ژانویه 16, 2021

مکانیزم های حاکمیت شرکتی

5 – 3 نتیجه گیری
هدف پژوهش حاضر، بررسی ارتباط بین ویژگی های هیات مدیره بعنوان یکی از ساز و کارهای نظام راهبری شرکت و کیفیت گزارشگری مالی و ریسک است.نتایج حاصل از آزمون فرضیه اول پژوهش بیانگر این است که بین اندازه هیات مدیره و کیفیت گزارشگری مالی ارتباط مثبت معناداری وجود دارد.یعنی تعداد اعضای هیات مدیره بر کیفیت گزارشگری مالی اثرگذار هستند و با افزایش اعضای هیات مدیره مطلوبیت گزارشگری مالی افزایش می یابد.این نتیجه ، با نتایج تحقیقات انجام شده ازجمله موران و همکاران(2014)، حاجیها و اخلاقی (1392) همخوانی دارد.
نتایج آزمون فرضیه دوم نشان می دهد که بین استقلال هیات مدیره و کیفیت گزارشگری مالی ارتباط مثبت معناداری وجود دارد. یعنی هرچه درصد اعضای غیر موظف هیات مدیره بیشتر باشد مطلوبیت گزارشگری مالی افزایش می یابد. این نتیجه ، با یافته های پژوهش دمیتروپولس وآستریو (2010)،دیانتی و محمدی(1392) سازگار است.
آزمون فرضیه سوم و چهارم و پنجم این پژوهش نشان داد که رشته تحصیلی ، سوابق شغلی و دانش مالی اعضای هیات مدیره موجب کیفیت گزارشگری مالی نمی شود. این نتیجه ، با نتایج پژوهش سجادی و همکاران (1388) همخوانی دارد.
نتیجه آزمون ششم این تحقیق بیانگر نبود رابطه معنادار بین اندازه هیات مدیره و ریسک شرکت است.با توجه به ماده ی (107) اصلاحیه ی قانون تجارت، تعداد اعضای هیات مدیره ی بیشتر شرکت های سهامی عام، 5نفر است.این نتیجه احتمالاً بیانگر این است که الزامات قانونی تعیین کننده ی اندازه هیات مدیره است و به سایر عوامل نظیر موضوع فعالیت شرکت ، اندازه و ساختار شرکت و غیره توجه نمی شود.این نتیجه همراستا با نتیجه تحقیق وینسنت و همکاران (2010)و رزمیان و هشی(1392) است.
نتیجه آزمون هفتم این پژوهش بیانگر نبود رابطه معنادار میان استقلال هیات مدیره و ریسک شرکت است در حالی که، انتظار می رفت نقش مدیران غیرموظف به عنوان افرادی مستقل در کاهش ریسک شرکت مؤثر باشد،اما بین استقلال هیات مدیره و ریسک ارتباطی وجود ندارد. دلایل احتمالی آن را می توان متغیرهای داخلی و خارجی مانند نوع صنعت، چرخه عمر متفاوت شرکت ها، قرار گرفتن در کشورهای مختلف، رو ش شناسی های متفاوت در پژوهش ها و دیدگاه های متضاد درباره مشارکت هیات مدیره در تصمیم گیری دانست. از دلایل دیگر نیز، عدم استقلال کافی مدیران غیرموظف برای اعمال نقش نظارتی آنها است. این نتیجه با تحقیق متوسل و همکاران (2013)،نالتی و دیگران(2012)و قالیباف اصل و رضایی(1386) همراستا می باشد.
نتایج فرضیه هشتم و نهم این تحقیق بیانگر نبود رابطه بین رشته ی تحصیلی و سوابق شغلی هیات مدیره و ریسک شرکت می باشد. یعنی اینکه رشته تحصیلی و سوابق شغلی اعضای هیات مدیره باعث کاهش ریسک شرکت نمی شود.این نتیجه با تحقیق ولیاس (1996) سازگار است.
آزمون فرضیه دهم بیانگر وجود رابطه مثبت معنی دار بین دانش مالی اعضای هیات مدیره و ریسک شرکت می باشد. یعنی هر چقدر ترکیب هیات مدیره از دانش مالی بیشتری برخوردار باشند ریسک شرکت افزایش می یابد.در متون حاکمیت شرکتی بر حضور حداقل یک عضو مالی غیرموظف در ترکیب هیات مدیره تأکید شده است.نتیجه این تحقیق همراستا با تحقیقات میسرا و ویشنانی (2012) ، اریکسون و همکاران (2005) وقالیباف اصل (1373)می باشد.
بطور کلی، نتایج پژوهش نشان می دهد که هیات مدیره در ایران در یک جایگاه سمبولیک قرار دارد و به صورت کارآ به وظایف خود برای کاهش مشکلات نمایندگی و ریسک و مطلوبیت کیفیت گزارشگری مالی عمل نمی نماید. از این رو، با توجه به فرایند خصوصی سازی و کوچک سازی دولت که از مهمترین مباحث اقتصادی روز است؛ تصویب و اجرای هر چه سریع تر آیین نامه ی حاکمیت شرکتی که توجه ویژه ای به نظام حاکمیت شرکتی و به خصوص هیات مدیره داشته است، ضروری به نظر می رسد.(نیکبخت و همکاران، 1389).
5- 4 محدودیت در تعمیم نتایج تحقیق
تحقیق حاضر نیز دارای محدودیت های است که باعث می شود نتایج آن با احتیاط بیان شود. محدودیت هایی که محقق در این تحقیق با آنها روبرو بوده است عبارت است از :
نخستین محدودیت این تحقیق ، تأثیر متغیرهای دیگری است که کنترل آنها خارج از دسترس محقق است.متغییرهای مانند نوسانات شاخص های کلان اقتصادی ، شرایط سیاسی ، وضعیت بازار سرمایه ، عمر شرکت ها از جمله متغییرهایی هستند که امکان تأثیر آنها بر نتایج تحقیق وجود دارد.لذا تحقیق از این نظر که قادر به کنترل تمامی متغیرها نمی باشد دارای محدودیت است.
با توجه به اینکه نمونه پژوهش از بین شرکت‏های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران انتخاب شده است و شرکت‏های نمونه از لحاظ اندازه، صنعت، نوع محصولات لزوماً معرف تمام واحدهای اقتصادی فعال در کشور نیستند، بنابراین تعمیم یافته‏‏های این پژوهش باید با احتیاط انجام گیرد.
5 – 5 پیشنهادات ناشی از یافته های پژوهش
انجام سرمایه گذاری یکی از موارد ضروری و اساسی در فرآیند رشد و توسعه اقتصادی کشور است. سرمایه گذاران از بعد عرضه سرمایه، تا جای ممکن سعی دارند که منابع مالی خود را به سویی سوق دهند که کمترین ریسک و بیشترین بازده را داشته باشند. در این راستا نقش بورس اوراق بهادار در جهت هدایت مؤثر و بهینه این سرمایه را نمی توان نادیده گرفت.به همین دلیل وجود یک بازار کارا ضروری به نظر می رسد.از شرایط لازم برای چنین بازاری این است که اطلاعات موجود از جمله اطلاعات حسابداری که دارای دو ویژگی مربوط بودن و قابلیت اتکا می با
شند بدون هزینه و به طور مساوی در دسترس تمام سرمایه گذاران و اعتبار دهندگان قرار گیرد. (احمدپور و همکاران،1384).
با توجه به نتایج پژوهش می‏توان پیشهاد نمود که :
با توجه به رابطه مثبت و مستقیم بین ریسک با ویژگی های هیات مدیره به دولت و همچنین سازمان بورس اوراق بهادار پیشنهاد می شود تا شرایط و محیط مناسب را برای انجام سرمایه گذاری های سهامداران و شرکت های سرمایه گذاری با ریسک کمتر فراهم آورند.
بر اساس نتایج تحقیق، مشاهده می شود که انداره شرکت بر کیفیت گزارشگری مالی مؤثر است.به این مفهوم که شرکت های بزرگتر از کیفیت افشاء بالاتری برخوردار هستند.بنابراین لازم است که تدوین کنندگان استانداردها و مقررات حسابداری و گزارشگری مالی بر روی شرکت های کوچک هم تمرکز نمایند و مقررات بهینه ای را در مورد این شرکت ها تدوین نمایند تا بتوان بر این اساس نسبت به کیفیت گزارشگری مالی در چنین شرکت هایی اطمینان لازم را بدست آورد.
افزون بر این، به مالکان و مدیران که نقش مهمی در تصمیم گیری های انجام شده در شرکت های بورسی دارند توصیه می شود تا در راستای ارائه گزارش های مالی با کیفیت تر به بازار گام بردارند؛ زیرا هرچه کیفیت گزارشگری مالی شرکت ها افزایش یابد و سرمایه گذاران اعتماد بیشتری به شرکت داشته باشند، آن شرکت راحت تر می تواند در جهت تأمین نیازهای مالی خود اقدام به تأمین مالی از طریق بازار سهام نماید.
5 – 6 پیشنهادات برای تحقیقات آتی
تکرار این پژوهش با استفاده از سایر مدل های مطرح شده برای سنجش کیفیت گزارشگری مالی بجزء مدل دیچو و دیچاو و مقایسه با پژوهش حاضر.
با توجه به اینکه چهار ویژگی از ویژگی های هیات مدیره بر ریسک شرکت تأثیر گذار نبوده است لذا پیشنها می شود تأثیر دانش مالی اعضای هیات مدیره بر ریسک شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران بیشتر مورد بررسی قرار گیرد.
پیشنهاد می شود که ارتباط بین سایر ویژگی های هیأت مدیره مانند: سن،جنسیت، مدت زمان تصدی، تعداد جلسات هیات مدیره و … بر کیفیت گزارشگری مالی و ریسک شرکت مورد بررسی قرار گیرد.
پیشنهاد می شود در پژوهش های آتی تأثیر سایر مکانیزم های حاکمیت شرکتی همچون حسابرس مستقل، حسابرسی داخلی، کمیته ی حسابرسی بر کیفیت گزارشگری مالی و ریسک شرکت بررسی شود.
پیشنهاد می شود متغیر کنترلی دیگری بنام تورم در این مدل لحاظ شود و نتایج با پژوهش حاضر مقایسه شود.