ژانویه 28, 2021

منطقه آسیای مرکزی

– برپایی انقلاب‌های رنگی و مخملی در کشورها
– تشدید مذاهب ساختگی و فرقه‌گرایی، انحراف مذهبی و تفرقه مذهبی خرافه گرایی، صوفی گرایی و تبلیغ عرفان‌های وارداتی و …
– ترویج مد و مدگرایی،‌قداست زدایی، بی‌بندوباری ظاهری، استحاله (فرازی،99:1389)
تهدیدات حضور ناتو در منطقه قفقاز جنوبی برای روسیه
1. تهدیدات سیاسی:
اولین واکنش روسیه در برابر گسترش ناتو به شرق با پیشنهاد برنامه «مشارکت برای صلح» مدیریت شد. یلتسین در برابر شتاب لیتوانی برای پیوستن به ناتو موضع‌گیری کرد و پس‌ازآن بود که مباحث مربوط به گسترش ناتو به شرق شروع شد و تا حدی ذهن رهبران روسیه را به خود مشغول ساخت. اهداف اعلام‌شده استراتژیک درازمدت ناتو در اجرای طرح «مشارکت برای صلح» را می‌توان در موارد زیر موردتوجه قرارداد:
1-درگیر نمودن کشورهای منطقه آسیای مرکزی و قفقاز در امور و مسائل امنیتی اروپا از طریق پذیرش مشارکت آن‌ها و انجام مشورت‌های مشترک به هنگام تهدید.
2-مبادله اطلاعات و توسعه همکاری نظام
3- ایجاد زمینه جهت انجام عملیات حفظ صلح در مواقع بحران
4-تحکیم ثبات در منطقه جهت حفظ منافع و اهداف غرب
در گستره طرح مشارکت برای صلح، ناتو در حوزه‌ی اقتداری سابق روسیه شوروی نفوذ می‌کرد و روسیه با آگاهی از همین معنا، دراین‌ارتباط حساسیت‌های خاصی را به نمایش می‌گذارد. درحالی‌که دولت‌های آسیای مرکزی و قفقاز برنامه مذکور را در خدمت تقویت و نوسازی ارتش‌های ملی خود می‌دانستند. این کشورها همکاری در این برنامه و دیگر قراردادهای همکاری نظامی با کشورهای عضو ناتو، به‌ویژه با کشورهای آمریکا، ترکیه و آلمان را به‌عنوان راه مؤثری برای کاهش وابستگی خود به روسیه نگاه می‌کردند. (مطهر نیا،41:1383) روسیه در سال 1995 برنامه مشارکت انفرادی را امضا کرد و این محرک دیگر کشورهای مشترک‌المنافع جهت همکاری با غرب بود. در همین سال مسکو، غرب را به ایجاد یک بلوک متقابل جامعه کشورهای مستقل مشترک‌المنافع و دیگر کشورها تهدید نمود. بر همین اساس روسیه حضور ناتو را در منطقه تهدیدی سیاسی برای منافع کوتاه‌مدت و بلندمدت خود می‌داند. حضور ناتو در همسایگی روسیه و در محیط امنیتی کشورهای شوروی سابق تهدیدات سیاسی زیر را برای روسیه در بردارد:
1-مسکو نگران در انزوا و در حاشیه قرار گرفتن می‌باشد.
2-ارتش و نیروهای نظامی به‌شدت با توسعه ناتو در هر شکل و عنوان مخالف‌اند و مرزهای روسیه را با آن دچار تهدیدات جدی می‌دانند.
3-استراتژیست‌های روسیه توسعه ناتو را منجر به پیدایش شرایطی می‌دانند که برای روسیه به‌منزله‌ی یک قدرت برتر و پرنفوذ جایی را باقی نخواهد گذاشت.
بر همین اساس روسیه خواستار پذیرش جایگاه برتر برای خویش در نظام امنیتی اروپا و جهانی است؛ بنابراین در مورد ناتو و توسعه آن نیز هرچند فاقد ظرفیت‌های لازم و بالفعل برای کشورهای غربی است، ولی خواهان موقعیت مساوی با آن‌ها می‌باشد. روسیه خواستار این است که ناتو در نظام امنیتی آینده اروپا تنها یک نقش تابع را ایفا کند. از دیدگاه مقامات این کشور، ناتو اتحادیه اروپایی غربی و جامعه کشورهای مشترک‌المنافع باید تحت حمایت یک نظام امنیتی واحد قرار بگیرند. (مطهر نیا،43:1383)
علاوه بر این مسئله کالینینگراد یکی از علل مخالفت روسیه با عضویت لهستان در ناتو و استقرار سامانه دفاع موشکی در این کشور بود. برخلاف دیگر مناطق روسیه، کالینینگراد به‌صورت منطقه‌ای در خارج از مرزهای روسیه و در همسایگی کشورهای لیتوانی و لهستان در کنار دریایی بالتیک قرار دارد، بدین ترتیب تنها راه رسیدن به این منطقه از راه کشورهای لیتوانی یا لهستان است. وجود پایگاه دریایی روسیه در منطقه کالینینگراد و حضور بیش از صدها هزار نفر نیروی نظامی این کشور در منطقه مزبور، اهمیت آن را برای روسیه دوچندان کرده است. ضمن اینکه روسیه کالینینگراد این منطقه را جزء مناطق تحت حاکمیت روسیه می‌داند. پوتین نیز در بازدید از پایگاه دریایی کالینینگراد به مناسبت روز نیروی دریایی روسیه طی نطقی اظهار داشت: «موقعیت روسیه همیشه به موقعیت نیروهای دریایی آن وابسته بوده است. زمانی که نیروی دریایی ضعیف شود بدترین وضعیت برای کشور خواهد بود و زمانی که این نیرو روی پای خود بایستد، روسیه نیز قد علم می‌کند و قادر است که خود را یک قدرت بزرگ بنامد.» (ثقفی عامری،11:1379) تنها چاره روسیه برای رسیدن به کالینینگراد عبور از خاک لیتوانی است. با توجه به این شرایط، حضور نیروهای ناتو در منطقه تحت نفوذ روسیه که آن را به‌عنوان بخشی از خاک خود می‌داند، مغایر با امنیت ملی این کشور می‌باشد. حضور ناتو در لهستان و لیتوانی به‌عنوان خطری بالقوه برای این کشور مطرح بوده است. درواقع با گسترش ناتو به شرق، منطقه کالینینگراد بین کشورهای عضو ناتو قرار می‌گیرد، مسئله‌ای که روس‌ها آن را با امنیت ملی کشورشان مغایر می‌دانند. (فلاحی،374:1378) روس‌های مقیم در جمهوری‌های قفقاز و آسیای مرکزی نیز یکی از دیگر دلایل مخالفت روسیه با گسترش حوزه ناتو به این منطقه می‌باشد.
با توجه به حضور 25 میلیون روس تبار در جمهوری‌های شوروی سابق و تلاش روسیه در جهت جلوگیری از شکل‌گیری احساسات ضد روسی در این جمهوری‌ها و به دنبال آن ممانعت از مهاجرت روس‌ها به موطن اصلی خویش گسترش ناتو دراین‌بین مسئله‌ای متعارض با منافع ملی روسیه انگاشته می‌شود، چراکه همراه با این گسترش احساسات ضد روسی و
بی‌توجهی به وضعیت رفاهی و اجتماعی روس نژادها افزایش خواهد یافت و تلقی آن‌ها به‌عنوان ستون پنجم روسیه شدت خواهد یافت. ازجمله راهبردهای روسیه برای جلوگیری از رشد محبوبیت ناتو و احساسات ضد روسی در این کشورها، این است که تلاش می‌کند با تبلیغات شهروندان روسی را به ماند در آنجا تشویق کند (شفیعی و محمودی،89:1388)
2. تهدیدهای نظامی و امنیتی:
بیشتر کشورهایی که خواستار عضویت در ناتو هستند، می‌توان به 3 دسته تقسیم کرد:
1-کشورهای اروپای شرقی (خارج دور) 2- جمهوری‌های بالتیک 3- جمهوری‌های (خارج نزدیک) از اهمیت ژئوپلیتیکی و ژئواستراتژیکی برای روسیه برخوردارند (جانسون،240:1388)
علت اصلی آن است که این کشورها در برابر گسترش ناتو به شرق می‌توانند به‌عنوان «منطقه حائل» روسیه به شمار آیند (کولایی،88:1374)
در این میان جمهوری‌های مذکور که برای روسیه از اهمیت والاتری برخوردار هستند، می‌توان از استونی، لتونی، لیتوانی، روسیه سفید، اوکراین، گرجستان، آذربایجان و ارمنستان نام برد. علت اهمیت 3 کشور اخیر، آن است که این کشورها در نزدیکی کشور ترکیه (یکی از اعضای ناتو) قرار دارند و در میان 8 کشور نامبرده (به‌جز ارمنستان)، همه کشورهای دیگر همسایه روسیه به شمار آمده و ازاین‌رو از اهمیت وافری برای مسکو برخوردارند. از دیدگاه کرملین، کشورهای یادشده، به‌عنوان منطقه حائل بین مسکو و ناتو، بوده و آخرین سپر دفاعی روسیه، به شمار می‌آیند. اهمیت مناطق حائل برای روسیه به چند علت است.
اول آنکه این‌گونه کشورها، جزئی از اتحاد جماهیر شوروی به شمار می‌آیند و روسیه، همچنان مایل است که نفوذ سیاسی خود را بر این‌گونه کشورها ادامه دهد. روسیه نمی‌تواند نظاره‌گر حضور ناتو در کشورهای باشد که با منافع و امنیت ملی این کشور گره خورده است.
دوم آنکه: روسیه حفظ ثبات و امنیت کشورهای یادشده را برای تأمین ثبات و امنیت خود، امری ضروری تلقی می‌کند و خواستار ایجاد بی‌ثباتی روسی در این مناطق است. مسکو بر این باور است که از بین رفتن منطقه حائل، موجب «برهم خوردن ثبات و تعادل نیروها، تشدید خطر نظامی و عامل حمله ناگهانی» خواهد بود. (گروموف،231:1376)
سوم آنکه روسیه نگران تقویت اقتدار نظامی ناتو به‌حساب لهستان و یا دیگر کشورهای خواستار عضویت نیست، بلکه نگران تحکیم نفوذ آمریکایی‌ها در اروپا، برخلاف منافع روسیه است.
روس‌ها اکنون نگران آن هستند که مناطق آسیای مرکزی و قفقاز بیش از گذشته در دایره کنترل و نفوذ ناتو قرار گیرند، چنانچه این روند تحقق یابد، نقش هژمونیک سنتی روسیه در این مناطق دچار چالش گردیده و نفوذ انحصاری این کشور در منطقه محدود خواهد شد. اهمیت این مسئله زمانی دوچندان می‌شود که وقوع انقلاب گرجستان در نوامبر 2003، انقلاب نارنجی اوکراین در دسامبر 2004، انقلاب لاله‌ای قرقیزستان در مارس 2005 در جمهوری‌های اتحاد شوروی سابق در نظر گرفته شود که طی آن رهبران طرفدار مسکو در پی تظاهرات مردمی ولی هدایت‌شده از سوی آمریکا برکنار اول آنکه این‌گونه کشورها، جزئی از اتحاد جماهیر شوروی به شمار می‌آیند و روسیه، همچنان مایل است که نفوذ سیاسی خود را بر این‌گونه کشورها ادامه دهد. روسیه نمی‌تواند نظاره‌گر حضور ناتو در کشورهای باشد که با منافع و امنیت ملی این کشور گره خورده است. (کاظمی،172:1384)