ژانویه 16, 2021

مدل مفهومی نظام مدیریت دانش

شکل( 2-8 )مدل حلزونی نوناکا و تاکائوچی(nonaka,takuchi1995)
2-3-3-2-6)مدل بویسوت
براساس این مدل که وی در سال 1997 ارائه نموده است دانش سازمانی را به دانش تدوین شده، تدوین نشده، منتشر شده، منتشر نشده تقسیم کرده است. دانش تدوین شده، دانشی است که برای هدف انتقال ایجاد شده نظیر دادههای مالی، و دانش تدوین نشده دانشی است که به راحتی قابل انتقال نیست نظیر تجربه، دانش منتشر شده، دانشی است که آماده به اشتراکگذاری است. دانش منتشر نشده به آسانی قابل اشتراکگذاری نیست. اگر دانشی تدوین نشده و منتشر نشده باشد تنها به عنوان دانش شخصی (ادراک، دیدگاه، تجربه) تلقی میشود. دانش تدوین شده و منتشر نشده تنها بر اساس “نیاز به دانستن ” در گروههای کوچک قابل انتقال است. تنها دانش تدوین شده و منتشر شده میتواند از طریق مجلهها، کتابها، کتابخانهها قابل دسترس باشد. دانش منتشر نشده و تدوین نشده را عقل سلیم میداند این نوع دانش بر اساس نظر بویسوت در فرآیند کند و آهستۀ جامعه پذیری، عادات و شهود ایجاد میشود. شباهت زیادی بین مدل نوناکا و بویسوت وجود دارد.(هیسکوک، 2004)
2-3-3-2-7)مدل لاستری
بر اساس این مدل که وی در سال 2007 ارائه نموده است بیانگر این است که دانش فردی نقطه آغاز خلق دانش سازمانی است. اطلاعات ماده خام دانش فردی است که اساس دانش سازمانی را تشکیل میدهد. همانگونه که داونپورت اظهار کرده دانش فردی از ترکیب اطلاعات، تفسیر، انعکاس و تجربه در یک موقعیت خاص ظهور میکند. برای خلق دانش سازمانی، دانش فردی (عینی و ضمنی) باید برونی شود. دانش سازمانی از ترکیب این دو بعد ایجاد میشود. دانش فردی باید به افراد و گروههای دیگر منتقل شود تا دانش سازمانی بهبود یابد. انتقال دانش فردی به دانش سازمانی با جامعه پذیری، برونیسازی، درونیسازی و ترکیب اتفاق میافتد. این فرآیند میتواند از فرد به فرد، از فرد به گروه و یا در درون گروهها اتفاق افتد. دو مورد اخیر میتواند برای انتقال دانش مؤثرتر باشد. این مدل مفهومی دارای 6 مرحله است: (لاستری، 2007)
1-خلق معنا یا دیدگاه مشترک در رابطه با هدف توسعۀ دانش.
2-تهیه اطلاعات
3-ایجاد فرآیند درونیسازی برای خلق دانش فردی
4-تبدیل دانش فردی به یادگیری گروهی
5-اشاعۀ دانش به دیگر سطوح سازمانی
6-جنبههای عملی دانش
2-3-3-2-8)مدل مفهومی چند مرحلهای
در این مدل که توسط لی و کیم(2001) پیشنهاد شد چنین فرض شده که مدیریت دانش و توانایی سازمانی ازطریق عبور از چهار مرحله، آغاز- انتشار- یکپارچهسازی-شبکهای شدن، رشد میکند. این مراحل از جنبه نظری طبیعت متناوب دارند ولی از نظر رشد و توسعه درختی و سلسله مراتبی هستند. بسیاری از نظریه پردازان معتقدند که مدیریت دانش به عنوان یک فرآیند مدیریتی باید بتواند موجب تغییرات اساسی در رفتارهای فردی و سازمانی شود. عملکردهای مدیریتی به اهداف مدیریتی منجر میشود. در نتیجه توانایی سازمانی در نتیجۀ مدیریت دانش شامل گردآوری دانش سازمانی و مرتبهای از توانایی سازمانی است که به صورت منحنی S شکلی رشد میکند.(لی وکیم، 2001)
جدول(2-3) مدل مفهومی چند مرحله ای توسعه مدیریت دانش سازمانی. برگرفته ازLee & kim,2001
2-3-3-2-9)مدلهای شبکهای و مخزنی
فناوریهای جدید به سازمانها اجازه میدهند که نظام مدیریت دانش را اجرا کنند، نظامی که به کمک آن بتوانند اطلاعات ساختار نیافته را ذخیره و منتشر کنند. در این رابطه در برخی متون دو نوع مدل برای پیاده سازی نظام مدیریت دانش پیشنهاد شده است. (علوی ولیندر، 2001)
مدل شبکهای که از راهنماها و فناوریهای ارتباطی استفاده میکند تا صاحبان دانش را با استفاده کنندگان دانش پیوند دهد.
مدلهای مخزن که از فناوری اطلاعات جهت به دست آوردن، سازماندهی، ذخیره و توزیع دانش عینی سازمان استفاده میکنند.
برای درک تمایز بین این دو رویکرد باید طبیعت دانش سازمانی را مورد توجه قرار داد. نظام های مدیریت دانش شبکهای از انتقال هر دو نوع دانشی (عینی- ضمنی) حمایت میکنند، اما به نظر میرسد این مدلها برای دانش ضمنی مناسبتر هستند. نظام مدیریت دانش شبکهای قصد تدوین دانشی را که توسط خبرگان در یک سازمان به دست آمده ندارد، بلکه تلاش دارد راهنماهایی برای این دانش ایجاد کند. این امر سبب میشود دانش مرتبط با سازمان تعریف شود، دارندگان دانش در هر حوزه مشخص شوند و این امر منجر به ایجاد راهنمایی قابل جستجو برای کمک به دیگران در سازمان شود. اجزاء دیگر نظام مدیریت دانش شبکهای مجموعهای غنی از ابزارهای ارتباطی و همکاریهایی برای پشتیبانی، توزیع و به اشتراک گذاری دانش میشود. در مدل مخزن، دانش به عنوان یک شیء تلقی میشود که میتواند گردآوری، ذخیره و منتشر شود. نظام مدیریت دانش مبتنی بر این مدل بر دانش عینی سازمانی تاکید دارد و دانش به شکل قابل مشاهدهای به تصرف در میآید. (علوی ولیندر، 2001)
2-3-3-2-10)مدل انتشار نظام مدیریت دانش
این مدل، طرح جامعی از انتشار سیستم مدیریت دانش است که توسط محمد قدوس پیشنهاد شده است این مدل حاصل اطلاعات استخراج شده از شش شرکت بزرگ در استرالیا و امریکای شمالی میباشد، و بر اساس اظهار نظرهای افراد کلیدی که در اجرای نظام مدیریت دانش در این سازمانها مشارکت داشتند، ترسیم شده است. این مدل دارای 16 فاکتور اصلی و فرعی و 64 متغیر است. بر اساس این مدل چهار متغیر برای انتشار نظام مدیریت دانش دارای اهمیت بیشتری هستند، و از جانب همه افراد شرکت کننده در پژوهش مورد توجه قرار گرفته بود. این چهار متغیر عبارت
ند از: فرهنگ سازمانی، پشتیبانی و حمایت مدیران عالی، سودمندی برای افراد و رویای نظام مدیریت دانش. اگر چه ممکن است آزمون و پیادهسازی کامل مدل، کار دشواری باشد اما میتوان بخشهایی از مدل را به صورت مجزا مورد آزمون و پیاده سازی قرار داد. این مدل مراحل انتشار نظام مدیریت دانش را از آغاز تا استفاده پایدار همراه با جزئیات نشان میدهد(قدوس،2004)
2-3-3-2-11)مدل مفهومی نظام مدیریت دانش(MATE)
این مدل بر سه نظام اساسی تکیه دارد. عناصر مدیریت راهبردی، یادگیری و ارزیابی که به صورت چرخهای نظاممند با یکدیگر در ارتباط هستند. دانش میتواند در چهار سطح فردی، تیمی، سازمانی و برونسازمانی در سازمانها پیاده شود. این مدل بر دانش راهبردی سازمان تکیه کرده است. نظام مدیریت استراتژیک در سازمان شامل طراحی، اجرا و بازبینی راهبردی به صورت مداوم و نظاممند میباشد. نظام مدیریت راهبردی توسط نظامهای ارزیابی و یادگیری پشتیبانی میشود. نظام ارزیابی عملکرد، مکمل و پشتیبان نظام مدیریت راهبردی است. عناصر اساسی این مدل به ویژه اجرا، بازبینی و ارزیابی راهبردی نیاز به منابع انسانی ذیصلاح دارد. نظام آموزش راهبردی باید این فرآیندها را به خوبی نشان دهد. نظام آموزش راهبردی در این مدل شامل تحلیل نیازهای آموزشی است. تجربیات مداوم و بازخورد این که چگونه یک سازمان میاندیشد و عمل میکند در این مدل به خوبی مطرح شده است. سودمندی این نظام این است که سبب مشارکت فزاینده در تدوین خط مشیهای تصمیمسازی، اختیارات کارکنان، پر بارتر کردن فعالیتها، صداقت، شفافیت، شایستهسالاری، ارتباطات آزاد، گفتمان، همکاری و تعهد بیشتر میشود. (سوتریاکوآ و زِپو، 2004)
2-3-3-2-12)مدل مرجع مدیریت دانش
در سالهای اخیر دیدگاه جدیدی در رابطه با مدیریت دانش ظهور کرده است. این دیدگاه با تغییر پارادایمهای زیر شکل گرفته است.(ابوزید، 2002)