نوامبر 24, 2020

مسئولیت اجتماعی شرکت ها

2-2-5 مشکل در تعریف مسئولیت اجتماعی برند
به نظر می رسد مرزبندی دقیقی در ادبیات برای تلاش های مسئولیت اجتماعی یک کسب و کار مشخص نیست. رابرتسون و نیکلسون (1996) استفاده از مسئولیت اجتماعی برای توصیف روابط با محیط شرکت، به عنوان مخالف به جهت گیری داخلی بیان کردند (به عنوان مثال، عملیات، منابع انسانی، و یا سهامداران) . گل و زیتز بطور مشابه رابرتسون و نیکلسون (1996) ابراز کردند که مسئولیت اجتماعی بر گروه های خارجی تمر کز یافته است . در مقابل کرافت و همکاران (1991) و داتون (1997) مسئولیت اجتماعی را برای هر دو گروه داخلی و خارجی مورد استفاده قرار دادند(به عنوان مثال، نسبت به کارکنان و ذینفعان خارجی) . داتون (1997) دریافت که منافع مسئولیت اجتماعی دو گروه داخلی و خارجی متقابل است . به عنوان شرکت هایی که مسئولیت بیشتری به کارکنان واگذار شده ، این به نوبه خود موجب می شود تصویر شرکت ها برای مسئولیت اجتماعی بهبود یافته ، که به جذب کارکنان بهتر شرکت کمک می کند . سرجی (1996) به جای تمرکز بر واژه مسئولیت اجتماعی شرکت ها از کیفیت زندگی برای یک ساختار توسعه اجتماعی استفاده می کند ، برای توصیف اقدامات مسئولیت اجتماعی مربوط به شرکت نسبت به هر دو ، مصرف کنندگان و دیگران تحت تاثیر تصمیمات بازاریابی شرکت بیان می شود . مسئولیت اجتماعی نیز به وضوح به اخلاق و به طور خاص فلسفه اخلاقی مدیران یک شرکت و درمان اخلاقی از سهامداران یک شرکت مربوط می شود (لیتز ،1996). کرافت و همکاران (1991) ، پیوتراس (1994)و استرانگ و می یر (1992) مسئولیت اجتماعی و اخلاق به عنوان مترادف استفاده کرده اند . لوزانو (1996) از اخلاق کسب و کار به عنوان یک اصطلاح فرمانفرما (مافوق) به مسئولیت های شرکت های بزرگ استفاده کرده است. کارول (1991) فرض می کند که مسئولیت اجتماعی یک ساختار چند بعدی است که باید شامل مسئولیت های عمده ای از مدیران کسب و کار است . این ابعاد شامل: فعالیت های اقتصادی، حقوقی، اخلاقی و بشردوستانه. بر اساس این مفهوم، مسئولیت اجتماعی فرمانفرما به اخلاق است. بر اساس درمان آن توسط محققان، مسئولیت اجتماعی را می توان در تعدادی از زمینه های مختلف بسته به اینکه چگونه این اصطلاح تعریف شده است مورد استفاده قرار می گیرند.
2-2-6 برند و مسئولیت اجتماعی شرکت‌ها
مسئولیت اجتماعی به فعالیت‌هایی گفته می‌شود که صاحبان سرمایه و بنگاه‌های اقتصادی به طور داوطلبانه به عنوان یک عضو موثر و مفید در جامعه انجام می‌دهند (ح.رحمان سرشت و 1388) مسئولیت اجتماعی: شفافیت کسب وکار را باید نشان دهد و رفتار اخلاقی را در برداشته باشد و احترام برای گروه‌های ذینفع قائل باشد و ارزش‌های اجتماعی ومحیط در بر بگیرد. و متعهد به افزوده اقتصادی باشد (پازولک ،2005)
رابطه یک مشتری وبرند می‌تواند یک پیوند یا پیمان در نظر گرفته شود مشتری با صداقت و وفاداری برند را انتخاب می‌کند و انتظار دارد که درک ضمنی داشته باشد که یک برند در راهی مطمئن ودرست رفتار خواهد کرد. به حدی که مصرف کنندگان به احتمال زیاد به ادامه خرید برند خواهند پرداخت. (کلر ،1998)
اگر چه برندسازی به طور سنتی با کالا و خدمات همراه است افزایش درک اصول برندسازی همراه می‌شود با موجودیت‌های دیگر مثل مردم و مکان وایده و غیره. مطرح می‌شود چندین چالش منحصر به فرد در برندسازی در برنامه‌های بازاریابی اجتماعی و بهداشت عمومی به کار برده می‌شود. مزایایی که دریافت می‌شود در عوض بازاریابی اجتماعی اگر چه ممکن است تقریبا نامحسوس باشد و ظاهرا حذف باشد به خصوص در ارتباط با مزایای فوری ممکن است رفتارهای نامطلوب دریافت کند.
برند ممکن است یک عملکرد مهم فراهم کند در برنامه‌های بازاریابی اجتماعی از طریق کمک کردن به افراد در ارتباط و نشانه‌هایی برای آنها و دیگران که آن‌ها مشغول رفتارهای مطلوب هستند. بنابراین توانایی بهتر دارند در درک مزایای فوری و تقویت مثبت دریافت کند. برای مثال نمایش دادن سمبل‌های قابل رویت یا از طریق توصیف آنها با لیبل‌های مشخص در این مورد یا مورد دیگر شامل می‌شود معانی مشخصی را در ارتباط موضوعات سلامت اجتماعی افراد توانایی دارند بدست بیاورند یک رضایت بیشتر فوری اگر آنها احساس کنند که معتبر شناخته شده وتصدیق می‌شوند در نتیجه از رفتارهای نامطلوب یارفتارهای مطلوب را انجام می‌دهند، دوری می‌کنند. به عبارت دیگر رفتارهای مطلوب برند سازی اجتماعی و شخصی می‌تواند کمک کند به افراد که دریافت کنند پاداش‌های فوری تایید و تصدیق عامه و شناخت دیگران و بعلاوه از مزایای آن خود توصیفی و رسمیت و تایید شخصی است. در رویارویی با دیگران که به نظر بیاید معامله است در اینکه فرد دریافت بازخورهای مثبت چه طورصریح یا ضمنی داشته باشد در عوض قادر به رفتار در یک راه مناسب است. به این ترتیب برندسازی در ایجاد رفتارهای مطلوب اجتماعی می‌تواند فوری تر وملموس‌تر برای یک فرد به طور مستمر بر اساس طول زمان نقش بازی کند. (کلر ،1998)
مسئولیت اجتماعی شرکت (CSR) و اخلاق تجاری، دو مفهوم است که اغلب مورد استفاده به جای همدیگر قرار می‌گیرند اما متفاوت هستند. بخاطر استفاده واژه شهرت شرکت‌ها، تصویر شرکت‌ها و شهروندی شرکت این زمینه بیشتر پیچیده‌تر شده است.
مسئولیت اجتماعی شرکت‌ها مربوط به قرارداد اجتماعی در بین کسب وکار و جامعه‌ای که درآن شرکت کار می‌کند.
در حالی که اخلاق کسب و کار (تجاری) نیاز به سازمان‌ها برای مطابقت با دقت فکر و تدبیر از قوا
نین و یا فلسفه اخلاق رفتار کنند.(روبین و همکاران ،1987) .
از نظر اجتماعی مسئولیت رفتاری است که از لحاظ اخلاقی خنثی یا حدس اخلاقی و نادرست باشد در حالی که اعمالی که دیکته شده از طریق فلسفه اخلاقی ممکن از لحاظ اجتماعی مورد قبول نباشد.شرکت‌های بسیاری از CSR به عنوان یک نوع از روابط عمومی (PR) شرکت استفاده می‌شود و نه به عنوان تلاش واقعی برای تغییر و راه و روش برای تعامل با جامعه استفاده می‌شود(ورک ،203)
هنگامی که CSR تنها توسط مدیریت ریسک و کم کردن ریسک شرکت صورت می‌گیرد. آن است که نه تنها جعلی و غیر قابل تحمل است، بلکه این واژه محکوم به شکست است. (کیتچین ،2003).
به جای پرداختن به مسائل واقعی،CSR صرفا مراحل پانتومیم استادانه درست شده برای پنهان کردن و یا منحرف کردن توجه عمومی از بیماری شرکت‌های بزرگ است. CSR هرگز نمی‌گوید آنچه اتفاق افتاده در پشت صحنه و چیزی که واقعا اتفاق افتاده. در شرکت به طور مثال بزرگترین CSR نشان می‌دهد توسط Enron قبل از مرگش که در لیست 100 شرکت برتر بود.
بهتری CSR در امریکا و دریافت کرد 6 جایزه محیط زیست در سال 2000 او مطرح کرد خط مشی‌های سه گانه سیاست‌های به سزایی بر روی تغییرات آب وهوایی، حقوق بشر، و ضد فساد اداری و رشوه داشتند. مدیر عامل آن در سخنرانی در کنفرانس اخلاق قرار بیانیه‌ای از ارزش‌ها تاکید بر «ارتباطات،احترام و صداقت» سهام این شرکت وقتی در سرمایه‌گذاری اجتماعی از شرکت واسطه‌ای استفاده کرد. غرق شد و پایین آمد (کلی ،2000)
مدیریت ارتباط با مشتری یا موج سوم برندسازی آخرین مد و موج هست عقیده‌ای در پشت مدیریت با مشتری هست که یک سرمایه اجتماعی وجود خواهد داشت در هماهنگی وهمتراز کردن شرکت‌ها با دلیل‌هایی که احساسات قوی مشتری ایجاد و تشدید خواهد کرد و یک وابستگی بین مشتری وشرکت به وجود خواهد آورد (داولینگ ،2001) از آنجا که اکثر مدیران بازاریابی آموزش و شایستگی کافی ندارند برای تصمیم‌گیری در شناسایی دلایل اجتماعی برای حمایت و چشم پوشی کردن مدیریت ارتباط با مشتری فرصت طلبی می‌کنند و یا در بهترین حالت سطحی استفاده می‌شود.(ینگ ،2005)
مختصرا برندسازی ممکن است یک عملکرد مفید در برنامه‌های بازاریابی اجتماعی با تسهیل کردن مبادله که ممکن انجام هم نشود فراهم کند. به طور خاص ممکن است افراد آگاه باشند از مزایای اجتماعی و شخصی که آنها به سادگی همه نادیده گرفته شده‌اند. قرار دهیم دستورالعمل‌های بازاریابی اجتماعی و دوم موضوعات مهم برندسازی بحث شود در مورد جنبه‌های بهداشت عمومی که باید برند سازی شود و چگونه این نوع برند باید ایجاد شود.
چگونه باید برند گذاری شود برای برنامه‌های بازاریابی اجتماعی؟
در بازاریابی اجتماعی نیاز دارد که افراد در رفتارهای معیین که در نظر گرفته شده به عنوان رفتارهای مطلوب و از رفتارهای نامطلوب دوری کند ، متعهد شوند.
برندسازی بیشترین اثر را خواهد داشت وقتی در ارتباط با سلامت اجتماعی افراد ملاحظات مثبت و ملاحظات منفی در ارتباط با سلامت عمومی نادیده بگیرند.
فرض می‌کنید که برندسازی رفتارهای مطلوب می‌تواند نقش مفیدی در برنامه‌های بازاریابی اجتماعی بازی کند موضوعی که مطرح می‌شود این است که آیا می‌تواند برند تحت آن شرایط ایجاد کنند.
رفتارهای خاصی هستند که می‌تواند برندگذاری شود و در روشی که شناسایی شود مربوط به یکدیگر شوند برای مثال صحیح عمل کن و صحیح بخور و صحیح ورزش کن در مورد برندسازی رفتارهای خاص آنها این است که بیشتر برجسته‌تر کند و نمایش بده وبا معنا با مفهوم تر باش و افراد اهداف رفتاری کلی را راحتر بدست بیاورد.
ایجاد برند نیاز دارد به ساختارهای علمی برند و مشتری باید آگاه از وجود برند باشد و برند باید به انجمن‌های قوی و مورد علاقه و منحصر به فرد ارتباط داشته باشد.
برندهای قوی اکثرا از استراتژی رانشی ودیگر عوامل میانجی استفاده می‌کنند برای دیدگاه بازاریابی اجتماعی سوال این است که کدام عامل میانجی می‌تواند اثر بگذارد روی رفتار افراد در ارتباط با موضوعات بهداشت عمومی. (کلر ،1998)
2-2-7 مسئولیت اجتماعی وشهرت شرکت
مسئولیت سازمان‌ها این نیست که صرفا اثربخش باشند، بلکه مسئولیت آن‌ها اینست که به جامعه‌ای که در آن فعالیت‌ دارند، خدمت کنند. (ترنس آر میچ)

نوشته ای دیگر :   کیفیت خدمات الکترونیک