نوامبر 24, 2020

موانع ارتباط مؤثر

14-2- عناصراصلی ارتباط
توجه به محتوای کلام و موضوع گفتگوکه می‏تواند به ادامه ی ارتباط یا قطع آن منجر شود، توجه به ابعاد فرهنگی و خرده فرهنگ‏ها، چگونگی شروع صحبت، نحوهی جمله بندی، زمان بندی ارتباط کلامی، طول مدت ارتباط کلامی، ملاحظات موقعیتی، پایگاه، مکان و فضای اجتماعی، خلاصه کردن و خاتمه دادن به ارتباط، تن صدا، آهنگ صدا، تماس چشمی، حالات چهره، ژست‏ها، حالات بدنی، از جمله عناصر اصلی ارتباطات هستند. ویتن ؛(2004).
15-2- عوامل مؤثر در شروع ارتباط
برخی افراد مهارت بیشتری در برقراری ارتباط با دیگران دارند. آنها به راحتی میتوانند با هر کسی که بخواهند سر صحبت را باز کنند و مقدمهای برای شروع روابط مؤثر باشند. راهبردهایی برای شروع ارتباط مؤثر1- تماس چشمی2- لبخند زدن 3- سلام دادن 4- توجه به رفتارهای کلامی و غیر کلامی 5- پوشش مناسب 6- بکارگیری جملات مناسب7- پرسش های مناسب آقابخشی؛(1388)
16- 2- موانع ارتباط مؤثر
برخی از ویژگی‏ها و ارتباط‏های کلامی مانع برقراری روابط مؤثر و کارآمد می‏شوند. عوامل و ویژگی‏هایی مانند دستور دادن و هدایت کردن، اخطار، تهدید یا هشدار دادن، مؤعظه و نصیحت کردن، توجیه، پیشنهاد یا راه حل ارائه دادن، استدلال کردن، سخنرانی و بحث کردن، قضاوت و ارزیابی کردن، انتقاد کردن، تحسین، تحلیل و تشخیص دادن، اطمینان بخشی، هم حسی کردن، وارسیکردن، بازجویی کردن، پرت کردن حواس و عوض کردن موضوع صحبت از جمله موانع مؤثر و کارآمد می‏باشند.یمنی دوزی سرخابی؛(1371).
17- 2- مهارت جرأتمندی
زندگی پرتنش امروز به گونه‏ای است که فرد مدام خود را با موقعیت‏های بین فردی و اجتماعی روبه‏رو می‏بینند. درچنین موقعیت‏هایی همیشه بیم آن می‏رود که خواست‏ها و حقوق‏های فردی تحت‏الشعاع قرار می‏گیرد. یعنی فرد ناگریز است تحمیلاتی را بپذیرد، یا مثلاٌ: نتواند خواسته‏های خود را آن طور که باید و شاید ابراز دارد. فرضاً، آن‏جایی که احساس می‏کند امری به او تحمیل می‏شود نه بگوید و آنجایی که گرایش باطنیش در پذیرفتن و آری گفتن نهفته است، با شجاعت کافی آمادگی خود را اعلام دارد. هدف از ابراز وجود آن است که فرد توانایی لازم را برای رویارویی واقع بینانه با موقعیت‏های بیرونی، که می‏توانند فشارزا هم باشند ایجاد کند و از این رهگذر به بهبود عزت نفس و خشنودی فرد از زندگی کمک می‏کند. ریس و گراهام ؛(1996)
یکی از مشکلاتی که گریبانگیر بسیاری از افراد جامعه می‏شود، عدم صراحت در بیان و قاطعیت دررفتار می‏باشد. بسیاری از انسانها بطور عمدی یا غیرعمدی دربند تکلف‏ها، تعارض‏ها و دورنگی‏ها مانده‏اند و از صداقت دور شده‏اند. در فرهنگ‏هایی که مردم‏سالاری حاکم نمی‏باشد، شیوه‏های تربیتی براساس روش‏های تنبیهی قرار دارد و مبانی آزادی در نظام آموزشی آنها محور نمی‏باشد، زمینه‏های تربیتی برای ابراز عواطف و احساسا‏ت وجود ندارد. در آن فرهنگ‏ها ترس از مظاهر قدرت باعث ایجاد رفتارهایی چون دروغگویی، چابلوسی، غیبت کردن و تعارضات غیر واقعی می‏شود که نقطه مقابل رفتارجرات‏ورزانه است شیوه‏های آموزشی‏، جرات تفکر، خلاقیت و عزت نفس افراد را مورد تهدید قرار می‏دهد. هرمزی نژاد و همکاران؛(1379).
18-2- قدرت ابراز وجود
یک مهارت مقابله‏ای که در مورد بسیاری از افراد که متحمل ضربه شده‏اند، مؤثر است، ابراز این تجربه به شیوهی معنیداری است. ارزش ابراز وجود به عنوان یک مهارت مقابله‏ای در مطالعه‏ای که گروهی از افراد را مقایسه می‏کرد، نشان داده است.(پنه بیکر و سوسمن ، 1988).
یک گروه از افراد هرگز ضربه عاطفی شدیدی(مرگ یک عضو از خانواده یا دوست نزدیک، طلاق و جدایی، تجاوز جنسی و خشونت) را تجربه نکرده بودند. افراد گروه دوم ضایعهی عاطفی شدیدی را تحمل کرده بودند ولی هرگز در مورد آن با کسی صحبت نکرده بودند. افراد گروه سوم ضایعه‏ای را تجربه کرده بودند در مورد آن با دیگران حرف زده بودند. جای تعجب نیست افرادی که هیچ ضربه‏ای را تجربه نکرده بودند در مقایسه با افرادی که ضایعه‏ای را تجربه کرده و هرگز با کسی در مورد آن با کسی صحبت نکرده بودند، بیماری کمتری داشته باشند، در مطالعهی دیگر از همسران بازمانده افرادی که در اثر مرگ تکان دهنده‏ای (تصادف اتومبیل و خودکشی) مرده بودند، سئوال شد که آیا در مورد تجربهی خود با کسی صحبت کرده‏اند یا نه؟ پنه بیکر و اوهیرون ، (1984). نتایج این مطالعه مشابه قبلی بود. آنهایی که دربارهی مرگ همسرشان با دیگران صحبت کرده بودند در مقایسه با افرادی که این کار را نکرده بودند، مشکلات سلامت کمتری داشتند. نقطه مقابل ابراز تجارب، کتمان خویشتن است که می‏توان آن را به صورت زیر تعریف کرد: تمایل فرد به مخفی نگه داشتن اطلاعات شخصی که به نظرش ناراحت کننده ومنفی می‏رسد از دیگران. لارسون و جاستین ،(1990).
مقیاس کتمان خویش شامل موارد زیر است:
1- راز مهمی که هرگز با کسی در میان نگذاشته‏ام؛
2- اسرار من آنقدر شرم آوراست که نمی‏توانم آن را با کسی در میان بگذارم؛
3- من برخی افراد نسبت به خود دارم که هرگز آن را به کسی نمی‏گویم،
4- چیزهای زیادی در مورد خودم دارم که از دیگران پنهان می‏کنم؛
افرادی که نمرهی ایشان در مقیاس کتمان خویش بالا باشد به احتمال زیاد از علائم اضطراب، افسردگی و نیز علائم جسمی رنج می‏برند. مطالعاتی که به آنها اشاره شد نشان می‏دهد افرادی که دربارهی ضربه‏های عاطفی خود با کسی صحبت نمی کنند، بطور مداوم آنه
ارا مرور می‏کنند وهیچ وقت فرصت حل و فصل و پایان دادن به آنها را ندارند.
همچنین مطالعات پنهبیکرنشان می‏دهد که تلاش فعال برای ابراز تجارب تلخ خود می‏تواند مهارت مقابله‏ای مفیدی باشد. این نظریه در یک سری از مطالعات مورد بررسی قرار می‏گیرد. شرکت کنندگان این مطالعات داوطلب شدند تا دربارهی ناراحت کننده‏ تریت تجربهی تلخ زندگیشان صحبت کنند و یا بنویسند. این تکلیف برای شرکت کنندگان بسیار هیجان برانگیز بود. آزمایشگران ابتدا رضای آگاهانه شرکت کنندگان را جلب کردند. برای بسیاری از افراد این مطالعه بسیار ناراحت کننده بود. بسیاری از افراد درطول مطالعه می‏گریستند و در طی بعد از آن تا حدودی احساس غم و اندوه می‏نمودند. پنهبیکر ؛(1989). به علاوه آزمایشگران بسیاری می‏کوشیدند تا با هر یک از شرکت‏ کنندگان ارتباط برقرار کنند. رازداری و محرمان بودن مسائل شرکت کنندگان از سوی آزمایشگران تضمین می‏شد و آنهابا دقت هریک از شرکت کنندگان را در سرتاسر مطالعه کنترل می‏کردند بعد از اتمام آزمون ابراز وجود، آزمایشگرانی که تحصیلات بالینی داشتند، اطلاعاتی از شرکت کنندگان به دست می‏آوردند. برای شرکت کنندگانی که به خدمات مشاوره نیاز داشتند، این نوع خدمات در دسترس بود. انواع تجارب ابراز شده در این مطالعات شامل مرگ، طلاق، جدایی، تعارض‏ خانوادگی، بیماری و برای شرکت کنندگانی که دانشجو بودند، استرس در ارتباط با دانشگاه بود. ذکراین امرارزشمند است که بیشتر شرکت کنندگان بیان کردند که این تجربه برای آنها ارزشمند و معنیدار بود. 98% آنها گفتند حاضرند، مجدداً این کار را انجام دهند. پنهبیکر ؛(1989).
نتایج این مطالعه چشمگیر بود. احساس افسردگی و اضطراب بیشتر، به دنبال چالش با تجارب تکان دهنده در شرکت کنندگان بعید نبود. با این حال اثرات طولانی مدت این چالش سودمند بود. شرکت کنندگانی که به فرایند ابراز وجود(خود فاش سازی) پاسخ مثبت داده بودند، در مقایسه با همتایان خود که این کار را انجام نداده بودند، مشکلات بهداشتی و واکنش‏های فیزیولوژیکی کمتر و عملکرد ایمنی سالم‏تری داشتند. پتهبیکر،گلدرشارپ ؛ (1990).
ابراز تجارب تکان دهنده ممکن است تلخ و دردناک باشد ولی در درازمدت مهارت مقابله‏ای مفیدی است. خود ابزاری به افراد کمک می‏کند تا از کار ناتمامی که از حیطهی توجه آنها دور مانده ولی اثرات آن بر جسم و احساس آنها هنوز ادامه دارد، آگاه شوند. با استفاده از فرایند ابراز وجود (کلامی و با استفاده از نوشتن) افراد می‏توانند تجربه‏های تلخ و تکان دهندهی خود را پذیرفته و در زندگیشان تلفیق نمایند.
19-2- اهمیت مهارت رفتار جرأتمندانه
درچند دههی اخیر، توجه زیادی به مبحث ابراز وجود شده است که خود، نشانگر اهمیت این جنبه از تعامل اجتماعی است. در این زمینه، پژوهش‏های زیادی صورت گرفته و برنامه‏هایی تحت عنوان آموزش ابراز وجود طرحریزی شده است.مهارت ابراز وجود، ما را در برخورد با همکاران و مافوقها و زیردستان بسیار یاری می‏کند. همچنین در تعامل متخصصان بخصوص وقتی از لحاظ قدرت و پایگاه با هم تفاوت دارند.(مثل پرستاران و پزشکان) بسیار مهم است. در ضمن ابراز وجود، در تعاملات متخصصان و مراجعان نیز نقش مفیدی دارد.
درتعاریف اولیه ابراز وجود، تقریباً تمام مهارت‏های تعاملی درج شده است.مثلاٌ:ضربی؛(1390) ابراز وجود را دارای چهار مؤلفه می‏داند:
1- رد تقاضاها

نوشته ای دیگر :   مفهوم یادگیری سازمانی