست می کنند. این در حالی است که اراضی جلگه ای که از لبه دریا تا تراز ۱۰۰ متر را شامل می شود در مجموع مساحتی در حدود ۶/۴۷۷۹ کیلومتر مربع دارد که حدود ۲۰ درصد از کل مساحت استان است. در این ناحیه ۳۸ نقطه شهری استقرار یافته که در حدود ۷۲ درصد از نقاط شهری استان را شامل می شود.
از ارتفاع ۱۰۰ متر به بالا جمعیت به یکباره افت سریع نموده بطوریکه تنها سه نقطه شهری با جمعیتی معادل ۲۲۵۳۳ نفر در طیف ارتفاع ۱۰۰ تا ۲۰۰ متر زندگی می کنند. پهنه فوق با مساحتی در حدود ۴۳/۶۹۱ کیلومتر مربع ۹/۲ درصد از کل مساحت استان را شامل شده که تراکم نسبی جمعیت آن حدود ۱۷۱ نفر در هر کیلومتر مربع است. گرچه تفرق و پراکنش جمعیت در این طیف ارتفاع، کاهش قابل ملاحظه ای نسبت به پهنه ماقبل خود دارد، لیکن به دلیل اتصال و پیوستگی پهنه ها در سطح زمین و اینکه هنوز در این ارتفاعات شیب زمین کم تا متوسط ارزیابی می شود، لذا تراکم نسبی جمعیت در سطح استان بسیار نزدیک است و کماکان جزء پهنه های پرجمعیت و یا با جمعیت متوسط محسوب می شود. نکته مهم اینکه اکثر آبادی های واقع در این محدوده جمعیت های متراکم و انبوهی دارند و بسیاری از روستاها در آستانه تبدیل به روستاشهر یا شهرهای کوچک هستند. به لحاظ ویژگی‌های توپوگرافیک این محدوده شامل دشت سرها، رأس مخروط افکنه ها، تپه ماهورهای مشرف بر دشت و یا کوهپایه های کم شیب مشرف بر جلگه را شامل می شود.
طبقه ارتفاعی ۲۰۰ تا ۴۰۰ متر با مساحتی در حدود ۱۲۴۳ کیلومتر مربع در حدود ۲/۵ درصد از کل مساحت استان را شامل شده است. در این پهنه ارتفاعی تنها یک نقطه شهری(شهر شیرگاه) با ۸۱۲۹ نفر جمعیت وجود دارد. تراکم نسبی جمعیت در این پهنه حدود ۴۳ نفر در هر کیلومتر مربع است. این وضعیت پراکنش و تفرق کامل جمعیت همراه با افزایش ارتفاع را نشان می دهد.
ششمین کمربند ارتفاعی استان پهنه ۴۰۰ تا ۶۰۰ متر را شامل می شود که مساحت این پهنه حدود ۵/۱۲۴۸ کیلومتر مربع است و ۲/۵ درصد از کل مساحت استان را شامل شده و با مساحت طبقه پیشین خود تفاوت چندانی ندارد، اما از حجم و تعداد جمعیت کاسته شده و تراکم نسبی جمعیت به ۳۳ نفر در هر کیلومتر مربع می رسد. در این پهنه تعداد دو شهر زیراب و پل سفید با جمعیتی حدود ۲۳۳۷۸ نفر قرار دارد. این پهنه عمدتاً کوهپایه های مرتفع و یا دره های وسیع رودخانه ای مانند دره رودخانه تالار را شامل می شود و شهرها عموماً کوچک و کم جمعیت می باشند. می توان گفت رابطه خطی کاملاً معناداری بین تعداد نقاط سکونتگاهی و جمعیت موجود در آنها و کاهش جمعیت وجود دارد بطوریکه با منفک کردن جمعیت جلگه و از تراز ارتفاع ۱۰۰ متر تا ۱۲۰۰ متر به ازای هر ۱۰۰ متر افزایش ارتفاع جمعیت به نصف طبقه پایینی خود کاهش می یابد. کمربند ارتفاعی ۶۰۰ تا ۱۲۰۰ متر گسترده ترین و پر وسعت ترین پهنه در هفت طبقه اول نقشه توپوگرافی استان است. این پهنه مساحتی در حدود ۵/۳۶۰ کیلومتر مربع دارد که ۲/۱۵ درصد و نزدیک به یک ششم از کل مساحت استان را شامل شده است. علیرغم وسعت زیاد، تراکم نسبی جمعیت بر روی این پهنه اندک بوده و حدود ۱۷ نفر در هر کیلومتر مربع است. بر روی این پهنه سه نقطه شهری استقرار دارند که در مجموع جمعیتی معادل ۱۸۳۹۹ نفر دارند. واحد توپوگرافی فوق از دیدگاه ژئومورفولوژیک شامل تعدادی از دشت‌های میانکوهی، چون دشت فریم صحرا و یا دره های رودخانه ای و کوهستان های جنگلی است.
در نهایت در نقاط ارتفاعی بالای ۱۲۰۰متر با مساحتی معادل ۱۲۲۴۱۸۱ هکتار که حدود ۴/۵۱ درصد از کل مساحت استان را در بر گرفته است، تنها شش شهر با جمعیتی معادل ۸۶۸۰ نفر قرار دارد. تراکم نسبی جمعیت در این پهنه حدود ۲۵ نفر در هر کیلومتر مربع است. این وضعیت نیز کاهش و پراکنش کامل جمعیت همراه با افزایش ارتفاع را در این پهنه نشان می دهد.
۴-۲- ساختار اجتماعی استان
۴-۲-۱- تحلیل ساختار جمعیت
استان مازندران در سال ۱۳۹۰ جمعیتی حدود ۳۰۳۷۴۰۳ نفر را در خود جای داده بود که این جمعیت حدود ۱/۴ درصد از جمعیت کل کشور را در بر می‌گیرد. شهرستان‌های فریدونکنار،میاندرود، عباس‌آباد و گلوگاه با ۹/۱ ،۸/۱، ۵/۱ و ۳/۱ درصد دارای کمترین سهم از جمعیت استان در این سال بوده‌اند جدول(۴-۱۴). شهرستان های ساری، سوادکوه و بابلسر در سرشماری صورت گرفته در سال ۱۳۹۰ دارای نرخ رشد جمعیتی منفی بوده اند.
تراکم نسبی جمعیت در استان در سال ۱۳۹۰، معادل ۴/۱۲۹ نفر در هر کیلومتر مربع بوده است. شهرستان قائم‌شهر با ۶۶۹ نفر در هر کیلومترمربع، بالاترین و شهرستان سوادکوه با ۳۱ نفر در هر کیلومترمربع، پایین‌ترین تراکم جمعیت را به ‌خود اختصاص داده‌اند.
رشد جمعیت استان طی دهه ۶۵-۱۳۵۵ که رشد نسبتاً بالا و نزدیک به ۴ درصد بوده، در دهه ۷۵-۱۳۶۵ به ‌سوی رشد متعادل پیش رفته و به حدود ۳۴/۱ درصد کاهش یافته و این کاهش طی دهه ۸۵-۱۳۷۵ همچنان ادامه داشته و به حدود ۱۷/۱ درصد تقلیل یافته است. نرخ رشد جمعیت در سال ۱۳۹۰ نسبت به سرشماری سال ۱۳۷۵ نیز ۱/۱ درصد بوده است. کاهش رشد جمعیت طی دو دهه اخیر در استان و کشور در راستای سیاست کنترل و کاهش باروری زنان جامعه می‌باشدجدول(۴-۲).
جدو۴-۲: جمعیت استان مازندران به تفکیک نقاط شهری و روستایی(به نفر و درصد)
طی سال‌های ۹۰-۱۳۷۵ نرخ رشد متوسط جمعیت شهری ۲۶/۲ درصد درمقابل ۰۷/۰- درصد کاهش نرخ رشد جمعیت روستایی بوده است. نرخ رشد مثبت نسبتاً بالای جمعیت شهری در مقابل نرخ رشد منفی جمعیت روستایی موجب شده ضریب شهرنشینی که در سال ۱۳۷۵ حدود ۶/۴۸ درصد بوده در سال ۱۳۹۰ به حدود ۷/۵۴ درصد افزایش یابد. رشد بالای جمعیت شهری طی این سال ها به‌دلیل مهاجرت جمعیت روستایی به شهر، الحاق و تبدیل برخی از نقاط روستایی به شهر و نیز وجود جاذبه‌های شهری و تنوع شغلی در مناطق شهری بوده که عقب‌ماندگی برخی نقاط روستایی و حاشیه‌ای شهرها را نیز درپی داشته است. جدول(۴-۳)
جدول(۴-۳): تعداد و نرخ رشد جمعیت استان مازندران به تفکیک نقاط شهری و روستایی در سال های ۱۳۷۵تا۱۳۹۰
محدوده
جمعیت
نرخ رشد سالانه
۱۳۷۵
۱۳۸۵
۱۳۹۰
۸۵-۱۳۷۵
۹۰-۱۳۸۵
۹۰-۱۳۷۵
نقاط

دیدگاهتان را بنویسید