ژانویه 16, 2021

مدل پایه های ساختمان

دانش به منزلۀ محصول یعنی کالایی که تولید و باز تولید میشود.
تبدیل رویکرد فنی – مدیریتی به رویکرد اجتماعی.
حرکت از معرفت شناختیِ مالکیتی در رابطه با دانش به سمت معرفت شناختیِ عمل که در آن عمل و انجام کار وابسته به دانایی است.
بنابر این نیاز به تجدید نظر در مدل های مدیریت دانش موجود و حرکت به سمت مدل مرجع مدیریت دانش احساس میشد. مدل مرجعی که بتواند پاسخگوی سوال زیر باشد:
یک نظام پشتیبان مدیریت دانش چگونه می تواند رشد کرده، به مرحله عمل درآید و مورد ارزیابی قرار گیرد؟
برای پاسخ به این سؤال مدل مرجع مدیریت دانش سه مرحلهای شامل مرحله شناختی، مرحله عمل و منابع توسط ابوزید پیشنهاد شده است. این مدل میتواند در فرآیندهای پویای پردازش دانش مورد استفاده قرار گیرد. اولین مرحله شامل عناصری است که هر نظام مدیریت دانشی باید با آن در تعامل بوده یا بر اساس آن عمل نماید. مرحله دوم مقولهای است که شامل فرآیندهای مورد نیاز برای پردازش عناصر مرحله اول است.
سومین لایه شامل عناصری است که پشتیبان عناصر لایه دوم هستند ولایه منابع است. در مرحله شناخت مجموعهای از اشیاء مرتبط به هم تعریف میشود. بین مرحله بیرونی شناخت و مرحله درونی آن تفاوت وجود دارد. حوزۀ شناخت بیرونی مجموعهای از عوامل است که سازمان میتواند در تعامل با آنها هویت خود را حفظ نماید؛ نظیر مشتری، تولید کننده، شرکا (توزیع کنندگان، فروشندگان، بانکها) رقبا. عوامل درونی که سبب خود آگاهی سازمانی میشود شامل اهداف، فرآیندها، منابع، قواعد و پیامدهای تجاری و … است. هر یک از عوامل فوق الذکر وابسته به خلق دانش است که بایستی با آن در تعامل بود و یا بر اساس آن کار کرد.
اگر چه بسیاری از عوامل سازمانی ثابت هستند، ولی ویژگی بارز عوامل دانش تغییر مداوم آن است. به همین دلیل لایه عمل مدل مرجع مدیریت دانش از دو مقوله از فرآیندهای دانش تشکیل شده است.در چرخۀ حیات یک سازمان، دانش سازمانی می تواند به شیوههای مختلف وجود داشته باشد و با مقولههای زیادی از قبیل خلق، کشف، ترکیب، برونیسازی، نگهداری، سازگاری، روزآمدسازی، ارزیابی شدن و ارزیابی کردن، قابل مشاهده شدن، واقعیت یافتن و… در ارتباط باشد. لایه منابع مدیریت دانش منابع ارتباطی و اطلاعاتی و ابزارهایی که از فرآیندهای پردازش دانش پشتیبانی میکند را شامل میشود.
2-3-3-2-13)مدل پایههای ساختمان دانش
ین مدل توسط پروبست، روب و رمهاردتبه نام “مدل پایههای (سنگ بنای) ساختمان مدیریت دانش” نام گذاری شده است. طراحان مدل یاد شده، مدیریت دانش را به صورت سیکل دینامیکی می بینند که در چرخش دایم است. مراحل این مدل، شامل هشت جزء، متشکل از دو سیکل؛ درونی و بیرونی است.
• سیکل درونی: به وسیله بلوکهای : کشف (شناسایی)، کسب، توسعه، تسهیم، کاربرد (بهره برداری) و نگهداری از دانش، ساخته میشود.
• سیکل بیرونی: شامل بلوکهای اهداف دانش و ارزیابی آن است که سیکل مدیریت دانش را مشخص مینماید.
کامل کنندۀ این دو سیکل “بازخور” است.
شکل (2-9) مدل پایه های ساختمان مدیریت دانش(probst & Raub & Romhard,2002)
نحوۀ عملکرد پایههای این مدل به شرح زیر است: (پروبست وروب ورمهارد،2002)
الف)تعیین هدف های دانش: هدفهای مدیریت دانش، باید از هدفهای اصلی سازمان نشأت گرفته و در دو سطح استراتژیک و عملیاتی مشخص شوند.
• سطح استراتژیک : تبدیل و نگهداری سازمان بر مبنای مدیریت دانش و همچنین ایجاد فرهنگ و سیاستهای لازم در این زمینه انجام میشود.
• سطح عملیاتی : که در این سطح، با توجه به هدف ها باید نحوۀ شناسایی، استفاده، توزیع، کاربرد و نگهداری دانش، مشخص و برنامه های لازم برای دستیابی به آنها در زمان معین، طراحی شود و به مرحلۀ اجرا درآید.
ب) شناسایی دانش: با طرح این پرسش که ” آیا میدانیم که چه میدانیم ؟ ” باید انجام این وظیفه مدیریت دانش؛ یعنی مرحله کشف دانش را آغاز کرد. بسیاری از سازمانها به خاطر ناآشنا بودن با دانش خود، در تصمیم گیریها و هدفگذاریهای شان دچار مشکل میشوند، البته ناگفته نماند که شناسایی منابع دانش درون و بیرون سازمان، به همراه هم انجام میشود.
پ)کسب دانش: در این مرحله، دانشها باید از بازار داخلی و خارجی نظیر دانشهای مربوط به مشتری، به تولید، همکاران رقبا و … از منابع شناسایی شده در مرحله کشف، کسب گردد و نیز مشخص نمودن آنکه چه قابلیتهایی را می توان از خارج خریداری / تهیه کرد و مورد استفاده قرار داد، مورد توجه قرار میگیرد.
ت) توسعه دانش: با توجه به پایههای موجود، باید دانش سازمان را گسترش داد، البته این امر، شامل توسعه قابلیت، محصول، ایدههای جدید، فرایندها و … و مسائلی از این دست میشود.
ث)تسهیم دانش: مسائلی همچون چگونگی به اشتراک گذاری دانش موجود و انتقال آن به محل مناسب و مورد نیاز و چگونگی انتقال دانش، به گونهای که در سازمان قابل دسترسی و استفاده باشد و نیز چگونگی انتقال دانش از سطح فردی به سطح دانش گروهی و سرانجام سطح دانش سازمانی، از جمله مواردی است که در دستور کار این بخش از مدیریت دانش قرار میگیرد.
ج)استفاده از دانش: اطمینان به استفاده مفید از دانش در سازمان، مربوط به این قسمت است. در این بخش، موانعی بر سر راه استفاده مفید از دانش جدید است که باید شناسایی و رفع شوند تا از آن بتوان، به طور عملی در ارایه خدمات و محصولات (دانش) استفاده کرد.
چ)نگهداری دانش: ذخیره و نگهداری و روزآمد کردن دانش به این بخش مربوط می شود. این روش،
از نابودی دانش جلوگیری کرده به آن اجازه اینکه مورد استفاده قرار گیرد را میدهد که البته در این راستا باید ساز و کارهای مناسبی برای به روز کردن سیستم ایجاد شود.
ح)ارزیابی دانش: نحوه رسیدن به هدفهای معین و استفاده از نتایج آن به عنوان بازخور، برای تعیین یا اصلاح هدف، به این بخش مربوط است. با نگاه به نتایج بعضاً کیفی این فرایند، ضروری است، آنها را با توجه به نتایج کمی و هزینههای انجام شده در این زمینه، مورد ارزیابی قرار داد.(افرازه،1386)