منافع شخصی

Off By
دانلود پایان نامه

3-2-4-2 ماهیت غرور
تیلور غرور را یک روش یا رفتار بیرونی تلقی نمی‌کند، او در این رابطه می‌گوید: غرور موضوعی در مورد روش یا یک رفتار بیرونی نیست. بنابراین فرد تنها تحت تأثیر یک رفتار خاص یا تجسم یک احساس که در ذهن شکل گرفته است، مغرور نامیده نمی شود. بلکه غرور یک نوع احساس برتری حقیقی درونی برای فرد است.
با این تعبیر مشخص می‌شود که از نظر تیلور، غرور یک احساس درونی و حقیقی است که در فرد به‌صورت ملکه و پایدار درآمده و فرد تحت تأثیر این احساس خاص، رفتاری متناسب با آن را انجام می‌دهد. بنابراین اگر این احساس در فرد وجود داشته باشد، اما حقیقی نباشد دیگر غرور مثبت نیست، بلکه رذیلتی به نام خودبینی و تکبر می‌شود.
3-2-4-3 تفاوت غرور با تکبر، خودبینی و خودخواهی
مسئله‌ی دیگری که تیلور در رابطه با غرور مطرح می‌کند، تفاوت آن با تکبر، خودبینی و خودخواهی است. اصطلاحاتی که در ظاهر امر با غرور مترادف هستند، اما در واقع تفاوت‌های اساسی با هم دارند، تا جایی‌که یکی فضیلت می‌شود و بقیه رذیلت.
تیلور می‌گوید: غرور، تکبر نیست و شخص مغرور هرگز در مقابل دیگران متکبر و از خودراضی نیست. تکبر با خودبینی نیز متفاوت است. خودبینی در واقع طرز نگرش فرد نسبت به خودش است، اما تکبر در ارتباط با دیگران مطرح می‌شود و در خلوت و تنهایی وجود ندارد، اما خودبینی در تنهایی نیز می‌تواند وجود داشته باشد. مثلاً میل به خودستایی در خلوت یا ستایش دیگران در تنهایی. تکبر، معمولاً منجر به تحقیر عقاید و رفتار دیگران می شود. به نوعی تکبر با توهین به افراد سازگارتر است، اما غرور به این b صورت نیست.
خودبینی و خودخواهی نیز باید از غرور متمایز شود. خودبینی، احساس رضایت شخص از تحسین و ستایش دیگران است، بنابراین افراد خودبین از تعریف و تحسین هر فردی حتی کودکان لذت می برند و برای جلب توجه دیگران در مکان‌های عمومی کارهای عجیب و غیر عادی انجام می‌دهند. همچنین طرز راه رفتن و نحوه‌ی لباس پوشیدن آن‌ها با دیگران متفاوت است، در حالی‌که افراد مغرور حقیقی نسبت به تحسین یا سرزنش دیگران بی‌تفاوت هستند. ممکن است اینجا این سؤال پیش آید که هر فردی به دنبال جلب توجه دیگران است، پس آیا همه خودبین هستند؟ پاسخ این است که افراد خودبین برای جلب توجه دیگران تلاش بسیاری می‌کنند و در واقع در جستجوی این جلب توجه هستند، اما افراد مغرور سعی می‌کنند آن را نادیده بگیرند و برای جلب توجه دیگران تلاش زیادی نمی‌کنند.
خودخواهی نیز شبیه خودبینی است، با این حال این دو تفاوت‌هایی نیز با هم دارند. خودخواهی حالتی ذهنی است که طی آن، فرد نسبت به خود جذابیت بیش از حد پیدا کرده و به تعبیر دیگر فریفته‌ی خود می‌شود. بنابراین فرد به‌قدری مجذوب خود می‌گردد که درک دیگران برای او غیر ممکن گشته و تنها به منافع شخصی خود توجه می‌کند. اما خودبینی همان‌طور که بیان شد، لذتی است که ناشی از توجه مطلوب دیگران است، صرف نظر از اینکه چه خصوصیاتی مورد توجه قرار گرفته است.
از نظر تیلور با چنین توصیفی از خودخواهی و خودبینی می‌توان این طور نتیجه گرفت که خودخواهی ویژگی مردان و خودبینی ویژگی زنان است. دلیل تیلور برای این سخن این است که مردان اغلب تمایل دارند از دیگران به عنوان ابزاری برای رسیدن به اهداف خودشان استفاده کنند. به همین دلیل جنس مذکر به قدرت و تأثیرگذاری اهمیت می‌دهد، اما زنان بیشتر به “جذاب بودن” توجه می‌کنند و به ظاهرشان اهمیت می‌دهند.
خودبینی و خودخواهی هیچ کدام با غرور واقعی متناسب نیستند، با این حال هیچ کس نمی‌تواند امیدوار باشد یا وانمود کند که این ویژگی‌ها را ندارد. در حالیکه افراد خودبین، از تحسین دیگران بر ظواهرشان لذت می‌برند، افراد مغرور کمترین توجهی به تحسین دیگران ندارند، مگر اینکه این تحسین در مورد فضایلشان باشد و همچنین از طرف افرادی که واقعاً مغرور هستند، بیان شود. بنابراین همان‌طور که هیچ کس دوست ندارد فقیر باشد، فرد مغرور از اینکه به اشتباه فقیر تصور شود توجهی نمی‌کند. فردی که بیش از حد خودخواه یا خودبین است، برای اینکه احساس برتری در خودش ایجاد کند (حتی زمانیکه این احساس غلط است)، تلاش بسیار زیاد می‌کند که در برخی موارد فرد مغرور اصلاً در مورد انجام آن کار فکر هم نمی‌کند. افراد خودبین و خودمحور همواره به تجملات اهمیت می‌دهند و همواره در پی به رخ کشیدن دارایی‌های خود به دیگران هستند. این افراد سعی می‌کنند کمبودهای شخصی خود را با چیزهایی که خارج از خودشان و شخصیتشان است جبران کنند. به عنوان مثال فردی که واقعاً نادان است، سعی می‌کند با یک ماشین یا خانه زیبا این ویژگی منفی را جبران کند یا کسی که ترس از خطر یا وحشت از مرگ دارد، سعی می‌کند این مشکل را با محبت ظاهری بیش از حد جبران کند. به عبارت دیگر این افراد تصور می‌کنند خوب هستند، اما در حقیقت و از نظر اخلاقی آن‌ها خوب نیستند.
3-2-4-4 ویژگی‌های افراد مغرور
غرور در مسائل بزرگ و کوچک دیده می‌شود. یکی از بزرگترین آزمون‌ها برای تشخیص غرور افراد، واکنش افراد در مواجهه با خطرهای حاد و یا بیماری‌های کشنده است. افراد مغرور این مسائل را با صبر و بردباری تحمل می‌کنند، در حالی‌که افراد دیگر خود را با گریه و پریشانی از پای در می‌آورند. افراد مغرور می‌دانند که مرگ دیر یا زود به سراغ آن‌ها خواهد آمد، بنابراین از نظر آن‌ها چند روز بیشتر زنده ماندن ارزش از دست رفتن غرور و عزتشان را ندارد.
آزمون‌های دیگری نیز برای تشخیص غرور افراد وجود دارد، مثل قدرت بیان، قدرت نوشتن و نیز توانایی‌های دیگری که فرد عاقل مغرور را از یک فرد خودبین متمایز می‌کند. این آزمون‌ها به این صورت غرور افراد را مشخص می‌کند که نشان دهنده‌ی این است که آیا فرد به دنبال علایق و عقاید خود در هر زمینه رفته است، یا به دنبال تأیید و رضایت دیگران بوده است.
بنابراین افراد مغرور به این دلیل حقایق تلخ را می‌پذیرند که حقیقت هستند و آن‌ها از حقیقت فرار نمی‌کنند بلکه با آغوش باز به استقبال آن می‌روند، حتی زمانیکه این حقیقت با آنچه که آن‌ها به آن تمایل دارند مخالف باشد. چنین افرادی علاوه بر اینکه مغرور هستند، عاقل نیز هستند، چرا که حداقل برای خودشان مبنای صحیحی دارند.
یکی دیگر از ویژگی‌های افراد مغرور این است که این افراد زیاد صحبت نمی‌کنند و از زیاده‌گویی کناره می‌گیرند. مثلاً در مورد موضوعاتی که ارزش تفسیر کردن ندارد (مثل آب و هوا و مسائل کم اهمیت سیاسی) صحبت نمی‌کنند.
تیلور می‌گوید: افراد مغرور در جمع افراد مغرور دیگر و افراد فضیلت‌مند لذت می‌برند و به دنبال درک توانایی‌ها و فضایل آن‌ها هستند. این افراد برخلاف افراد متکبر و خودخواه از شناخت و درک دیگران دوری نمی‌کنند، بلکه می‌دانند کمالشان به‌واسطه‌ی افراد مغرور مشخص می‌شود و نگران این نیستند که افراد غیر مغرور کمالاتشان را نبینند.
یکی دیگر از ویژگی‌های افراد مغرور این است که آن‌ها به مسائل فرعی و بی‌اهمیت توجهی نمی‌کنند، مثلاً از نظر آن‌ها نوع لباس یا خانه‌ی مجلل نشانه‌ی شخصیت نیست، بلکه مسائل اصلی در نظر آن‌ها اهمیت دارد، مسائلی مانند علم و دانش و فضایل معنوی.
3-2-4-5 حکم اخلاقی غرور
در مورد حکم اخلاقی غرور از نظر تیلور، با توجه به اینکه او غرور را به‌صورت نسبی تعریف کرده و تنها غرور موجه و مناسب را فضیلت دانسته، بنابراین اگرکسی‌ چنین غروری داشته باشد، شایسته‌ی بهترین زندگی است و این غرور او مجموع همه‌ی فضایل است، که برای رسیدن به کمال شخص امری لازم و ضروری است. در نظر تیلور این غرور نه تنها مجموع فضایل است بلکه بی‌شک حکمت است.
حال این سؤال مطرح است که این فضیلت مربوط به کدام قوه است؟ تیلور می‌گوید: غرور فضیلتی عقلانی است که مربوط به قوه‌ی عاقله است.
به نظر تیلور فرد مغرور امور غیر اخلاقی را انجام نمی‌دهد، نه به این دلیل که این امور گناه یا خطاست، بلکه دلیل او برای ترک این امور این است که این امور “شرم آور” هستند. در واقع قبح ذاتی فعل را در نظر می‌گیرند. بنابراین افراد مغرور در اموری که هیچ قانون اخلاقی مثبت و منفی‌ای وجود ندارد طبق این ملاک عمل می‌کنند که آیا این عمل شرم آور است یا نه؟ معنای شرم‌آور بودن در اینجا به معنای ناسازگار بودن با ارزش‌های فردی شخص مغرور است، ارزش‌هایی که تنها افراد مغرور این ارزش‌ها را دارند. بنابراین افراد متواضع، در اموری که قانون اخلاقی خاصی وجود ندارد انگیزه‌ی کمتری برای اخلاقی زندگی کردن دارند، و با رعایت نکردن این امور باعث از بین رفتن عزت‌نفس خود می‌گردند. علاوه براین برخی افراد متواضع برای کسب رضایت دیگران، مجبور به اخلاقی زیستن هستند، اما فرد مغرور از روی اجبار دیگران کاری انجام نمی‌دهد.
همچنین شخص مغرور هرگز با فریب و تقلب نمی‌خواهد از دیگران سود ببرد، نه به این دلیل که این کار رذیلت یا گناه است، بلکه به این دلیل که با ارزش‌های خودش در تعارض است. از نظر فرد مغرور، تعالی انسان یک امر اصلی است و سود بردن با فریب و نیرنگ یک امر فرعی.
فصل چهارم: مقایسه آراء فیلسوفان اسلامی و غربی
در این فصل قصد داریم با توجه به آراء فیلسوفان اسلامی و غربی که در فصل‌های قبل به آن اشاره کردیم، مقایسه‌ای بین آراء این فیلسوفان انجام داده و نقاط اختلاف و اشتراک نظرات این فیلسوفان را بیان کنیم.
4-1 تعریف غرور