ژانویه 25, 2021

کشف المحجوب

سومین آموزه ی او آن است که حقیقت مرگ و قطعی بودن آن را پذیرفته است و چون فرار از مرگ را ناممکن یافته خود را برای آن مهیا کرده است و مقدمات لازم برای آن تهیه کرده است .
چهارمین و آخرین دانش او آن است که نه تنها وجود خداوند را پذیرفته است بلکه باور کرده
است که خداوند بر وجود او اطلاع و احاطه دارد و ناظر اوست بنابراین با خجالت از خداوند
اعمال ناپسند و ناشایست را رها کرده و نیز تاکید می کند که هربنده ای که به این علم
و اطلاع دست یابد اعمالی را که باعث شرمساری او در پیشگاه خداوند است انجام نخواهد داد .
هجویری این بخش را در توضیح ایمان بنده به ناظر بودن خداوند آورده و حاتم را به عنوان نمونه ای دراین باب و بزرگی که سخن او مورد استناد است ذکر کرده که نشان از اعتبار و اهمیت حاتم در نزد اهل معنی به ویژه هجویری دارد .
ومنهم زین عباد و جمال اوتاد اوعبدالرحمن حاتم بن عنوان الاصم رض از محتشمان بلخ بود و از قدماء مشایخ خراسان مرید شقیق بود و استاد احمد خضرویه رح و اندر جمله احوال خود از ابتدا تا انتها یک قدم بی صدّق ننهاد تا جنید گفت صدیق زماننا حاتم الاصم .1
توضیح : این بخش از کشف المحجوب مستقیماً و مستقلاً در معرفی حاتم اصم و در باب احوال و اقوال اوست . القابی چون ( زین عباد ) و ( جمال اوتاد ) اگر از باب شعار نیز تلقی می شد بازهم نشان از جایگاه والای حاتم در چشم هجویری داشت چرا که ذکر چنین تعارفاتی نیز در حق هرکس عادی نمی‌نماید . هجویری نیز کنیه ی حاتم را ابوعبدالرحمن می گوید و نام پدرش را عنوان ذکر می کند . او را از بزرگان بلخ و از پیشگامان صوفیه ی خراسان می‌داند. هجویری نیز حاتم را شاگرد و مرید شقیق بلخی می داند و نیز او را استاد احمد خضرویه معرفی می کند .
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 ـ کشف المحبوب ، ص 142
در کشف المحجوب نیز ویژگی برجسته و مهم حاتم صدق قلمداد شده است تا بدان جا که جنید بغدادی او را صدیق زمان می داند یعنی کسی که در روزگار خویش در صدق سرآمد و یگانه بوده است. ((صدق در نزد عارفان یعنی اطاعت از شریعت و حقیقت … صدق به معنی راستی و راست دانستن و عد و وعید حق است1)) و تأکید براین نکته که از ابتدا تا انتها یک قدم بی صدق ننهاده است نشان از شدت اعتقاد هجویری به صدق حاتم دارد .
ویرا کلام عالیست اندر دقایق رویت آفات نفس و رعونات طبع و تصانیف مشهور اندر علم معاملات ؛ از وی می آید که گفت الشهوات ثلث شهوه فی الاکل و شهوه فی الکلام و شهوه فی النظر فا حفظ الاکل فی الثقه و اللسان بالصدق والنظر بالعبره شهوت سه است یکی اندر طعام و دیگر اندر گفتار و سدیکر اندر دیدار نگاه دار خورش خود را بباورداشت و اعتماد بر خداوند جل جلاله و زبان را براست گفتن و چشم را بعبرت نگریستن پس هرکه اندر اکل توکل کند از شهوت اکل رسته باشد و هرکه بزبان صدق گوید از شهوت زبان رسته باشد و هرکه بچشم راست ببیند از شهوت چشم رسته باشد و حقیقت توکل از راست دانستن آن بود که ویرا چون بدانستی بروزی دادن باور داری آنگاه براستی دانش خود عبارت کند و آنگاه از راستی معرفت خود نظر کند تا اکل و شربش جز دوستی نبود وعبارتش جز وجد نه و نظرش بجز مشاهدت نه پس چون راست داند حلال خورد و چون راست گوید ذکر گوید و چون راست ببیند ویرا ببیند ازانک جز داده وی باذن وی خوردن حلال نیست و جز ذکر وی اندر هژده هزار عالم ذکر کس راست نیست و جز اندر جمال و جلالش اندر موجودات نظاره کردن روا نیست چون از وی گیری و باذن وی خوری شهوت نباشد و چون از وی کوئی و باذن وی کوئی شهوت نباشد و چون فعل وی بینی و بدستوری وی بینی شهوت نباشد و باز چون بهوای خود خوری اگرچه حلال باشد شهوت بود و چون بهوای خود کوئی هرچند ذکر بود دروغ و شهوت بود و اگر بهوای خود نگری اگرچه استدلال کنی وبال و شهوت باشد و هو اعلم . 2
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 ـ فرهنگ اصطلاحات و تعبیرات عرفانی ، ص 528 و 529
2 ـ کشف المحبوب ، ص 142 و 143
توضیح : دراین بخش هجویری پس از آن که حاتم را صاحب سخنان بلند مرتبه در نکات ظریف مربوط به شناخت آفات نفس و نابخردی های طبع معرفی می کند به این نکته اشاره می‌کند او نوشته ها و آثار مشهوری در زمینه ی معاملات دارد که ظاهراً مراد از معاملات همان تعاملات و داد و ستدهای معنوی و روحی سالک با حق است و البته این نکته نیز قابل تعمق است که اگر حقیقتاً چنین آثار مشهور و مفصلی از حاتم صادر شده بوده است آیا می توان امروزه نشانی از آن ها یافت یا نه ؟ زیرا ظاهراً اثر یا آثاری مستقل و مفصل از حاتم در دست نیست و تنها سخنان و حکایاتی پراکنده در آثار صوفیه یا سایر نویسندگان و شاعران موجود است . درهرحال هجویری برای اثبات ادعای خود نمونه ای از سخنان حاتم را در پی آورده است که در آن شهوت را به سه نوع تقسیم می کند :
شهوت در خوردن
شهوت در سخن گفتن
شهوت در نگریستن
سپس هجویری روش مهار هریک از این شهوات را ذکر می کند که شاید توضیح خود
اوست : شهوت در خوردن بااعتماد برخداوند [ در روزی رسان بودن ] مهار می شود ؛ شهوت در سخن گفتن با راست گفتن و التزام به راستگوئی و شهوت در نگریستن با [ عادت به ] نگاه عبرت آموز .