ژانویه 25, 2021

موارد اشتراک

الف: دیدگاه مسیحیت آزاداندیش
در نگاه پیروان این مکتب، کتاب مقدس فاقد حجیت است و نمیتوان آن را کتابی الهامی تلقی نمود.از این منظر، کتاب مقدس کتابی انسانی و حاصل تجربهی مذهبی بشر است و نه مکاشفهی الهی. 
ب: دیدگاه مسیحیان نئو ارتدوکس
نئو ارتدوکسها نیز کتاب مقدس را کتابی انسانی میدانند. از نگاه آنان، خداوند مقدر فرموده تا خود را بر بشر مکشوف نماید و این کار را از طریق تاریخ مکشوف ساخته است و کتاب مقدس تنها شهادتی انسانی است بر این رویدادها. به همین جهت کتاب مقدس، اصالتا دارای اعتبار نیست اما مجموعهی کتاب مقدس چون گزارشی از مکاشفهی خداوند در تاریخ است، میتواند مشتمل بر حقیقت باشد. 
8-2- اشکالاتی در مورد اعتبار کتاب مقدس
آیا براستی میتوان حجیت و اعتبار کتاب مقدس را ثابت نمود؟ این سؤالی است که غالبا از سوی اندیشمندان اسلامی و متفکران آزاد اندیش مسیحی مطرح میشود.
از نظر آنان، اثبات حجیت کتاب مقدس از طریق سنت کلیسایی، غیر قابل قبول است چرا که اعتبار سنت کلیسایی، خود ریشه در کتاب مقدس دارد و به روشنی نمیتوان از کتاب مقدس برای اثبات خودش استفاده نمود.
استدلال کلیسای پروتستان نیز فاقد معیاری روشن برای تشخیص کتابهای مقدس است.چگونه و از چه راهی می توان دریافت که چه کتابهایی با الهام روح القدس نگاشته شدهاند ؟
این اشکالات زمانی پر رنگتر می شود که با مراجعه به تاریخ در مییابیم تا مدتهای مدید، در مورد اعتبار بخشهای مختلف کتاب مقدس، اختلافات زیادی وجود داشته است؛ مثلا کلیسای غرب تا مدتها در مورد اعتبار رسالهی به عبرانیان مردد بود.کلیسای شرق نیز در مورد کتاب مکاشفه اظهار تردید مینمود. همچنین رسالهی دوم پطرس، رسالهی دوم و سوم یوحنا و رسالهی یهودا از عهد جدید حذف شده بود.
دیگر مسأله مهم و اساسی در مورد کتاب مقدس، خطاپذیری یا خطاناپذیری آن است. برخی مسیحیان طرفدار خطاناپذیری کتاب مقدس میباشند.آنان معتقد به عصمت لفظی این کتاب هستند و آن را از هر گونه خطا و اشتباه (حتی در الفاظ) مبرا میشمارند. برخی هم معتقدند که کتاب مقدس تنها از لحاظ محتوایی خطاناپذیر است.از نگاه آنان، کتاب مقدس چون به دست انسانها نگاشته شده است مشتمل بر خطایای انسانی نیز هست اما محتوای آن همواره از خطا مصون است زیرا محتوای این کتاب از جانب خداست.
مسیحیان نئوارتودوکس و لیبرال به شدت منکر قصور ناپذیری کتاب مقدس هستند.کتاب مقدس در نظر آنان یک مجموعهی منسجم نیست بلکه مجموعهای است متناقض از نظامهای الهیاتی و عبارات اخلاقی.در این نظام الهیاتی، مصونبودن کتاب مقدس از خطا نیز انکار میشود.به اعتقاد الهیدانان این مکتب، کتاب مقدس در زمینههای علمی، انسانشناختی، تاریخی و زمینشناختی با دانش مدرن منافات دارد. در زمینهی تناقضات و اشتباهات کتاب مقدس، تا کنون آثار زیادی از سوی دانشمندان مسیحی منتشر شده است.به عنوان مثال “مارکوس دادز”به شش مورد تناقض در اناجیل به عنوان دلیلی بر خطاپذیری آنها اشاره می‎کند.”فردریک کنیون” نیز فهرست دیگری از این تناقضات ارائه میکند و از این راه ثابت مینماید که کتاب مقدس خطاپذیر است.
فرضیه اصلی
پیش از پرداختن به فرضیه این تحقیق باید افزود که در پژوهشهای کیفی فرضیه وجود ندارد، با این حال بنا به آنچه مرسوم است برای این پژوهش میتوان فرضیههای زیر را متصور شد:
ارجاعاتی که در قرآن راجع به کتب مقدس مسیحیان و یهودیان بکار رفته اولا این کتب را فی الجمله تصدیق میکند و نه بالجمله؛ معنای این سخن آن است که قرآن کتاب مقدس یهودی و مسیحی را به شکل فعلی معتبر ندانسته و آن را منبع مشروعیت بخشی تلقی نمیکند. دوما ارجاع به معنای استفاده از برخی آموزهها و یا حکایات عهدین و شخصیتهای آن است که در موارد گوناگون بمناسبتهای مختلف بکار رفتهاند.
فرضیههای فرعی
قرآن کریم در مسیر هدایت بخشی خویش گاهی به عهد قدیم و شخصیتهای آن رجوع نموده و گاهی نیر به عهد جدید و شخصیت‌های آن اشاره کرده است و به عنوان مثال از 136 بار از حضرت موسی علیه السلام نام برده و یا به حضرت مسیح علیه اسلام با نام عیسی 25 بار و با نام مسیح 11 بار اشاره کرده است. این در حالی است که به مادر عیسی یعنی حضرت مریم نیز در قرآن 34 بار اشاره شده است. این مساله بیانگر توجه ویژه قرآن به تعلیمات و آموزههای این دو پیامبر الولعظم پیش از پیامبر اسلام است.
پیشینه
در ارجاعات قرآن به عهدین باید به این نکته توجه داشت که هم قرآن و هم کتاب مقدس بزرگانی چون حضرت موسی ع و حضرت عیسی ع و حوادث پیرامونشان را به عنوان یکی از محوریترین شخصیتهای روایاتشان برگزیدهاند و پر واضح است که در این میان کتاب مقدس در این زمینه گوی سبقت را از قرآن ربودهاند. آنچه در این میان از درجه اهمیت بالاتری برخوردار است توصیفات مشترکی است که از این پیامبران آسمانی دیده میشود. این اشتراکات که گاه در نام و نشانیاند و گاه در معجزات و افعال، همواره دستمایه تحقیق قرآن پژوهان گشته است، چنانکه به عنوان مثال مرحوم علامه محمدهادی معرفت در کتابش، نقد شبهات پیرامون قرآن کریم، به ذکر چندین مورد از این موارد مشرک پرداخته و به موارد اختلافی به نفع اسلام پاسخ گفته است.
یکی از این موارد اشتراکی که نه در افعال و گفتار که در ارتباط میان این دو کتاب بوده، مساله ارجاع قرآن به سنن و کتب پیشین و بطور خاص عهدین است. این مساله سبب انتقاداتی به مسلمین بویژه از سوی مستشرقان و مبشران مسیحی گشته است. یک
ی از نمونه‌های شاخص این مساله یوسف دره حداد کشیش مسیحی لبنانی است که در یکی از کتابهایی که در رد اسلام و وحیانی بودن قرآن نوشته است برای نمونه از توصیف عیسی در قرآن به «کلمهالله» به عنوان استدلالی استفاده کرده و قرآن را همان بازگشت به کتاب مقدس میداند.
در هر صورت و با وجود ایراداتی از این دست و برای بررسی تطبیقی و نیز برای روشن شدن اصل مساله و کنکاش در معنا و مصداق این ارجاعات، ضرورت این تحقیق بیش از پیش احساس شد و نویسنده را بر آن داشت تا دست به انجام این پژوهش بزند. بنابر این در این تحقیق به «ارجاعات قرآن به عهدین» میشود.
11-1- تحقیقات انجام شده در زمینه ارجاعات قرآن به عهدین
همانگونه که در مقدمه بدان اشاره رفت، تحقیقاتی که پاسخگوی موضوعی اینچنین باشد تاکنون سابقه نداشته است. البته در پژوهش‌هایی که تاکنون صورت گرفته اعم از فارسی زبان، عربی و یا انگلیسی زبان، اصل برخی از مصادیقِ این ارجاعات بارها مورد بررسی و تحلیل قرار گرفته است. بررسی رابطه قرآن و کتاب مقدس با رویکردی یکسویه و یا به صورت تطبیقی در هر دو سنت تا کنون چندین بار پژوهش شده است. در کنار این موارد، اصل دو کتاب قرآن و کتاب مقدس نیز به عنوان موضوع پایاننامه مورد تحقیق واقع شده است. در موارد زیادی نیز محققین به حجیت این دو کتاب پرداختهاند.
اما اینکه این ارجاعات با رویکرد معناشناختی و گونه شناسانه در قرآن موضوع پژوهش بوده باشد، تا کنون سابقه نداشته است. در ادامه به برخی از پژوهشهایی که چه به عنوان کتاب و چه با عنوان پایاننامه به پژوهش راجع به ارجاعات خاص قرآنی یا کتاب مقدسی به عنوان مثال حضرتِ عیسی مربوط میشود اشاره مختصری خواهد شد.
11-2- تحقیقات انجام شده راجع به عیسی در کتاب مقدس