ژانویه 21, 2021

مسئولیت پذیری

ومنه قوله :من کنت مولاه ای ولیّه فعلیّ مولاه.
وازهمین قبیل است فرمایش آن حضرت که فرمود:کسی که من مولای اوهستم یعنی ولی امر,فرمانروا وامیر اوهستم,پس علی بن ابی طالب ولی امر,فرمانروا وامیر اوست.
وقد تکررذکر«المولی»فی الحدیث وهو اسم یقع علی جماعه کثیره , فهور الّربّ , والمالک ,والسید ,والمنعم. والمعِتق , والناصر, والمحبّ, والتابع, والجار, وابن العم,والحلیف , والعقید ,والصهر , والعبد , والعَتْق , والمُنْعَمُ علیه.واکثرها قد جائت فی الحدیث فیضاف کلّ واحد إلی ما یقتضیه الحدیث الوارد فیه. وکل من ولی امراً اوقام به فهو مولاه و ولیه…
لفظ مولی درحدیث تکرار شده وآن اسمی است که برچیزهای زیادی استعمال می شود،به معنای مربی،مالک،سرور،ولی نعمت،آزادکننده،یاری دهنده،دوست،تابع،همسایه،پسرعمو،هم قسم،هم پیمان،داماد، برده آزاد شده،نعمت داده شده.اکثراین لغات درحدیث آمده است که هریک درجای خود وبه تناسب ماقبل وما بعدش معنا می شود. ونیزهرکه مسئول وعهده دار کاری شود وبه انجام آن بپردازد ،هم اوفرمانروا وسرپرست آن کاراست.
ومنه الحدیث«من کنت مولاه فعلی مولاه»یحمل علی اکثرالاسماءالمذکوره.
وازآن حضرت است این حدیث که فرمود:کسی که من آقا،سرور،فرمانروا و ولی نعمت او هستم، پس علی هم آقا،سرور،فرمانروا و ولی نعمت اوست.
وقال الشافعی(ره): یعنی بذلک ولاءالاسلام,کقوله تعالی:«ذلک بان الله مولی الذین آمنوا وأن الکافرین لا مولی لهم.» امام شافعی گفته است:منظور رسول خدا صلی الله علیه واله وسلم ازحدیث«من کنت مولی» فرمانروایی اسلام است,مانند قول خداوند که فرمود:خدافرمانروای کسانی است که به او ایمان آورده اند واما آنان که به خدا کفرورزیدند،فرمانروایی برای آنان نیست.
وقول عمر لعلی«اصبحت مولی کل مؤمن»ای ولی مؤمن.
وگفته ی عمر به علی (ع) که گفت:تومولای هرمؤمنی شدی،یعنی ولی امر،فرمانروا وآقای هرمؤمنی شدی.
ومنه الحدیث«أیّها إمرأه نکحت بغیر اذن مولاها فنکاح ها باطل» وفی روایه«ولیّها»ای متولیّ أمرها. و از آن حضرت است این حدیث که فرمود:هرزنی که بی اجازه ی سرپرست و ولی امرش ازدواج کند ازدواجش
بررسی زندگی و آثار ادبی ابن سکّیت دورقی اهوازی ………………………………………………………………………………………………88
باطل است.
قال عمربن خطاب فی امر فدک وامرها الی من ولی الامر
عمردرمقام استدلال درباره ی فدک گفت:امرفدک دردست «ولی امر»،فرمانروا ,رئیس وحاکم است.
دقت کنید که دراینجا شخص عمرولی را به معنای امارت وفرمانروایی گرفته نه به معنای دوستی ومحبت.چرا که اگر بگوئیم ولی به معنای دوست است(همانطور که علمای  اهل سنت ادّعا می کنند)منظور عمر بن خطاب این می شود:امر فدک در دست دوست است.آیا نمی گوئید که این سخن لغو وبی معنی است و برما خرده نمی گیرید که به گوینده ی این سخن جسارت نموده ایم و گفته ایم وی لغو و بی معنی سخن گفته است؟پس چگونه است که خودتان این معنا را برای سخن اشرف مخلوقات حضرت محمّد صلی الله علیه وآله در نظر می گیرد!؟آیا این جسارت به شخص رسول اکرم صلی الله علیه وآله وسلم نیست!؟
ادامه ی بحث و کاربرد لغت ولی از نظر خبرگان لغت:
المفردات للراغب:
الولایه تولی الامر وقیل «الوِلایه» و«الوَلایه» نحو الدًّلاله وحقیقته تولی الامر.
راغب اصفهانی گفته:ولایت یعنی برعهده گرفتن وسرپرستی کردن ازکاری ونیزگفته شده وِلایت و وَلایت مانند دِلالت ودَلالت است وحقیقت آن به معنای مسئولیت پذیری،فرمانروایی وسرپرستی است.
 بقیه ی لغت نگاران نیز ولایت را به همین معنا گرفته اند.
نکته ی بسیار جالب وقابل دقت: