ژانویه 17, 2021

مدل های کلی مدیریت دانش

مجازی شدن
شخصی کردن
صنعتی شدن
فناوری حمل و نقل
ارتباطات
رایانه ای شدن
شکل (2-3) مراحل توسعه مدیریت دانش (دالکر،2005ص14)
2-3-3) مدلهای مدیریت دانش
مدلهای مدیریت دانش طیف وسیعی از دیدگاههای مختلف را توصیف میکند، که توصیف این مدلها میتواند در پژوهشهای ساختاری و کارکردهای سازمانی مدیریت دانش مورد استفاده قرار گیرد. مدلهای مدیریت دانش باید با احتیاط مورد استفاده قرار گیرد. در مورد مدیریت دانش تاکنون بیست و شش مدل ارائه شده است. این مدلها شامل دو تا هشت مرحله هستند و بیشتر آنها از نظر محتوایی، تقریباً مشابه یکدیگرند، اما دارای واژهها و فازهایی با ترتیبات متفاوت میباشند.(رفعتی شالدهی و حسنوی و به آذین ، بنی طبا ،1387، ص240).
2-3-3-1) مدل های کلی مدیریت دانش
بطورکلی در برخی از منابع سه نوع از مدلهای کلی برای مدیریت دانش از میان مدلهای مختلف بیان شده که عبارتنداز: (لی وجانگ وگول،2001)
*مدل های طبقه بندی دانش **مدل های سرمایه فکری ***مدل های ساختارهای اجتماعی
2-3-3-1-1)مدلهای طبقهبندی مدیریت دانش
این مدلها، دانش را به عنوان عنصری مجزا میپندارند. برای مثال مدل نوناکا وتاکائوچی مفهومی سطح بالا از مدیریت دانش رانشان می دهد و مدیریت دانش را به عنوان فرآیند خلق دانش تلقی میکند.
شکل (2-4) مدل نوناکاوتاکائوچی،1995
براساس این مدل، دانش از عناصر عینی و ضمنی تشکیل شده است. در این مدل فرض شده که دانش ضمنی میتواند از خلال فرآیند جامعهنگری به دانش ضمنی فرد دیگری منتقل شده و در فرآیند برونسازی به دانش عینی تبدیل شود. همچنین براساس این مدل دانش عینی میتواند از طریق فرایند درونیسازی به دانش ضمنی تبدیل شود و از طریق ترکیب شدن و انتشار میتواند به دانش عینی دیگری تبدیل شود. البته انتقال دانش بسیار پیچیدهتر از ماتریس ساده پیشنهادی نوناکا است و به راحتی قابل تفسیر در پارادایم جدید مدیریت دانش نمیباشد. نسخه بهینهای از این مدل در مدل نوناکا و هدلاند(به نقل ازهیسکوک،2004) نمایش داده شده است. براساس این مدل چهار سطح مختلف از حاملین یا عاملین دانش در سازمانها وجود دارد (محور هستی شناسی)که شامل افراد، گروههای کوچک درون سازمان یا بیرون سازمان (مشتریان اصلی، تهیه کنندگان، رقبا و…) میباشد. مدل دیگری که در این حوزه مطرح شده مدل بویسوت است که براساس این مدل وی دانش سازمانی را به دانش تدوین شده، تدوین نشده و منتشر شده، منتشر نشده تقسیم کرده است. دانش تدوین شده دانشی است که برای هدف انتقال ایجاد شده نظیرداده های مالی، و دانش تدوین نشده دانشی است که به راحتی قابل انتقال نیست نظیرتجربه، دانش منتشر شده دانشی است که آماده به اشتراک گذاری است. دانش منتشر نشده به آسانی قابل اشتراک گذاری نیست. اگر دانشی تدوین نشده و منتشر نشده باشد تنها به عنوان دانش شخصی (ادراک، دیدگاه، تجربه) تلقی می شود. دانش تدوین شده و منتشر نشده تنها براساس”نیازبه دانستن” در گروههای کوچک قابل انتقال است. تنها دانش تدوین شده و منتشر شده میتواند از طریق مجلهها، کتابها، کتابخانهها قابل دسترس باشد. دانش منتشر نشده و تدوین نشده را عقل سلیم میداند این نوع دانش براساس نظر بویسوت در فرآیند کند و آهستۀ جامعهپذیری، عادات و شهود ایجاد میشود. شباهتهای زیادی بین مدل نوناکا و بویسوت وجود دارد.(هیسکوک،2004)
شاید بتوان جدیدترین مدلی که در این راستا مطرح شده را مدل لاستریدانست. مدل ارائه شده توسط وی بیانگر این است که دانش فردی نقطه آغاز خلق دانش سازمانی است. اطلاعات، ماده خام دانش فردی است که دانش سازمانی را تشکیل میدهد. همانگونه که داونپورت اظهار کرده دانش فردی از ترکیب اطلاعات، تفسیر، انعکاس و تجربه در یک موقعیت خاص ظهور میکند. برای خلق دانش سازمانی، دانش فردی (عینی وضمنی) باید برونی شود.(داونپورت، 1379) دانش سازمانی از ترکیب این دو بعد ایجاد میشود. دانش فردی باید به افراد وگروههای دیگر منتقل شود تا دانش سازمانی بهبود یابد. انتقال دانش فردی به دانش سازمانی با جامعه پذیری، برون سازی، درونیسازی و ترکیب اتفاق میافتد. این فرآیند میتواند از فرد به فرد، از فرد به گروه و یا در درون گروهها اتفاق افتد. دو مورد اخیر می تواند برای انتقال دانش مؤثرتر باشد. این مدل مفهومی دارای 6 مرحله است:
خلق معنا یا دیدگاه مشترک در رابطه با هدف توسعه دانش
تهیه اطلاعات
ایجاد فرآیند درونیسازی برای خلق دانش فردی
تبدیل دانش فردی به یادگیری گروهی
اشاعه دانش به دیگر سطوح سازمانی
جنبههای عملی دنش (لاستری،2007)
به طورخلاصه این مدلها فرآیند تغییر شکل دانش را مورد بررسی قرار میدهند اگرچه برخی از فرآیندهای ذکرشده در آن بسیار مکانیکی و شکلی است.
2-3-3-1-2)مدلهای سرمایه فکری