منابع مقاله درباره استان خراسان، کاهش استرس

Acaulospora بود (Barcenas et al., 2007). در شمال شرق هند از درخت Michelia champaca قارچ های میکوریز آربوسکولار Glomus macrocarpum،
G. glumerulatum، G. microaggregatum، G. sinuosum، G. clavisporum، G. rubiform و G. twiwanense و از درخت Alnus nepalensis قارچ های G. rubiform و G. aureum شناسایی شدند (Panna et al., 2009). در بررسی روی درخت افرای قرمزAcer rubrum در کارولینای جنوبی ناحیه ای در شمال غرب ایتالیا، به دلیل کاشت افرا در خاک اسیدی دارای فسفر کم، میزان 22% کلنیزاسیون قارچ میکوریز در ریشه ها مشاهده شد و همچنین رشد بهتری داشت اما در خاک طبیعی، میزان کلنیزاسیون ریشه 3% بود (Wiseman et al., 2005). از رایزوسفردرختان Grevillea robusta، Pterocarpus marsupium، Azadirachta indica، Coreya arboreya، Acacia melanoxylon وCasuarina equisetifolia در منطقه Dharwad در کارناتاکا، قارچ های میکوریز Glomus aggregatum،G. etunicatum، G. fasciculatum، G. microcarpum،G. mosseae ، G. tubeforme و جنس های Gigaspora، Acaulospora، Sclerocystis و Scutellospora شناسایی شدند (Lakshman et al., 2001). در جنگل Angustifolia با بررسی قارچ های میکوریز آربوسکولار، گونه های شناسایی شده قارچ میکوریز در ماه خرداد عبارت بودند از Archeospora gerdemanii، Glomus macrocarpum ، mellea Acaulospora و در ماه مهر شامل colombiana Entrophospora، Glomus macrocarpum و Glomus microcarpum بودند (Vicente et al., 2010). با بررسی اثر قارچ های میکوریز آربوسکولار بر روی درختان Polyphylla dyera و Filaria aquilaria در جنگل Noutimber، نتیجه نشان داد که وجود قارچ های میکوریز، باعث افزایش چشمگیری در درصد کلنیزاسیون ریشه، درصد فسفر و ازت، وزن خشک ریشه و ارتفاع درختان شد (Turjaman et al., 2006). از رایزوسفر درختان جنگلی در برزیل، قارچ های میکوریز آربوسکولار Glomus taiwanensis، G. glomerrulatum،G. sinuosum، G. coremioides و G. fuegianum جداسازی شدند (Goto et al., 2005). تلقیح قارچ میکوریز آربوسکولار بر روی درخت سنا (Senna spectabilis) باعث افزایش در طول ریشه، وزن خشک ریشه، ارتفاع، تعداد برگ، وزن خشک ساقه، نسبت ساقه به ریشه، افزایش تعداد روزهای نزدیک به پژمرده شدن کامل گیاه و افزایش مقدار آب بافت برگ شد (Bot et al.,2008). با بررسی اثر قارچ های میکوریز آربوسکولار در احیاء جنگل و مراتع تخریب شده در جنگل های پر باران استوایی در اکوادور، مشاهده شد که وجود قارچ های میکوریز Glomus intraradices،G. uesiculiferum و G.fasciculatum اثر مفید داشت (Haug et al ., 2010). در مقایسه گونه های غالب و غیر غالب درختی در منطقه Guyana در اکوادور در رابطه با قارچ های میکوریز آربوسکولار، مشاهده شد که گونه های درختی غالب Dicymbe corymbosa، D. altsonii در مقایسه با گونه های غیر غالب درختی Aldina insignis دارای درصد بالای کلنیزاسیون میکوریزی هستند (Mcguire et al., 2008). با تلقیح قارچ های میکوریز آربوسکولار بر روی درختان Oubanguina alata، Microberlina bisulcata و Tetraberlinia moreliana، افزایش درصد ازت برگ، نسبت ساقه به ریشه، فسفر، کلسیم، پتاسیم، منیزیوم، فتوسنتز، راندمان آب، میزان تعرق و همچنین مقاومت بیشتر به خشکی مخصوصا در Tetraberlinia moreliana مشاهده شد (Then et al., 2008). قارچ های میکوریز آربوسکولار باعث افزایش پلی فسفات در گیاه همزیست Castanea sativa برای تامین منبع فسفات می شوند (Martin et al., 1998).
تلقیح قارچ میکوریز آربوسکولار Paxillus involutus همراه با مایع ژله ای به درختان Fagus sylvatica باعث تامین منبع نیتروژن و کربوهیدرات مناسب و در نتیجه کاهش استرس های محیطی در مراحل جوانه زنی بذر و سایر مراحل رشدی آنها می شود (Beniwal et al., 2011). در نفوذ و همزیست شدن قارچ های میکوریز آربوسکولار با ریشه های درختان Fagus sylvatica ، آنزیم های اگزوکیتیناز، ?-N استیل گلوکز آمینیداز و کیتینولاکتیک تاثیر بسزایی دارند(Hoge et al., 1996). همزیستی قارچ های میکوریز آربوسکولار با درختان Fagus sylvatica ، با اضافه نمودن مواد شیمیایی Catechin،Epicatechine ، Procyanidin به خاک بیشتر می شود (Beyeler et al., 1997). قارچ های میکوریز آربوسکولار همزیست ریشه درختان Fagus sylvatica در زمان بروز تنش خشکی از ذخایر هیفی خود از جمله سوکروز، گلوکز، فروکتوز، مانیتول و آرابیتول در اختیار گیاه میزبان قرار می دهند (Shi et al., 2002). تلقیح قارچ های میکوریز آربوسکولار Frankia spp و Gigaspora rosea با هم باعث افزایش انشعابات ریشه ای و کاهش ریشه های مویی در Alnus glutinosa می شوند (Orfanoudakis et al., 2010). در شمال غرب آرژانتین تعداد 20 درخت Alnus acuminateکاشته شد و مشخص گردید که در فصل بهار بدلیل درصد پایین هدایت الکتریکی، مواد آلی، ازت و فسفر درصد کلنیزاسیون فارچ های میکوریز آربوسکولار بیشتر است (Becera et al., 2007). اثر همزیستی قارچ های میکوریز آربوسکولار بر جوانه زنی و رشد بذر در چهار درخت جنگلی در مکزیک به نام های Caesalpinia eriostachys، Cordia alliodora، Ipomoea wolcottiana، Pithecellobium nangense بررسی شد و تنها درخت Cordia alliodora رشد بیشتری نسبت به حالت غیر همزیستی میکوریزی از خود نشان داد و بقیه درصد تغییر کمی داشتند (Huante et al., 1993). در بررسی اثر همزیستی میکوریزی مشخص شد که درختانPinus pinaster و Laccaria bicolor همزیستی بسیار خوبی با قارچ های اکتو میکوریزی Pseudotsuga menziesii دارند و باعث رشد بیشترشان می شود (Perrin et al., 1996). اثر همزیستی قارچ میکوریز آربوسکولار Frankia sp بر روی درخت Alnus acuminate در سه سطح مختلف 100-50 و 10 گرم از لحاظ میزان فسفر خاک بررسی شد و به این نتیجه رسیدند که هر چه میزان فسفر بیشتر باشد رقابت گره های گیاه برای ذخیره کربوهیدرات بیشتر شده و وزن خشک کل گیاه افزایش می یابد (Gordon et al., 2008). در آرژانتین در جنگل های Rungas، روی درختAlnus acuminate ، قارچ های میکوریز آربوسکولار Acaulospora sp و Glomus sp شناسایی شدند (Becerra et al., 2010). درشرق کانادا درختان Acer saccharum کاشته شده در مناطق جنگلی با خاک اسیدی قارچ های میکوریزآربوسکولار Glomus rubiforme، Glomus sp و Acaulospora spp بیشتر مشاهده شد اما Glomus macrocarpum و Glomus aggrega
tum نیز در مقادیر کم وجود داشت (Moutoglis et al., 1996). در شرایط آزمایشگاهی درخت Castanea sative در مجاورت همزیستی با قارچ های میکوریز آربوسکولار قرار گرفت. در هر ده روز وزن خشک ریشه های اصلی و ریشه های مویی اندازه گیری شد. بعد از 50 روز وزن ریشه های مویی و تازه در اثر کلنیزاسیون سریع و بهتر سلول های گیاهی با قارچ های میکوریز آربوسکولار در مقایسه با ریشه های اصلی بسیار افزایش یافت (Martin., 2008). با تلقیح قارچ میکوریز آربوسکولار Glomus intraradices مشخص شد که درختان Alnus cordata، A. incana وزن خشکشان به خاطر کلنیزاسیون بالا و در نتیجه ازت و فسفر بالا، افزایش بیشتری در مقایسه با A. glutinosa داشتند (Monzon et al., 2000). اثر چهار قارچ اکتومیکوریز در همزیستی و تاثیر رشدی درخت Castanea sativa بررسی شد که بیشترین همزیستی و تاثیر در افزایش رشد را قارچPisolithus tinctorius داشت و دو قارچ دیگر یعنی Laccaria laccataو
Amanita muscaria تاثیر کمی داشته و قارچ Piluderma croceum تاثیری نداشت (Martins et al., 2009). در جنوب غربی چین قارچ اکتومیکوریز Tuber indicum سهم مشارکتی بالایی در همزیستی با درختان Castanea mollissima و Pinus armandii داشت (Ceng et al., 2006). به درختانCastanea sativa در مرکز ایتالیا که آلوده به قارچ Phytophthora قارچ های همزیست اکتومیکوریز تلقیح شد که باعث رو به بهبودی رفتن این درختان شد. قارچ Cenococcum geophilum 8/40 % و قارچ های Russula nigricans، R. lepida، R. delica، R. vesca و
R. azurea نیز درصد کمی را به خود اختصاص دادند (Blom et al., 2009). در مطالعه ای در رابطه با همزیستی میکوریز آربوسکولار با دو رگه های مختلف درخت Populus sp نشان داده شد که تاثیر شرایط خاک نسبت به نوع ژنوتیپ این درختان در افزایش همزیستی جمعیت میکوریز آربوسکولار بیشتر است (Karlinski et al., 2010). در احیای زمین های آلوده به مواد نفتی حاصل از فعالیت های کارخانه های صنعتی، کاشت درختان Populus deltoids و P. nigra در مجاورت قارچ های اکتومیکوریز مثل Tuber sp، Pezizales sp، Laccaria sp و Wilcoxina sp نتیجه مثبتی داشته است(Bois et al., 2004). در تحقیقی نشان داده شد که قارچ های اکتومیکوریز Xrocomus chrysentero، Boletus edulis، Laccaria amethystea، Pisolithus tinctorius همزیستی بهتری با درخت Populus deltoids در مقایسه با قارچ های Calvatia craniformis، Boletus speciosus، Leccinium scabrum و Rhizopogen luteous دارند (Ma et al., 2008). همزیستی قارچ اکتو میکوریز Laccaria bicolor با درخت Populus tremuloides بسیار مثبت ارزیابی شده است (Larsen et al., 2011). قارچ اکتومیکوریز Gigaspora margarita همزیستی خوبی با درخت Prunus avium دارد و باعث رشد بهتر آن در شرایط استرس های مختلف محیطی دارد (Pons et al., 1983). تولید هورمون اکسین در درخت Prunus avium 70% و در P. cerasus 15% به حضور قارچ اکتومیکوریز Hebeloma cylindrosporum وابسته است (Grange et al., 1997). حضور قارچ اکتومیکوریز Scleroderma verrucosum باعث افزایش پلی فنل در سلول های اپیدرمی ریشه درخت Quercuss ilex می شود (Novero et al., 2011). درخت Quercuss ilex با قارچ اکتومیکوریز Hebeloma mesophaeum نسبت به Cenococcum geophilum و Paxillus involutus همزیستی بهتری دارد (Oliveria et al., 2010). تراکم قارچ های اکتومیکوریز Genea harknessii، Tomentella sp، Tuber candidum و Cenococcum geophilum در همزیستی با درخت Quercus garryana در خاک های سرپنتاین که دارای مقادیر آهن و منیزیم و فلزات سنگین بالایی هستند در مقایسه با خاک های غیر سرپنتاین کاهش پیدا نمی کنند و می توانند این شرایط خاک را تحمل کنند (Mariah et al., 2009). قارچ اکتومیکوریز Laccaria laccata همزیست با ریشه درختQuercus robur با انتقال عنصر غدایی سولفور و نیتروژن باعث افزایش گلوتامین و گلوتاتیون و نیز افزایش جوانه زنی بذر آن می شود (Seegmullar et al., 2002). قارچ اکتومیکوریز Tuber melanosporum باعث افزایش قابل توجه فسفر در درختQuercus faginea و اکثر عناصر غذایی در درخت Pinus halepensis و نیتروژن در Q. petraea می شود (Nunez et al., 2008). در جنگل های کالیفرنیا درصد تشکیل هیف نسیت به آربوسکول در قارچ های اکتومیکوریز در یک نقطه مشخص در نوک ریشه های درختان Quercus douglasii، Q. wislizenei و Pinus sabiniana بررسی شد که هیف58% و آربوسکول 18% را شامل می شدند (Hynes et al., 2010). گونه غالب قارچ اکتومیکوریزی در جنگل های بلوط در جنوب غربی پرتقال در منطقه Alentejo، قارچ Cenococcum geophilum بود که در 93-87 درصد خاک ها یافت شد (Azul et al., 2010). قارچ های اکتومیکوریز Laccaria و Tuber در غالب مناطق با درخت Quercus garryana همزیستی خوبی دارند (Southworth et al., 2009). در جنگل های بلوط همزیستی بین قارچ های اکتومیکوریز با درخت Quercus agrifolia در مقایسه با Q. douglasii و Q. garryana، در انتقال نیتروژن به گیاه بیشتر است (Hc et al., 2007). میزان همزیستی قارچ اکتومیکوریز Cenococcum در درختQuercus rubra که 21 سال سن داشتند80% و در نهال های جوان 5 ساله 15% می باشد (Gebhart et al., 2007). در همزیستی قارچ های اکتومیکوریز با درخت Quercus rubra قارچ های Cenococcum genophilum و Tomentella species در تمام مناطق یافت شدند و قارچ Tomentella terrestrs کمترین درجه همزیستی را داشت (Gebhart et al., 2009). در تحقیقی قارچ های اکتومیکوریز همزیست با Quercus ilex در جنگل های مدیترانه ای 72% آنها را خانواده های Thelephoriaceae، Russulaceae و Cortinariaceae شامل می شدند و در واکنش به خشکی هوا از لحاظ میزان در دسترس قرار دادن عناصر سطحی خاک در اختیار گیاه تغییر چندانی مشاهده نشد (Richard et al ., 2011). در آزمایشی استرس آبی باعث کاهش میزان ازت، فسفر، پتاسیم، منیزیم و کلسیم در همزیستی قارچ اکتومیکوریز Tuber melanosporum با درخت Quercus ilex شد. اما استرس خشکی هوا به بهبود استرس آبی پرداخته و میزان کلنیزاسیون قارچ اکتومیکوریز نیز کاهش نیافت (Nonez et al., 2009). با فشرده سازی خاک و افزایش شوری در خاک های اطراف درخت Ulmus americana، مشاهده شد که قارچ های اکتومیکوریز مانع کاهش سدیم، وزن خشک و میزان هدایت هیدرولیکی ریشه می شوند (Polanco et al., 2008). تاکنون از مناطق مختلف ایران و روی
میزبانان مختلف انواع گونه های قارچ میکوریز آربوسکولار گزارش شده است. اولین بار گونه هایGigaspora margarita وGlomus fasciculatum از باغات مرکبات جنوب کشور جداسازی شد (مهرآوران و میناسیان، 1363). در مطالعه روی بیماری پوسیدگی ذغالی سویا، وجود سه گونه Glomus fasciculatum و Glomus microcarpumو باغات پسته قزوین و رفسنجان گونه Gigaspora margarita جداسازی شد (Mehravaran,1989). در بررسی نمونه های خاک اراضی زعفران استان خراسان گونه های Glomus microcarpum وGlomus fulvum گزارش شد (Kianmehr, 1991). با مطالعه قارچ های میکوریز آربوسکولار همزیست ریشه گندم، جو، ذرت و سورگوم، 21 گونه قارچی جداسازی شد (صدروی، 1378). این گونه ها عبارت بودند از: G. muliforum, Glomus caledonium, G. coronatum, G. mosseae, G. etunicatum, G. claroideum, G. clarum, G. macrocarpum, G. geosporum, G. constrictum, G. deserticola, G. fasciculatum, G. intraradices, G. gibbosum, G. dominikii, Entrophospora infrequens, Acaulospora trappi, Acaulospora sp, Sclerocystis sinousa, Scutellospora pellucida, Scutellospora diurpurascens
با بررسی روی خاک و ریشه درختان گیلاس باغ های اطراف تهران سه گونه از قارچ های میکوریز آربوسکولارشامل گونه های G. constrictum, G. etunicatum, G. mosseae شناسایی شد (زنگنه و

دیدگاهتان را بنویسید