ژانویه 22, 2021

پیامبراکرم (ص)

دخترک نگران و هراسان آمد نزد رسول اکرم (ص).
: یا رسول الله از دست این پدر….
:… مگر پدرت با تو چه کرده است ؟
: برادر زاده ای دارد و بدون آن که قبلاً نظر مرا بخواهد مرا به عقد او درآورده است.
: حالا که اوکرده است، توهم مخالفت نکن، صحه بگذارو زن پسرعمویت باش.
: یا رسول الله من پسر عمویم را دوست ندارم؛ چگونه زن کسی بشوم که دوستش ندارم ؟
:اگر او را دوست نداری، هیچ. اختیار با خودت، برو هر کس را خودت دوست داری به شوهری انتخاب کن.
:اتفاقاً او را خیلی دوست دارم و جز او کسی دیگر را دوست ندارم و زن کسی غیر از او نخواهم شد؛ اما چون پدرم بدون آنکه نظر مرا بخواهد این کار را کرده است. عمداً آمدم با شما سؤال و جواب کنم تا از شما این جمله را بشنوم و به همه زنان اعلام کنم از این پس پدران حق ندارند سرخود هر تصمیمی که می خواهند بگیرند و دختران را به هر کس که دل خودشان می خواهد شوهر دهند. (نظام حقوق زن در اسلام، مطهری، 1373، 87).
این روایت و روایات فراوان دیگری که در این زمینه نقل شده است و نیز رفتار آن حضرت با دختران خویش، نشان می دهد که در اسلام، زنان چه بکر و چه ثیّب، در انتخاب همسر آزادی و استقلال کامل دارند.
البته آرای فقهی گوناگونی در این باره وجود دارد. یکی از محققان پس از بررسی در این زمینه می نویسد: نظریه ی فقها در این مورد را می توان به پنج دسته تقسیم کرد که اهم آنها عبارتند از:
الف: ولایت [پدر] از حین بلوغ ساقط می گردد و اختیار نکاح مطلقاً در دست خود دختر است و انجام شدن عقد هیچ گونه نیازی به اجازه ی پدر یا جد پدری ندارد.
ب: مادامی که دختر باکره است ولایت پدر یا جد پدری کماکان استمرار دارد و حتی آنان می توانند بدون کسب موافقت دختر او را به نکاح درآورند.
ج: ولایت میان دختر و ولی او مشترک است یعنی هر یک می توانند با موافقت دیگری اقدام به نکاح کنند و چنانچه هر یک به تنهایی اقدام کنند، نکاح صحیح و نفوذ آن موقوف به اجازه دیگری است که پس از اجازه از زمان عقد تنفیذ می گردد.
بسیاری از فقها برای رعایت احتیاط نظریه ی سوم را اختیار کرده اند. و در ضمن همه ی فقهایی که اجازه ی ولی را در نکاح دختر شوهر نکرده معتبر می دانسته اند، اضافه می کنند که اعتبار اجازه ی ولی تنها در صورتی است که وی بدون علت موجه از دادن اجازه مضایقه نکند.
لکن چنانچه با وجود خواستگاری شایسته و متناسب و تمایل متقابل دختر از دادن اجازه خودداری کند، در این صورت، اعتبار اجازه ی او ساقط می گردد. (تلخیص، محقق داماد، 1365، 52و55).
از نظر اسلام،رضایت زن در چند چیز مسلم است:
الف). هر یک از پسر ودختر، اگر بالغ وعاقل ورشید باشند، از نظر اقتصادی استقلال دارند.
ب). این که، پسران با وجود این سه شرط در ازدواج اختیار دار خود هستند. در مورد دختر نیز اگر بیوه باشد، چنین است؛ اما اگر بیوه نباشد، قدر مسلم آن است که پدر اختیار دار مطلق نیست؛ «چنان که پیامبراکرم (ص) صریحاً در جواب دختری که پدرش بدون اطلاع، او را شوهر داده بود، فرمود: اگر مایل نیستی می توانی با دیگری ازدواج کنی.» اختلاف بین فقهاء این است که آیا دختران بدون موافقت پدر می توانند ازدواج کنند؟ برخی موافقت پدر را شرط می دانند وعده ای هم شرط نمی دانند. قانون مدنی از دسته دوم پیروی کرده وشهید مطهری نیز بر این نظر عققیده دارد؛ اما به طور کلی می توان گفت « این دستورها برای حفظ منافع وطهارت وپاکی خانواده است تا حریم مقدس خانواده، از سود جویی افراد خود کامه در امان باشد.»
(جمعی از خواهران طلبه حوزه های علمیه،1379، ص 148).
5-6- سن نکاح در اسلام
شریعت مقدس اسلام که قانونگذارش همان آفریننده ی انسان وتمام جهان است، حد اقل سن ازدواج را برای پسر ودختر که در این سن می توانند اقدام به ازدواج نمایند، طبق طبیعت وفطرت آنها، ابتدای بلوغشان قرار داده است وهیچ پسر و دختری قبل از رسیدن به سن بلوغ حق ندارند ازدواج کنند واگر اولیای پسر ودختر نا بالغ، عقد ازدواج را منعقد ساختند، تنفیذ وصحت آن ازدواج مشروط به بالغ شدن وموافقت آنهاست. پس اگر کودک پس از رسیدن به سن بلوغ، عقد ولی را امضاء نکرد وآن همسر را نپذیرفت، عقد باطل می شود و ازدواجی صورت نمی گیرد؛ اما چنانچه پذیرفت، همان عقد رسمیت پیدا می کند وآن دو تن همسر قانونی یکدیگر می شوند ومی توانند زندگی زنا شویی خود را شروع کنند هرچند در ابتدای سن بلوغ باشند. ونیز حق دارند مراسم زناشویی را تا چند سال به تأخیر اندازند،البته شارع اسلام هیچ گاه واجب نکرده است که پسر در پانزده سالگی یا دختردرنه سالگی ازدواج کند. خلاصه ازمذهب اسلام دانسته می شود که:
اولاً: خداوند متعال دختر وپسر را بعد از نه سال و پانزده سال آزاد می گذارد تا هر وقت بخواهند وصلاح بدانند، ازدواج کنند.
ثانیا:ً از نظر اسلام، شاید بهتر آن است که سن دختر شش سال کمتر از پسر باشد.
در باره سن مناسب ازدواج، نسبت به دختران، پیغمبر(ص) فرموده است: « دختران باکره مانند میوه های روی درختان اند» « همان طور که میوه نه در زمانی که کال ونارس است باید چیده شود و نه زمانی که بپوسد وفاسد شود»؛دختری که نتواند شوهر را درک کند واز وظایف همسر داری عاجز باشد ونتواند مسئولیت قبول کند، میوه کال ونارس است که هنوز باید روی درخت (درخانه پدر) بماند تا گذشت زمان، او را رسیده وشیرین وآبدار کند.