نوامبر 30, 2020

گیاه شناسی

لغت صنوبر در ادب فارسی زیاد بهکار رفته است، شعرا قد و بالای محبوب و معشوق را به صنوبر مانند کردهاند. (رنگچی 268:1389)
به بالا صنوبر به دیدن چو حور چو خورشیدش از چهره میتافت نور (سعدی/ بوستان 20:1385)
طوبی. طوبی، نام درختی است در بهشت که به خانه از اهل جنّت شاخی از آن باشد و میوههای گوناگون و خوشبویی از آن حاصل آید. بعضی از مفسّرین گفتهاند که اصل این کلمه حبشی و به عقیدهی بعضی هندی است. از میوهی این درخت حلی و حلل و هرچه آرزوی مومن باشد بیرون میآید. صوفیان طوبی را به معنی طیب وقت و حالت خوشی گرفتهاند.(معین)
بر از شاخ طوبی کسی بر نداشت که امروز تخم ارادت نکاشت (سعدی/ بوستان 116:1385)
عرعر. عرعر، درختی است از تیرهی عرعرها که دارای برگهای مرکب و برگچههای بسیار است. اصل این گیاه از چین و ژاپن است که به ایران آورده شده و در نقاط خشک انتشار یافته است. درخت عرعر در باغ ها، پارکها و کنار خیابانها کاشته میشود و تا ارتفاع بیست و سی متر رشد میکند. برگهایش بزرگ و به طول شصت تا هفتاد سانتیمتر است و گل آن زرد متمایل به سبز با بوی ناخوشایند.
از خواص عرعر این است که آب کمی میخواهد و در اراضی کم آب این درخت را میکارند که با رطوبت مختصر زود نمو میکند و بر زمینها سایه میگستراند. (رنگچی 282:1389)
در «غیاث اللغات» آمده است: آن درختی است که قسمی از سرو باشد و آن سرو کوهی است.
به عقیدهی استاد دهخدا، عرعری که در شعر شاعران آمده است، این درخت است نه به معنی درخت عرعر امروزی. (رنگچی 283:1389)
یاسمن بویی که سرو قامتش طعنه بر بالای عرعر می زند (سعدی/غزل ها 49:1385)
کاج. درختی است از تیرهی مخروطیان که همیشه سبز است.(معین)
با قامت بلند صنوبر خرامشان سرو بلند و کاج به شوخی دمیدهاند (سعدی/غزل ها 226:1385)
گز. گز، درختچهای است از تیرهی گزها، جزو ردهی دو لپهایهای پیوسته گلبرگ، برگهای این گیاه ریز و بههم فشرده و گل هایش منظّم و صورتی یا سفیدرنگ است. در حدود سی گونه از این گیاه شناخته شده است، ساقههای چوبی و شاخههای باریک دارد.
به طور کلی گز نام عمومی گونههای درختچهی مزبور است ولی در کتابها به نامهای مختلف از قبیل اثل، شوره گز و گز معمولی ذکر شده است. درخت گز از درختان گرم سیری و ویژهی شوره زارها است و برای جنگل کاری جنوب شایان توجه است زیرا هم در برابر خشکی مقاومت میکند و هم قلمهی آن خوب میگیرد و رشد میکند. (رنگچی 334:1389)
اگر بدکنی چشم نیکی مدار که هرگز نیارد گز انگور بار (سعدی/ بوستان 37:1359)
گندنا. گندنا، به معنی تره است؛ از نظر گیاه شناسی گیاهی است از تیرهی سوسنی ها جزو دستهی گل سوسن که گیاهی است دوساله و در اروپا و آسیا و افریقا میروید، ارتفاعش در بعضی گونهها ممکن است تا تا شصت سانتیمتر هم برسد، گل هایش کرهای و در انتهای ساقه قرار دارند. برگهای این گیاه جزو سبزیهای خوردنی مصرف میشود.
شاعران زیادی در خصوص بیارزش بودن گندنا و هم ردیف بودن آن با پیاز و سیر و ترب، شعر گفتهاند. (رنگچی 355:1389)
بوستان تو گندنا زاریست بس که میکنی و میروید (سعدی/ گلستان 126:1381)
مغیلان. خار مغیلان یا مغیلان که مخفف امّ غیلان است و به آن خارشتر یا خار اشتر گویند، گیاهی است از تیرهی پروانهواران، دارای گلهای خوشهای به رنگ سرخ یا سفید و دارای خارهای بی شمار. در بادیه به ویژه در صحاری عربستان و حجاز میروید، و دو نوع دارد: قسمی از آن به قد درخت سیب و از آن کوچکتر، که در اوّل سفید است و چون کهن گردد مانند آبنوس سیاه میشود؛ قسمی دیگر پر خار و ساقش سیاه رنگ است و بسیار بلند میشود و برگ هر دو قسم ریز تر از برگ سیب و گلش سفید و میوهاش سرخ است و با آن پوست حیوانات را دبّاغی میکنند. در ترجمهی ((صیدنه)) ابوریحان چنین آمده است:
درخت امّ غیلان بزرگ و خار آن کج است و صمغ آن نیکوترین صمغها است و دارای خارهای بسیار است و بعضی گویند آن را گلی خشبوی بود و چون آن گل زرد شود از وی تخمی بیرون آید به اندازهی باقلا که عرب آن را علف گوید. (رنگچی 123:1389)
چنان گرم رو در طریق خدای که خار مغیلان نکندی ز پای (سعدی/ بوستان 62:1359)
مهرگیاه. مهرگیاه یا مهرگیا که نام فارسی یبروح الصّنم است گیاهی است از تیرهی بادنجانیان که علفی است. این گیاه دارای ریشهی ضخیم و گوشتدار و غالبا دو شاخه است و شکل ظاهری ریشهی آن به هیکل آدمی شباهت دارد، به همین دلیل در مورد این گیاه از قدیم افسانههای مختلفی در بین ملل رواج یافته است.
برگهای مهرگیاه نسبتا بزرگ و مستقیماً از ریشه جدا میشوند؛ گلهایش به رنگهای سفید، صورتی، قرمز و بنفش دیده شدهاند.

نوشته ای دیگر :   اختلافات مذهبی