ژانویه 23, 2021

یکی بود و یکی نبود

چهارشنبه‌سوری
به روایت: علی نقی بهروزی
زنده یاد علی نقی بهروزی در کتاب ارزشمند واژه‌ها و مثل‌های شیرازی و کازرونی «انتشارات اداره کل فرهنگ و هنر فارس» می‌نویسد: در شیراز به دو شب چهارشنبه‌سوری گفته می‌شود. یکی آخر ماه اسفند (چهارشنبه آخر سال) و دیگر چهارشنبه آخر ماه صفر، در هر دو شب مراسمی به عمل می‌آید که کاملاً شبیه به هم‌اند.
ولی در شب چهارشنبه آخر سال (چهارشنبه آخر اسفند) مفصل‌تر می‌باشد. مردان و زنان شیراز معتقدند که هرگاه عصر سه‌شنبه آخر سال در آب سعدی (آبی که از قنات آرامگاه سعدی یا حوض ماهی جریان دارد) شستشو کنند تا سال دیگر بیمار نمی‌شوند. از این رو، عصر سه‌شنبه آخر سال ازدحام غریبی در اطراف جدول مزبور دیده می‌شود.
باید دانست چون آب قنات سعدی یک نوع آب معدنی است که در آن جیوه مخلوط است و برای امراض جلدی مفید است، مقارن غروب شب چهارشنبه‌سوری در جلو در خانه‌ها آتش زیادی می‌افروزند و زنان و مردان و اطفال از روی آن می‌پرند و می‌گویند: «زردی من از تو، سرخی تو از من» و در کنار آن یک سبو یا کوزه‌ی سفالین کهنه را می‌شکنند نیّت آن‌ها در این کار این است که در سال آینده گره از کار آن‌ها گشوده شود.
در بنادر جنوب مردم به جای شکستن کوزه، در کنار آتش، کنار دریا می‌روند و آن را در دریا می‌اندازند از جمله مراسم مخصوص شب چهارشنبه‌سوری که بیش‌تر بین زنان و به خصوص دختران دم‌بخت مرسوم و متداول است «فال گوش» می‌باشد.
آجیل مشکل‌گشا
در بعضی از منازل، مجلس شب‌نشینی می‌شود و در آن آجیل مشکل‌گشا مصرف می‌کنند.
باید دانست که آجیل مشکل‌گشا بر خلاف آجیل‌های معمولی که شور است «شیرین» می‌باشد. یعنی از خارک، کشمش، نخودچی، مویز، انجیر، قصبک و شکرپنیر تشکیل می‌شود. در حالی که حاضرین مشغول خوردن آجیل هستند. زنی قصه‌ی آجیل مشکل‌گشا را می‌گوید.
در شب چهارشنبه‌سوری ریختن کندر و اسفند در آتش که آن را در شیراز بوخوش گویند مرسوم و متداول است.
صحبت از قصه‌ی آجیل مشکل‌گشا شد. روایت شیرازی این قصه را که در کتاب قصه‌های مردم فارس جلد اول آورده‌ام می‌خوانید این قصه در شیراز به نام «قصه‌ی بابا خار کن» معروف است.
چهارشنبه‌سوری در مسجد بردی «قصردشت» (که امروزه جزء شهر شده است)
به روایت: جواد شاسمن
در قصردشت در آغاز شب زن و مرد لباس نو به تن کرده و در هر خانه گوشه‌ای از حیاط شمعی روشن می‌کنند و در آن به رقص و پایکوبی می‌پردازند. بعد بوته‌های خار یا چوب را در کوچه‌ها آتش زده و از روی آتش می‌پرند و می‌گویند:
«سرخی تو از ما زردی ما از تو»
فال گوش ایستادن هم در قصردشت مرسوم است که زن‌ها آن را انجام می دهند. از مراسم دیگر فال کلوک KOLUK است. کلوک کوزه‌های دهن گشادی است که روی آن را لعاب سبز داده و برای نگهداری روغن و ترشی استفاده می‌کنند. (فقیری، 1382: 35)
(تاریخ عکس: 1390، عکاس: نگارنده پایان نامه، موضوع عکس: نوروز در شیراز)
قصه‌های نوروزی مردم فارس:
قصه بابا خار کن
یکی بود و یکی نبود
جلّز خدای ما همیشلی بود