ژانویه 16, 2021

مشکلات اجتماعی

3/4- علی امینی
دکتر علی امینی از خانواده‌های اشراف زادگان قاجار بود که در سالهای 41- 1340 نخست وزیری محمد رضا شاه را برعهده داشت و ماموریت رسمی او اجرای اصلاحات ارضی در ایران بود. شخصیتی که از سوی امریکا، بهترین فرد برای این حرکت بزرگ در نظر گرفته شده بود.
امینی با دراویش گنابادی رابطه حسنه‌ای داشته و اسناد موجود موید آن است. وی در راستای تقویت و تداوم روابط خود با رهبری این گروه، چند بار شخصا در خدمت بزرگان فرقه قرار داشته و با آنان دیدار و ملاقات می‌کند. او در دیدارهای خود نسبت به رهبری و سران فرقه اظهار لطف و ارادت بیشتر می‌کند. در یکی از اسناد ساواک در باره این دیدار آمده است:
“خیلی محرمانه
تاریخ گزارش 10/ 3/ 36 موضوع: دکتر علی امینی
روز 7/3/36 یاد شده با شریف العلماء که معمم به نظر می‌رسد مذاکرات دوستانه‌ای داشت ضمن صحبت قرار شد که ساعت 10 صبح روز 8/3/36 باتفاق یکدیگر به ملاقات دکتر تابنده بروند.
نظریه یکشنبه: باحتمال زیاد تابنده همان سلطان حسین تابنده قطب دراویش شاه نعمت اللهی است که ساکن بیدخت گناباد مشهد بوده و اخیرا به تهران مسافرت کرده است. ” (سند شماره 6)
در حالی که رابطه امینی با فرقه مذکور همچنان ادامه داشته و شواهد نشان می‌دهد که امینی می‌کوشید تا تداوم روابط بین وی و رهبری فرقه بر اساس علاقه شخصی باشد. به همین دلیل وی سعی داشت تا از برقراری رابطه رسمی خودداری کند. چه در زمانی که نخست وزیری نبوده و چه در زمانی که راس قدرت قرار داشته است.
سند زیر حکایت از اهمیت ارتباط امینی با تابنده گنابادی دارد:
“خیلی محرمانه
تاریخ گزارش 24/4/37 موضوع: جلسه در خانه دکتر امینی
ساعت 9 در منزل دکتر امینی عده‌ای در حدود 10 نفر از جمله هادی حائری، مشکان از دارائی، رضوی هاشمی از آموزش و پرورش و اکبر سروش، حاجی محمدعلی مطیع الدین، مهندس غروی حضور داشتند….. دکتر امینی اظهار داشت معذرت می‌خواهم که جلسه را تعطیل می‌کنم زیرا با آقای حائری قرار است به منزل آقای گنابادی برویم. این جلسه در ساعت 30/10 پایان یافت. ” (سند شماره 7)
درسند دیگری که ساواک با موضوع طرح معما، از آن یاد کرده، رابط بین امینی و علی تابنده از امینی می‌خواهد تا اجازه دهد بین آنان ملاقاتی صورت گیرد که با موافقت امینی روبرو می‌شود:
“موضوع: طرح معما تاریخ گزارش: 26/3/48
در ساعت 40: 7 روز 22/3/48 علی امینی ضمن یک مذاکره خصوصی با مردی به نام انتظام احوالپرسی می‌کردند امینی سئوال کرد که چه کار می‌کنی انتظام پاسخ داد استراحت می‌کنم و از امینی تشکر نمود. در ساعت 55: 7 روز 22/3/48 علی امینی با مرد ناشناسی یه طور خصوصی مذاکره می‌کردند… سپس ناشناس به سخنان خود ادامه داد و گفت این حاج علی آقا (پسر تابنده) می‌خواست به زیارتتان بیاید ولی مثل این که کسالت دارد و اگر اجازه می‌فرمائید دوشنبه شرفیاب شویم؟ امینی موافقت خود را اعلام داشت….
نظریه 20/ه / 8: به احتمال زیاد انتظام مخاطب علی امینی عبداله انتظام رئیس اسبق شرکت ملی نفت بوده است” (سند شماره 8) (مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات (امینی)، 1379: 742و741).
4/4- منوچهر اقبال
خانواده اقبال اصالتا خراسانی و از اهالی کاشمر می‌باشند. پدر بزرگ او، حاج میرزا ابوتراب معروف به اقبال التولیه املاک زیادی در گناباد داشت بمناسبت همین رفت و آمدها علاقه ای به ملاسلطان علی گنابادی پیدا کرد و به این فرقه پیوست. او همه وجوهات خود را در اختیار قطب قرار می داد و پیگیر کارهای آنها در مشهد و تهران بود. (شاهدی، 1389: 18) در باره یکی از فرزندان وی به نام عبدالوهاب اقبال که از مریدان دراویش گنابادی می‌باشد، که در سال 1347 شمسی به سمت تولیت استانه مقدس قم تعیین گردیده ؛در یکی از اسناد ساواک آمده:
“به: کل سوم
از: قم
تاریخ: 23/2/47
چون اخیرا آقای عبد الوهاب اقبال بسمت تولیت استانه قم تعیین گردید شایع است وی جزو دراویش میباشد بدین جهت تابنده گنابادی رهبر دراویش پیغامی برای ابوالفضل مصباح تولیت سابق فرستاده و از او خواسته که رضایت خود را با انتخاب اقای اقبال باین سمت اعلام تا از نظر شرعی مانعی متوجه اقای اقبال نشود لیکن ابوالفضل مصباح باین پیغام پاسخ مثبت نداده است همچنین اخیرا آقای گلپایگانی با آیت اله شریعتمداری ملاقات و اعلام نموده چون آقای اقبال درویش است و پس از ورود بقم در ترویج مسلک دراویش فعالیت خواهد کرد و این امر سبب بروز اختلاف و دو دستگی بین مردم میشود لذا بهتر است بنحو مقتضی از آمدن وی بقم جلوگیری بعمل آید آقای شریعتمداری پاسخ داده قصاص قبل از جنایت نباید کرد و چنانچه پس از ورود آقای اقبال بقم وی در این مورد فعالیت نمود بموقع مراتب را بعرض شاهنشاه آریامهر رسانیده و تقاضای تعویض او را مینائیم مقرر فرمائید اوامر عالی را در این مورد ابلاغ فرمائید. مهران ” (سند شماره 9) (مرکز اسناد انقلاب اسلامی، شماره سند: 32200052)
در ارادت دکتر منوچهر اقبال به فرقه گنابادیه شکی وجود ندارد. مردم منطقه گناباد نیز آشنایی با این خانواده دارند مخصوصا هنگامی که خواهر دکتر اقبال، خانم ایراندخت اقبال، به عنوان نماینده مردم گناباد به مجلس شورای ملی رفت. نماینده‌ای که مردم هیچ شناختی از او نداشتند و تنها دلیل انتخابات او، خواست مقامات بالا بود.
در دوره‌ای که دکتر اقبال نخست وزیر بود. محمد مدنی، ناشرالاسلام گنابادی به علت ایجاد تحرکاتی علیه فرقه دستگیر و تبعید می‌شود. دکتر اقبال به استاندار خراسان،
محمد داور، دستور می‌دهد شیخ مدنی را در میدان عمومی گناباد 500 ضربه شلاق بزنند و او را تبعید کنند که البته با ورود و مخالفت آیت الله سبزواری در مشهد این حکم اجرا نمی شود (مدنی، 1389: 136).
در زمانی که دکتر اقبال رئیس حزب ملیون بود و دکتر امینی در راس حزب منفردین قرار داشت ؛ حکم دکتر اقبال یکی از حربه‌های تبلیغاتی علیه حزب او شده بود به طوری که یکی از سران حزب منفردین در تهران در سخنرانی خود گفته بود: “دکتر اقبال به قدری احمق است که دستور پانصد ضربه شلاق را برای یکی از روحانیان گناباد صادر کرد تا به این وسیله خانقاه بیدخت را از خود راضی نگه دارد” (مدنی، 1376: 106و 107).
گرایش‌های دکتر اقبال به شدت ضد فقها بود و در مقابل به دراویش علاقه خاصی داشت. سبک زندگی درویشی، توانایی ایجاد اسلام نوینی را برای حکومت و دولت فراهم می‌آورد که مشکلات اجتماعی و سیاسی ایجاد نمی کرد. در اسناد ساواک به روشنی به این علاقه دکتر اقبال اشاره شده است: