کشورهای توسعه یافته

دمستز و ویلالونگا (2001) ارتباط بین ساختار مالکیت و عملکرد شرکتها از نظر آماری هیچ ارتباطی مهمی بین ساختار مالکیت و عملکرد شرکت وجود ندارد.
سوی و ماک (2002) ارتباط میان مالکیت مدیریتی و عملکرد شرکت رابطه ای غیرخطی میان مالکیت مدیریتی و عملکرد شرکت وجود دارد.
فان و وانگ (2002) ارتباط بین میزان اطلاع رسانی درآمدها و ساختار مالکیت افزایش مالکیت مدیریتی یا مالکیت سرمایه گذاران نهادی مشکل مالک – نماینده میان سهامداران و مدیران را کاهش می دهد و در نتیجه مدیران انگیزه و فرصت کمتری برای کنترل درآمدها دارند، لذا اطلاع رسانی درآمدها افزایش یافته و اطلاعات بیشتری به سرمایه گذاران خارج از شرکت می‌رسانند.
فارینها (2002) رابطه مالکیت مدیریت و پرداخت سود در زیر سطح 30 درصد مالکیت مدیریت، ارتباط مستقیمی بین نسبت مالکیت و سطوح پرداختهای سود وجود دارد اما در بالای آن سطح، ارتباط معکوس است. به طوری که هر چه نسبت مالکیت مدیران در شرکت بیشتر باشد سود کمتری پرداخت می شود.
شورت، ژانگ و کیسی (2002)
رابطه سیاست تقسیم سود و مالکیت های نهادهای مالی ارتباطی مثبت میان سیاست پرداخت سود و مالکیت نهادهای مالی وجود دارد. همچنین ارتباطی منفی میان سیاست تقسیم سود و مالکیت مدیریتی وجود دارد.
وود و فرانکفورتر (2002) مطالعه تئوری های سیاست سود تقسیمی مدل سیاست تقسیم سود باید ترکیبی از نظریه های مالی، اثرات روانشناسی و رفتاری را در نظر بگیرد.
بیکر، پاول و ویت (2002) بررسی مجدد معمای سودهای تقسیمی سیاست تقسیم سود شرکت تا حدودی خوشایند می باشد و اگر شرکت از این حد خوشایند خارج شود، قیمت سهام به طور منفی و اساسی واکنش نشان می دهد.
گورسوی و آی دوگان (2003)
اثر ساختار مالکیت بر عملکرد شرکتهای با مالکیت متمرکز،نسبتهای P/E و میانگین بازده بالاتری دارند و مؤسسات با مالکیت خانوادگی، بازده و نسبتهای P/E پایین تری دارند.
ایوازین، بوث و کلیری (2003) بررسی رفتار سودهای تقسیمی در بازارهای نوظهور شرکتها در کشورهای توسعه یافته (مثل ایالات متحده) سیاست تقسیم سود را هموار می کنند. پیش بینی تغییرات سودهای تقسیمی برای شرکتهای بازار نوظهور مشکل تر می باشد و شرکتها سودهای متغیرتری را نسبت به شرکتهای آمریکایی پرداخت می کنند.
گابریل و همکاران (2003) بررسی محتوای اطلاعاتی سود تقسیمی تغییرات غیر منتظره در سود بهترین نقش علامت دهی سود بیشتر را ایفا می کند. زمانی که سود تقسیمی مازاد بر مقادیر پیش بینی شده باشد قیمتها واکنش مثبت نشان می دهند و عکس این مورد نیز مصداق دارد.
شاهپرا شاهید(2003) بررسی تاثیر نوع مالکیت برمعیارهای عملکرد (بازارو حسابداری)شرکت بین نوع مالکیت و شاخص های P/BVوP/E رابطه معنادار نیست اما بین نوع مالکیت و عملکرد حسابداری ROAوROE بطه معناداری وجود دارد
جایش کومار(2004) بررسی تاثیر ساختار مالکیت بر ارزش شرکت های هلدینگ مدیران بیشترین تاثیر را بر عملکرد شرکت داشتند و سهامداران خارجی و شرکت ها هلدینگ به طور معناداری بر عملکرد شرکت تاثیر گذار هستند.
آریل چابل(2004) بررسی الگوهای معمول ساختار مالکیت در کشور بلژیک نشان داد که حدود دو سوم شرکت های فعال در بورس بلژیک دارای ساختار مالکیت متمرکز هستند زیرا یکی از راه های افزایش اعمال کنترل بر شرکت ها،تمرکز مالکیت است.ضمن اینکه اکثر شرکت های بورسی در بلژیک به ترکیب مالکیت عمد ه ای گرایش دارند که سهامداران عمده آنها دارای حق رای نسبت به حداقل 50یا60درصد سهام شرکت باشند.
سیفرت، گانتس و رایت (2004) اثرات حق مالکیت بر عملکرد اثرات مالکیت به وسیله دارندگان اطلاعات محرمانه یا سهامداران عمده و مؤسسات، بستگی زیادی به قوانین محلی یا محیط تجاری دارد.
میتون (2004)

حاکمیت شرکتی و سیاست تقسیم سود در بازارهای نوظهور
شرکتهای که حاکمیت شرکتی قوی دارند، پرداخت سود تقسیمی آنها بالاتر است. در واقع شرکتهایی که حاکمیت قوی تر دارند، سودآورتر هستند.
آنلین چن و همکاران(2005) بررسی تضاد بین مسائل نمایندگی و کنترل شرکتی از طریق ساختار مالکیت مدیریتی در مطالعه ای که روی 133 شرکت فعال در بورس تایوان در فاصله سال های 1999 – 1995 در کشور تایوان انجام داد با تمرکز بر ساختار مالکیت و مدیریتی دریافتند ، که رابطه بین نوع مالکیت حقوقی و عملکرد بازده سهام شرکت ها ، یک رابطه مثبت و معناداری است.
هارادا و انگوین (2005) ارتباط بین تمرکز مالکان نهادی و سیاست سود سهام در مقاله ارتباط بین تمرکز مالکان نهادی و سیاست سود سهام را در ژاپن بررسی کردند. شواهد حاکی از ارتباط منفی معنادار بین تمرکز مالکیت و سود سهام پرداختی بود.