ژانویه 20, 2021

پایان نامه ارشد درباره :بررسی آثار و احوال ابوسعد خرگوشی

دانلود پایان نامه

عنوان کامل پایان نامه کارشناسی ارشد : مطالعه آثار و احوال ابوسعد خرگوشی

تکه ای از متن پایان نامه :

8- ابواسحاق ابراهیم بن محمّد بن یحیی بن سختویه مُزکّی نیشابوری(م362ق) از عالمان و محدّثان بزرگ نیشابور و از شاگردان ابن خزیمه(223-311ق).[i]

ابوسعد در فقه شافعی که مذهبش بود، از شاگردان فقیهاننامدارابوالحسن محمّدبن علی بن سهل ماسرجسی نیشابوری(م6جمادی­الآخر386ق) و ابواسحاق مروزی(م340ق) بود، که سال­ها در “دارالسّنه” نیشابور مجلس املا داشت.[ii]

پس از چندی ابوسعد به میان عابدان و زاهدان رفت و راه زهد در پیش گرفت. در سال­های دهه370ق برای رفتن به حجّ نیشابور را ترک نمود و سال­ها در مکّه سکنی گزید.[1] یاقوت حموی در معجم البلدان درمورد­ی او می­گوید: «او زاهد و واعظ و فقیهی شافعی، که معروف به اعمال خیر و نیکی و زهد در دنیا بوده با عالمان  هم­نشین و تصنیفات مفید زیادی در علوم شریعت و دلایل النبوه و سیّرالعبّاد و الزهّاد و… دارد.» او هم­چنین به عراق و شام و فلسطین و مصر سفر کردو در همه جا از محدّثان و عالمان حدیث شنید یا برای اساتید خود احادیثی را اظهار ‌کرد.[iii]

در مکّه از افرادی هم­زیرا ابوعمر محمّد بن سهل البستی، ابواسحاق ابراهیم بن محمّد الدینوری، ابوالفضل جعفرالاخمیمی، ابوطلحه المالکی، ابوالقاسم الفارسی الحافظ و ابوالوفاء تمام بن عبدالله الصقّلیاحادیثی شنیده و روایت کرده می باشد.[2]

این سفر ابوسعد چنان­که سمعانی گفته، باید در دهه370ق رخ داده باشد. مؤیّد این مطلب آن می باشد که ابوسعد در سال376ق در مکّه از ابوعمر بستی حدیث شنیده می باشد.در تهذیب الاسرار(ق 47آ) حدیثی نقل کرده که آن را در بغداد در مجلس املا ابوالحسن علی بن الدّار قطنی شنیده بوده­می باشد. زیرا وفات الدّار قطنی درپنج­شنبه هفتم ذی القعده 385ق رخ داده، اقامت ابوسعد در بغداد باید در سال­های پیش از385ق بوده باشد نه پس از آن.[iv]

در تعارض با گفته­ی سمعانی دو، سه روایت دیگر هست که نشان می­دهد سفر ابوسعد دردهه 90 بوده می باشد. به گفته­ی ابوالقاسم علی بن المحسّن التنوخی(355-447ق) «ابوسعد در سال393ق به قصد حجّ به بغداد[1]. سمعانی،احمد بن منصور، الانساب، بیروت، داراحیاء التراث العربی،1419ق،ج 5، ‌ص 602؛ابن عساکر، پیشین، ص 234.

[2]. تهذیب الاسرار53 ب، 104 آ، 113آ، 129 ب؛ تهذیب الاسرار 203آ، 198ب؛تهذیب الاسرار،‌195 ب، 133 آ، 71 ب، 199 ب، 62 ب، 155 ب، 119ب، 266ب، 17 ب؛ نک: طاهری عراقی، احمد، پیشین، ص 9-10.

.[i]خطیب بغدادی، احمد بن علی، تاریخ بغداد، بیروت، دارالکتب العلمیه، 1417ق، ج6،ص168-169؛ الاسنوی عبدالرحیم(جمال الدین)،طبقات الشافعیه، بیروت، چاپ کمال یوسف حوت، 1407ق/1987م، ج 2، ص 396؛ ابن جوزی، پیشین، ‌ج 7،‌ص 61؛تاریخ نیشابور،‌ص 82؛ ذهبی، حافظ، پیشین، ج 2، ص 327؛ الصفدی، صلاح الدین، پیشین،‌ج6، ص 123؛ ابوسعد در شرف الّنبی 64 ب 76 آ و تهذیب الاسرار 95 آ ،‌182 آ، احادیثی از او روایت کرده می باشد؛ نک: طاهری عراقی، احمد، پیشین،ص 7-8.

[ii]. ابوالحسن ماسَرجِس از کبار خاندان ماسرجسی می باشد که نزدیک دو سده در نیشابور سیادت دینی و علمی داشته‌اند. او سبط حسن بن عیسی بن  ماسَرجِس می باشد. ماسَرجِس (احتمالاً معّرب mar sergius) رهبر مسیحیان و گویا اسقف نسطوریان، به قرینه عنوان “مار” به معنی سیّد وآقا که در کنیسه­های شرقی اطلاق می‌شده بر قدّیسین و اولیا و اسقفان نیشابور بوده که به دست عبدالله بن مبارک (118-181ق) مسلمان شده بود. برای ترجمه ابوالحسن ماسَرجِس نک: سمعانی،الانساب، ص 501، شیرازی، ابی اسحاق، ص 96، ذهبی، حافظ، ج3، ص 26-27، الصفدی، صلاح الدین،ج4،ص 116؛ ابن خلکان، احمد بن محمد،وفیات الاعیان، قم، منشورات الرضی، 1364ش، ج4، ص202؛ النووی،أبو زکریا محیی الدین یحیى بن شرف،تهذیب الاسماء واللغات، ج2، ص 212-214؛ ابواسحاق ابراهیم بناحمد بن اسحاق مروزی منسوب به “مروالشاهجان” بوده می باشد. ابن خلکان در وفیات الاعیان درمورد اومی­گوید:«فقیهی شافعی بود و امام عصرش در فتوی و تدریس. او فقه را از ابن سریج گرفت و ریاست عراق را بعد از ابن سریج در دست داشت. کتاب­های بسیاری نوشت و مدت زیادی در بغداد تدریس می‌کرد و فتوا می‌داد.» هم­چنین خطیب بغدادی در تاریخ بغداد گوید:«یکی از امامان فقیه شافعی بود که مدت زیادی در بغداد اقامت داشت… و در اواخر عمرش به مصر رفت…» العبادی گوید: «از مجلس او به شهرها 70 امام خارج می‌گردید» واسنوی در طبقات الشافعیه گوید که: «امامی جلیل و غوص کننده در معانی بوده  و ورع و زهد داشته می باشد و …» سرانجام(در رجب 340ق) در مصر وفات یافت و نزدیک ضریح امام شافعی در قاهره مدفون گشت. مهم­ترین اثر او”توضیح مختصر المزنی” از بهترین شروحی می باشد که نوشته شده می باشد. درمورد او در این منابعمی‌توان اطلاعات بیشتری یافت: تاریخ بغداد، ج6، ص 11، ابی فلاح عبدالحی بن العماد حنبلی،  شذرات الذهب فی اخبار من ذهب، مصر، ناشر مکتبه القدس، 1350-1351ق، ج 2، ص355؛ حسینی، ابوبکر بن هدایه الله، طبقات الشافعیه، مصحح عادلنویهض، بیروت، دارالافاق الجدیده، 1979م، ‌ص9؛ ابن ندیم، محمّد بن اسحاق، ‌الفهرست، تهران، امیرکبیر، 1366ش، ص212؛ ابوالفداء، اسماعیل بن علی،المختصر فی اخبار البشر، [بی جا]، ناشر محمّد عبداللطیف الخطیب و شرکا، 1325ق، ‌ج2، ص 105؛ یافعی، عبدالله بن اسعد،مرآه الجنان و عبره الیقظان، بیروت، موسسه الاعلمی للمطبوعات،1970م، ج2، ص 231؛ابن خلکان، وفیات الاعیان، ج 1، ص 7، رقم 3؛ طاهری عراقی، احمد، پیشین، ص9.

[iii]. ‌قیس آل قیس، ج 4، ص 128؛ طاهری عراقی، احمد، همان؛ ابراهیم بن محمّد الصّریفینی (م641ق) درالمنتخب من کتاب السیاق التاریخ نیشابورق94 ب اشاره به سفر ابوسعد به منطقه جبال هم کرده می باشد، ولی نه در متن نسخه موجود کتاب السیاق ق 47 آ ذکری از جبال هست و نه در آثار موجود ابوسعد روایتی منقول از شیوخ جبال یافت می‌گردد؛ حاکم درمورد مجاورتش درمکّه گوید: «صحب بها العباد الصالحین و سمع الحدیث من اهلها و الواردین» (تبین الکذب المفتری، ص 234) ترجمه:«با بندگان صالح مصاحبت داشت و حدیث را از اهلش و متخصصان آن شنید.».

  .[iv]«سمع بالعراق بعد السبعین و الثلاثمائه» در الانساب، ج 5، ‌ص 102، مأخذی که سمعانی گویا از آن بهره گیری کرده روایت حاکم بوده می باشد که با همان عبارت ابن عساکر نیز به اسناد خود از حاکم روایت کرده درتبیین کذب المفتری ص 234، ولی در نسخه­ی چاپی التّبین کلمه “السبعین ” درعبارت فوق “التسعین” ضبط شده می باشد؛  شرف الّنبی ق 176 آ؛طاهری عراقی، احمد، پیشین، ص 10.

برای دیدن تکه های بیشتری از این پایان نامه و دانلود فایل پایان نامه با فرمت ورد ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل با فرمت ورد می توانید به لینک پایین صفحه مراجعه نمایید:

 دانلود از لینک پایین صفحه