مشارکت در تصمیم گیری

Off By
دانلود پایان نامه

«کاشت»، بر تثبیت شدن یا کاشته شدن پیام در ذهن مخاطب تأکید دارد.«گربنر» ، که این نظریه را طی تحقیقاتی در خصوص برنامه‌های تلویزیونی در جامعه‌ی آمریکا در دهه‌های ۱۹۸۰ – ۱۹۶۰ انجام داده است، بر موارد زیر اشاره می‌نماید:
الف) مردم بر حسب عینیت سازی تلویزیون (جنبه‌های مستندسازی بصری)درجه‌ی اهمیت زیادی برواقع‌گویی این وسیله قائل هستند.
ب) تلویزیون؛ مبنای قضاوت و داوری بینندگان در باره‌ی دنیای پیرامون می‌باشد.
ج) افراد پرمصرف برنامه‌های تلویزیونی، به تدریج قوه‌ی تحلیل و ارزیابی را نسبت به محتوا از دست می‌دهند.
د) این وسیله (تلویزیون) امکان تمرکز، دقت و موشکافی پیام را برای مخاطب فراهم نمی‌کند، از سوی دیگر با اتکای تصویر، معتبر جلوه‌گر می‌شود.
هـ) فرایند کاشت، در طی استفاده‌ی مستمر برنامه‌ها، تکرار برنامه‌ها، و استفاده‌ی تلویزیون از قالب‌های مختلف برنامه‌سازی (انیمیشن، خبر، مستند و ….) به وجود می‌اید.
و) عمده‌ی بینندگان برنامه‌های تلویزیونی، از اقشار متوسط به پایین جامعه و در رتبه‌های کمتر تحصیل کرده می‌باشند که بر تسریع در فرایند کاشت موثر است.
ز) پنجره‌ی تلویزیون (دریچه‌ی تلویزیون) ، مبنای اصلی ارتباط بیننده با دنیای خارج است (مرتضوی ، 15:1391).
این نظریه از سوی جرج گربنر رئیس دانشکده پنسلوانیا مطرح شد. او می گوید : کاشت، یک فراگرد بی سمت و سو ست، بلکه شبیه فراگرد جاذبه ای است ( مهدیزاده ،19:1384). گربنر استدلال می کند اهمیت رسانه ها نه تشکیل توده ، بلکه در راه خلق راههای مشترک انتخاب و نگریستن به رویدادهاست که با استفاده از نظام های پیام مبتنی بر فناوری ، عملی می شود و به راههای مشترک نگریستن جهان می انجامد او همین را «کاشت الگوهای انگاره ای غالب » می خواند رسانه ها به ویژه تلویزیون گرایش به این دارند که روایت هایی یکسان و نسبتا مورد وفاق از واقعیات اجتماعی ارائه و مخاطبان خود را نیز سازگار با آن « فرهنگ پذیر»کنند (همان،20). نظریه پردازان کاشت استدلال می کنند که تلویزیون اثرات درازمدت دارد. اثرات تدریجی و غیرمستقیم ، اما متراکم و با اهمیت و تماشای زیاد تلویزیون به عنوان «کاشت » نگرش هایی دیده می شود که بیشتر با جهانی که برنامه های تلویزیونی را به تصویر می کشند هما نند است تا جهان واقعی (همان،30). تحلیل کاشت بر همگن سازی گسترده و فراگیر تلویزیون تأکید می کند. گربنر در این باره می گوید : فرهنگ فرآیند نمادینی است که الگوهای مفهومی پایدار بری جامعه پذیری افراد کشت می کند و سهم مستقل تلویزیون برای چنین الگوهایی بیشتر در جهت همگنی در درون گروه ههای اجتماعی متنوع و متفاوت و فرسودن دیگر تمایزهای اجتماعی سنتی است. شاناهان و مورگن در سال 1997 گفته اند : آنچه که تلویزیون را منحصر به فرد می کند توانمندی این رسانه است، می تواند هنجارهای فرهنگی مشترک ، استاندارد ، کارآمد و قدرتمند به وجود آورد و اعضای جامعه را در استفاده از آنها سهیم کند (همان،39).
تلویزیون اعتقادات و باورها را درباره واقعیت اجتماعی پرورش می دهد و تماشای آن برای مدت طولانی تاثیر بر دیدگاه بینندگان نسبت به دنیا ، اعتقادات و باورها دارد. تحلیل کاشت بر همگن سازی گسترده و فراگیر تلویزیون تأکید دارد (سورین و تانکارد ،21:1381).
2-4-3-4- یورگن هابرماس
هابرماس سه نوع کنش را ازهم تفکیک می کند: کنش ابزاری ، کنش استراتژیک و کنش ارتباطی کنش ابزاری دارای موقعیتی غیر اجتماعی است و در سطح بین فردی عقلانیت ابزاری را همراه می آورد، یعنی جستجوی سود و به پیش بردن منافع شخصی . اگر از زاویه یک شناسانده (سوژه ) و یک شناسا (ابژه) دست به کنش بزنیم گرفتار خرد ابزاری شده و دست به کنش ابزاری زده ایم (کرایب ،30:1380). کنش استراتژیک یا راهبردی و کنش ارتباطی هر دو دارا ی موقعیت اجتماعی اند . کنش استراتژیک کنش هدفدار است که به عمل دو یا چند فرد مربوط می شود که در تعقیب یک هدف ، کنش معقولانه هدفدارشان را هماهنگ می کنند. مانند کنش هایی که در درون سازمان ها صورت می گیرد و این نوع در جستجوی موفقیت است در حالیکه در کنش ارتباطی افراد به دنبال موفقیت شخصی شان نیستند، بلکه اهدافشان را در شرایطی تعقیب می کنند که بتوانند برنامه های کنشی شان را بر مبنای تعریف هایی از موقعیت مشترک هماهنگ سازند و این واکنش عقلانی و بنیادی است و توجه به آن سبب می شود که در آن همه به ابزارهای خرد، فرصت مشارکت در بحث طرح نظرات و مشارکت در تصمیم گیری نهایی دسترسی پیدا کنند. این نوع کنش در جستجوی تفاهم است . توافقی که در ضمن کنش ارتباطی حاصل شده مبنای عقلانی دارد زیرا هیچ یک از طرفین می توانند آن را تحمیل کنند ( کرایب ، 1380: 301-300).هابرماس فضایی که کنش ارتباطی در آن صورت می گیرد را حوزه عمومی می نامد . منظور وی از حوزه عمومی عرصه و قلمرویی از حیات اجتماعی انسانهاست که در آن بتوانند چیزی را در برخورد با افکار عمومی به گونه ای آزاد بدون قیدو بند یعنی با تضمین آزادی اجتماعات و انجمن ها ، آزادی بیان و چاپ نشر افکار با یکدیگر مشورت و کنکاش می کنند، در واقع به صورت یک پیکره رفتار می کنند . تعبیر افکار عمومی به رسالت انتقاد و نظارتی اشاره دارد که پیکره عمومی شهروندان به طور غیر رسمی در برابر طبقه حاکم اعمال می کنند(نوذری ،322:1381). هابرماس حوزه عمومی را یکی از مقوله های جهان مدرن یعنی جامعه بورژایی می داند. او استدلال می کند که حوزه عمومی اساسا شبکه ای از ارتباطات است که برای خلق و ایجاد فضایی اجتماعی جهت مبادله معانی بین افراد و گروه ها از کنش ارتباطی استفاده می کنند . حوزه عمومی برخلاف نهادهایی که تحت سلطه خارجی قرار دارند و یا دارای روابط قدرت درونی هستنداز اصول مشارکت و نظارت دموکراتیک ،نویدمیدهد(هولاب ، 26:1378). اهمیت تأکید هابرماس بر حوزه عمومی به عنوان مجرای شکل گیری هویت جمعی و علایق عمومی اساساً ناشی از تشخیص این نکته است که استمرار حیات جامعه وابسته به عملکرد صحیحی ساختارهای ارتباطی است که در غیاب نفوذ فراگیر سنت و عوامل سنتی ایجاد کننده مشروعیت و یکپارچگی اجتماعی ، اصل دستیابی به وفاق اجتماعی و توافق بر سر آنچه علایق عمومی و منافع جمعی خوانده می شود را ممکن می کند . هابرماس درباره ربطه شکل گیری هویت جمعی “ما” با بحث و گفتگو درمجامع و گروه ها و انجمن های جامعه و حوزه عمومی به طور کلی ، در موارد مختلف تأکید کرده و شکل گیری هویت را اساساً فعالیتی جمعی و توأم با بحث و گفتگوی استدلالی و همراه با اقتباس نقادانه از سنت و علوم و فلسفه می داند. عمل و گفتار جمعی است که علایق جمعی و هویت جمعی را شکل می دهد(رضایی، 62:1374).
نظریه کنش ارتباطی هابر ماس
دومین نظریه به یورگن هابر ماس تعلق دارد . نظریه کنش ارتباطی هابر ماس مربوط به محیطهایی تعاملی در اینترنت می شود. محیط های تعاملی در اینترنت به محیط هایی می گوییم که در آن کاربران می توانند ارتباط دو طرفه برقرار نمایند، مثل چت . قبل از پرداختن به نظریه کنش ارتباطی هابر ماس ، ابتدا به حوزه عمومی موردنظر هابرماس می پردازیم.
حوزه عمومی هابرماس عرصه ای است که در آن افراد به منظور مشارکت در مباحث باز وعلنی گرد هم می آیند و کنش ارتباطی از طریق بیان و گفتگو تحقق می یابد ( آزاد ارمکی و امامی، 1380: 65).
در فضای محیط های تعاملی اینترنت بحث شرایط آرمانی سخن مورد نظر هابرماس تحقق می یابد و می توان آن را بدین گونه مطرح کرد: هابر ماس معتقد است که نیازهای اساسی یا اصیل معینی وجود دارد که تمامی افراد کاملاً آزاد آنها را دارند و این نیازها توسط هر کس که صمیمانه وارد یک گفتمان عملی شود ضرورتاً کشف خواهد شد.
با توجه به اینکه در محیط اینترنت علی الخصوص در محیط تعاملی اینترنت افراد به راحتی می توانند نیازهای خود را مطرح کنند واین طرح نیازها باعث شکل گیری یک فضای گفتمان مباحثه شده و این مباحثه افکار جدیدی شکل می گیرد.
هابرماس می افزاید روابط میان گویندگان و شنوندگانی که از دانش ارتباط برخوردارند موجب می شود تا یکی از کارکردهای گفتار که همان شیوه یا همان کاربرد زبان عادی تلفیق شده است وارد عمل گردد و در کاربرد توصیفی زبان ، هر گفتار ، کنش نوعی در بردارنده صمیمیت یا صداقتی است که با آن من گوینده احساسات ، نیازها و نیت های درونیم را برای شنونده ابراز می کنم، درست در همین بعد است که گفتار ، شنونده را به دنیای درونی احساس ها و انگیزه های من و همین طور به ارزیابی صحت گفته های من می کشاند ( پیوزی ، 102:1379)
پس این احساسات باعث شده که روابط بین افراد صمیمی شده و نیازهای خود را بیان کنند، پس محیط تعاملی اینترنت را می توان به مانند فضایی در نظر گرفت که کاربران به راحتی در آن به گفتمان می پردازند که فضای صمیمیت و ابراز احساسات در محیط هایی تعاملی اینترنت شکل می گیرد که از یکدیگر تأثیر پذیرفته و همچنین کاربران نیازهای خود را هم مطرح کرده ، و در آن گروه ها مسائل و مشکلات خود را مطرح کنند و انرژی عاطفی خود را در این محیط ها مصرف نمایند. از این رو ، چه بسا می توان گفت که در جامعه ای که محیط بهتر لازم برای ایجاد گفتمانی که نیاز های اساسی افراد را مهیا نمی سازد، استفاده از اینترنت در راستای رفع این کمبود به خوبی نمایان می گردد.
2-4-4- رویکردهای جریان چند مرحله ای
مدل ارتباطی دو مرحله ای را، لازارسفلد و کاتز تدوین کرده اند. جریان دو مرحله ای اطلاعات نظریه ای قدرتمند است که رشته ارتباطات را متجاوز از سی سال تحت نفوذ خود قرار داده است. این الگو ضمن تصدیق این که در درون یک محیط اجتماعی افراد اطلاعات را از یکدیگر، و نیز از رسانه های جمعی، دریافت می کنند، فراگرد ارتباطی را به صورت ساختاری ترسیم می کند که از طریق آن پیام ها از راه رسانه های جمعی و مجاری میان اشخاص، از منبع به پیام گیر منتقل می شود. برنامه ریز ارتباطی می کوشد تا از این ساخت بهره ببرد و این امر، به عنوان یک مرحله اساسی، متضمن تشخیص و جلب حمایت رهبران فکری است که کارشان دریافت، پردازش و انتشار اطلاعات است. نظریه اشاعه نوآوری ها را نیز، که راجرز آن را بسط داده است، معرفی خواهیم کرد. در این نظریه از الگوی جریان دو مرحله ای اطلاعات، به طور جزئی، استفاده شده است (ویندال و همکاران ، 101:1387).
نظریه راجرز جنبه هایی از مدل دو مرحله ای و سایر نظریه ها را با یکدیگر ترکیب و آنها را تعدیل کرده است تا مدلی به وجود آید که مجموعه ای از دانش را، که مستقیما ً با مقاصد برنامه ریزان ارتباطات تناسب دارد، برای ایشان فراهم کند. هر دو این رویکردها دو فرض اساسی دارند. معمولا بیش از یک مجرا برای ارتباط برنامه ریزی شده موفقیت آمیز ضرورت است، و نتایج ارتباطی طی یک اقدام (یا یک مرحله) به دست نمی آید بلکه اغلب نیازمند دو مرحله یا بیشتر از آن است. در دهه 1950 و اوایل دهه 1960 نظریه های دو مرحله ای و اشاعه ای به کرات موضوع بحث دانشگاهی و در معرض جرح و تعدیل بوده اند. از دیدگاه وضعیتی، این نظریه ها هنوز رهنمودهای مفیدی در اختیار برنامه ریز می گذارند تا بتواند در میان گزینه های مختلفی که در جریان یک تلاش ارتباطی پیدا می شوند دست به انتخاب بزند.