ژانویه 22, 2021

مدیران و رهبران

-«دراکر» نوآوری سیستماتیک را جستجوی هدفمند و سازمان یافته برای تغییر تلقی میکند.(دراکر، 1991) پیتر دراکر نوآوری را این گونه تعریف می کند: “نوآوری تغییری است که بعد جدیدی از عملکرد را موجب میشود.” در دنیای پیچیدۀ کنونی، ایجاد تغییر مورد نظر دراکر یکی از مهمترین چالشهای مدیران و رهبران است. از یک سو، بسیاری از افراد ترجیح میدهند کارها را به روش قدیمی و سنتی خود انجام دهند و در برابر تغییرات از خود مقاومت نشان دهند و از سوی دیگر، مدیران بر این واقعیت اذعان دارند که پذیرش ایدههای جدید و به کارگیری رویکردهای نوآورانه جهت انجام امور و خلق سیستم های پویا از لازمههای اصلی فعالیت در دنیای پیچیده و متغیر کنونی است.(باقری، 1387، ص53)
ستاده های سیستم
پردازش
ورودیهای سیستم
افراد،گروهها و
سازمانهای خلاق
فرآیند خلاقیت
موقعیت خلاقیت
محصولات خلاقیت
شکل (2-10) نگرشی سیستمی به نوآوری(مقیمی،1385،ص133)
در تحقیق حاضر نوآوری به عنوان متغیر وابسته شناخته میشود و از نظر عملکردی، بعنوان اولین تلاش برای تحقق بخشیدن یک ایده جدید، فرآیند و محصول یا خدمت است. (زمیتکوفسکی، 2005) نوآوری شامل، نوآوری محصول یا خدمت و نوآوری فرایند است، که نوآوری محصول بعنوان محصولات یا خدمات جدید است و نوآوری فرایند بعنوان عناصر جدید معرفی شده به تولید یک سازمان یا عملیات، خدمات و فرایندها تعریف شده است.(رولند و همکاران،2002).
2-4-3) سیرتحول نوآوری
در مقالهای تحت عنوان سازمان خلاق و نوآور نوشتۀ شهرآرای و مدنی پور (1375) سیر تحول نوآوری به شرح ذیل بیان گردید:
موج اول: دیدگاه شومپیتر
شومپیتر، نوآوری را معرفی یک ترکیب جدید از عوامل تولید و حالتهای مختلف یک نظام یا به عبارتی یافتن یک تابع تولید جدید میداند. عوامل این نظام، شناخت یک محصول جدید، یافتن یک فرآیند تولیدی جدید، دستیابی به بازار جدید، بکارگیری منابع جدید. نهایتاً طراحی یک سازمان جدید است.
موج دوم: نوآوری تکنولوژیک
نوآوری تکنولوژیکی بین سال های 1960-1950 مطرح شده است و دانشمندان و متفکرین مختلفی در این زمینه اظهار نظر نمودهاند که به دو موضوع تولید و فرآیند نوآورانه توجه بیشتری داشتهاند. در این مرحله ابداع واختراع به مرحله تجاری سازی منجر شده و تأثیر بسزایی در رشد اقتصادی کشورها داشته است، پس از این مرحله به نوآوری سیستماتیک و فرآیندگرایی توجه بیشتری شده است. به گونهای که دیوید ونورث درسال1971 ، ادعا میکنند که تغییرات سیستماتیک و رشد اقتصادی آمریکا، از این مرحله شروع میشود.
موج سوم: نوآوری صنعتی
نگرش نوآوری صنعتی توسط فریمن بین سال های 1980-1970مطرح گردید. مشخصات این نگرش انجام تحقیقات پایه، اختراع، توسعه و نوآوری است. فریمن از جمله ویژگیهای نوآوری در این دوره را، فزاینده بودن آن اعلام میدارد که این موضوع به دلیل امکانات تولید بهتر در دوران صنعتی، فرصتهای بیشتری برای خلق ایدههای جدید و نیازهای فزایندۀ جوامع بشری ایجاد مینماید.
موج چهارم: نظام نوآوری
درسالهای1997-1987 برنظامهای نوآوری تأکید بیشتری شده است، به گونهای که فریمن نظام نوآوری را، شبکهای از سازمانها برای تحقق تکنولوژی معرفی مینماید و در سال 1992 سازمان توسعه اقتصادی اروپا (OECD) نوآوری تکنولوژی را تولید و فرآیند جدید و تغییرات چشمگیر در نوآوری شامل مجموعهای از فعالیتهای علمی، تکنولوژی، سازمانی، مالی و تجاری، تعریف مینماید. در مرحله بعد در سال 1979، OECD نوآوری را شامل فعالیتهای R&D، کسب دانش، کسب تجهیزات، تدارکات تولید و بازاریابی و… میداند و آن را به سه نوع نوآوری فنی و تکنولوژیکی، نوآوری غیرتکنولوژیکی، نوآوری صنعتی تقسیم مینماید. در این تقسیم بندی، منظور از نوآوری غیر تکنولوژیک، نوآوری سازمانی و نوآوری مدیریتی است.
موج پنجم: نوآوری علمی1993
نوآوری علمی عبارت است از ایجاد، ارزیابی، مبادله و کاربرد ایدههای جدید به منظور برتری یافتن بنگاههای اقتصادی در بازار کالا و خدمات، که منجر به شکوفایی اقتصاد ملی و توسعۀ اجتماعی میشود و شامل مراحل زیراست:
فعالیتهای تحقیق وتوسعه
فرآیندهای کسب و ایجاد دامش جدید برای منافع اقتصادی و اجتماعی.