ژانویه 16, 2021

مهارت های اجتماعی

در برنامه های توسعه ملی ، مشارکت فعال و واقعی مردم ، قادر به رفع محدودیت های منابع دولتی خواهد بود . اما گاهی این برنامه ها در مسیر رشد و توسعه قابلیت های مردم و کاهش وابستگی آنها به خدمات دولتی قرار نمی گیرد . از این روی ، فعالیت هایی که با اندیشه و مشارکت مردم منطقه امکان پذیر است به دولت واگذار شده ، برای مردم منطقه ، خارج از محل آنها تصمیم گیری می شود و بدین ترتیب نه تنها توانمند ی آنها به وابستگی تبدیل می شود ، بلکه به نتایج پروژه ها نیز بی اعتماد می شوند . در این مطالعه که مشارکتی واقعی مردم در شرایط زیست حاشیه ای مورد نظر است ، مقصود ، فعالیت های داوطلبانه و هدفمندی است که افراد و گروه های اجتماعی منطقه ای برای رفع و یا حل مسائل اجتماعی و اقتصادی و توسعه محلی در تفکر ، برنامه ریزی ، تصمیم گیری ، اجرا و نظارت و سرانجام ارزشیابی فعالیت ها با هماهنگی سازمان های محلی انجام می دهند تا نه تنها به رفع تنگناها و مسائل عمومی محل بپردازند بلکه رشد فکری و بالندگی و افزایش مهارت های اجتماعی و اعتماد به نفس مشارکت کنندگان نیز تامین شود ( آقا بخشی ، 1382 : ج 1: 2 ). در این صورت در راستای توانمند سازی کسانی که می خواهیم مشارکت را در میان آنان با زنده سازی و سازماندهی کنیم گامی برداشته شده است .
2-8-2- الگوی مشارکت ساکنین سکونت گاه های غیر رسمی
برای مشارکت و توانمند سازی حاشیه نشینان، استفاده از الگوی مرطوب و سازگار با اجتماع برای قادر سازی افراد محلی ، با هدف توانمند سازی مردم حاشیه نشین و مشارکت دادن آنها برگزیده شده است ( آقا بخشی ، همان : 6 ) . حاشیه نشینان معاصر در قلمرو زندگی اقتصادی ـ اجتماعی شهرها به سر می برند ، اما در نظام اجتماعی آنها ادغام نشده اند و از این رو به عنوان شهروندان رسمی جامعه پذیرفته نمی شوند و یا دست کم ، خود چنین احساسی دارند . این گسست از جامعه شهری همراه با ویژگی های زیست ـ حاشیه ای ، همچون شکل و نوع مسکن ، مهارت های شغلی و خصلت روابط اجتماعی ، آنها را از شهروندان متمایز می کند.
در این حین ، تکیه بر نوع روابط اجتماعی و متمایز بودن آنها از این نظر ، دارای اهمیت فراوانی است زیرا بسته بودن روابط اجتماعی و شیوه کنش های متقابل مردم حاشیه نشین معمولاً آنها را از مراودات و موازین ســلوک شهری متمایــز و در برابر آن فشارها آسیب پذیر می کند . علاوه بر این ، کم سوادی و مجهز نبودن به مهارت های حرفه ای و ناتوانی از حضور و پیوستن به روابط اقتصادی شهر و در نتیجه ، بی کاری های مداوم ، زمینه های انحراف را برای آنان بیش از شهرونــدان رسمی فـراهم می کند.
از این رو مناسب ترین الگو برای مشارکت مردم در مناطق حاشیه نشین « توانمند سازی » ساکنان است . چنین الگویی فرایند برنامه ریزی و تصمیم گیری از پایین را فراهم می کند که صرفاً بر متغیر های محله ای و منطقه ای تاکید دارد.
مطالعات و پژوهش های گوناگون در بررسی علل شکست پروژه های محلی گویای این واقعیت است که برنامه ریزی از بالا ، چه به وسیله شهرداری ها یا حتی سازمان های محلی با هدفی که در جهت بهزیستن دارند با مقاومت اهالی رو به رو شده ، به جدال بین ساکنان و برنامه ریزان تبدیل ، و سرانجام منجر به شکست برنامه ها شده است . در الگوی مذکور برای مشارکت حاشیه نشینان ، نخستین گام و پرسشی که باید بدان پرداخته شود این است که ؛
تاریخچه و نحوه شکل گیری این سکونت گاه ها چگونه بوده است :
جامعه مورد نظر دارای چه ماهیت و ذاتی است ؟
امکانات و منابع موجود در منطقه کدامند ؟
ترکیب جمعیتی آن چگونه است ؟
چه تشکل های رسمی و غیر رسمی در منطقه فعالیت دارند ؟
افراد با نفوذ و معتمد محلی کدامند ؟
درباره مسائل عمومی منطقه خود چگونه می اندیشند ؟
اولویت مسائل عام منطقه از دید آنها کدام است ؟
تا کنون چه اقداماتی برای مهار و کنترل مسائل عمومی منطقه انجام داده اند؟
در برخورد با جامعه بزرگتر خود ، چه تجربیاتی دارند ؟
و پرسش های دیگری از این قبیل که برای درک و تشخیص جامعه مورد در خواست برای جلب مشارکت واقعی مردم باید مطرح و بدانها پاسخ داده شود .
بدیهی است که در چنین مناطقی ، گروهی به عنوان بازدارنده برنامه و گروهی نیز به عنوان عناصر سوق دهنده ، قابل شناسایی اند . در این الگو از طریق تکنیک های فردی و گروهی و هم چنین بهره گیری از افراد معتمد محلی سعی در کاهش عوامل باز دارنده و رشد عناصر سوق دهنده می شود .
در الگوی مددکاری و مهندسی اجتماعی که بر تغییر ساختار اجتماعی و مهارت های فردی و گروهی ساکنان نظر دارد ، برای جلب مشارکت واقعی مردم باید منطقه را همچون سیستمی فرعی در درون سیستم بزرگتر سامان داد . چنین نگرشی نقطه مقابل طرح ها و پروژه هایی هستند که در درون سیستم بزرگتر ، برنامه ریزی ، تصمیم گیری و اجرا می شوند که نه تنها انتظار مشارکت و همفکری از مردم محلی را ندارند بلکه حتی در موارد ی اجازه دخالت در امور را هم نمی دهند . از این روی ، بسیاری از طرحهای محلی که برای رشد و ارتقای سلامت ساکنان طراحی شده اند عملاً از محتوای اصلی خود دور می مانند.
اما در الگوی پیشنهادی ، نخستین گام برای جلب مشارکت مردم ، حفظ منزلت ساکنان محلی و اعتقاد به این نکته است که انسان ها بالقوه دارای توانایی هستند هر چند که در شرایط زیست حاشیه ای به سر می برند . بنابراین حساس سازی آنها نسبت به مسائل عام محلی و امکان ارتقای کیفیت زندگی جمعی و سپس آگاه سازی آنها از برنامه های
رشد و توسعه محلی ، هم حق این ساکنان است و هم بر میزان اعتماد به نفس مساله ای را به درستی احساس و درک نکنند ، عملاً در فعالیت های مربوط به آن ، شرکت و دخالتی نخواهند کرد و یا حتی در صورت مشارکت و حضور فیزیکی در عرصه اجتماعی ، به تدریج مشارکت از محتوا و مفهوم اصلی خود ، خارج و منحرف خواهد شد . اما گذار از دو مرحله « حساس سازی » و « آگاه سازی » ، ساکنان منطقه را برای مشارکت در بحث های گروهی به منظور شناسایی و درک مناسب تر مسائل عام محلی و هم چنین تحلیل آنها و راه برون رفت را از طریق ساکنان منطقه آماده می سازد ، چرا که تا مردم منطقه و محل ، خود ، متحول نشوند توسعه و تحولی میسر نمی گردد ( آقا بخشی ، همان : 6-13).
2-8-3- موانع و مشکلات مشارکت متشکل مردمی در کشور