ژانویه 24, 2021

محدودیت زمانی

3 – تصمیمات وابسته: شامل تصمیماتی است که از قبل اتخاذ شده لکن تا زمانی که برخی شرایط خاص فراهم شود، به تعویق افتاده است. به عنوان مثال تصمیم گرفته اید اتومبیل خاصی بخرید در صورتی که با قیمت مناسب فروخته شود، یا تصمیم به نوشتن مقاله گرفته اید در صورتی که بتوانید دقت کافی برای آن در برنامه ریزی خود بگنجانید. اکثر افراد تصمیماتی از این دست اتخاذ می نمایند و فقط منتظر شرایط مناسب برای تحقق آن هستند. زمان کافی، انرژی، هزینه مناسب، قابلیت دسترسی، فرصت مناسب، تشویق و ترغیب، همگی عواملی هستند که می توانند امکان تحقیق تصمیمات متخذه را فراهم سازند.
به اعتقاد سیمون (1977) تصمیمات به دو دسته برنامه ریزی شده و غیر برنامه ریزی شده تقسیم می شوند:
در مسائل تکراری، منظم و سازمان یافته که روند تصمیم‏گیری کاملاً مشخص و مستلزم اقدام فوری است، تصمیم‏گیری ها برنامه ریزی شده است. در تصمیم‏گیری های برنامه ریزی شده، تأکید بر اجرای مراحل چهار گانه پردازش تصمیم‏گیری (تشخیص مسئله، تعیین اهمیت مسئله، جست و جو برای یافتن گزینه‏ها و ارزیابی هر یک و انتخاب یک گزینه) است. تصمیم‏گیری ها در مسائل غیر معمول و منحصر به فرد و مسائلی که به وسیله روش های عملی استاندارد قابل حل نیستند، برنامه ریزی نشده است. تصمیم‏گیری ها غیر برنامه ریزی شده نوعاً با عدم اطمینان بیشتری همراهند و در این تصمیم‏گیری ها بر فرآیند های شناختی مانند خلاقیت تأکید می شود. (نیکلسون، 1999)
سطوح تصمیم
برخی تصمیمات (چه در کوتاه مدت و چه در دراز مدت) مهم تر از سایر تصمیمات هستند، به اعتقاد هریس (1998) با توجه به درک اهمیت تصمیم، زمان و منابع مورد نیاز، سه سطح تصمیم‏گیری وجود دارد.
1 – راهبردی: تصمیمات راهبردی در بالاترین سطح قرار دارند. تصمیم در این سطح، نیازمند مدیریت و کارگردانی عمومی بوده و متوجه اهداف دراز مدت، نگرش های فیلسوفانه و ارزش هاست. این تصمیمات، دارای حداقل سازمان یافتگی و بسیار تخیلی، با احتمال خطای زیاد و دارای پیامدهای بسیار نامطمئن هستند.
2 – تدبیری: تصمیمات تدبیری از تصمیمات راهبردی حمایت نموده و نسبت به آن ها دارای دامنه محدودتر، اهمیت کمتر و پیامدهای ملایمتری هستند.
3 – کاربردی: این تصمیمات شامل تصمیمات روزانه بوده و از تصمیمات تدبیری حمایت می نمایند، این نوع تصمیمات معمولاً ساخت یافته بوده و اتخاذ آن ها نیاز به تفکر کمتری دارد. تأثیر آن ها فوری، کوتاه مدت و دارای دامنه بسیار محدود بوده و کم هزینه اند. پیامد منفی اتخاذ یک تصمیم بد بسیار کم خواهد بود. گرچه یک سری از تصمیمات کاربردی بود یا سر هم بندی شده، می تواند در دراز مدت آسیب رسان باشد.
روند تصمیم‏گیری
همه افراد حین تصمیم‏گیری در نوسان هستند. با حرکت گام به گام مطابق مراحل زیر می توان به این امر پی برد. (گلدبرگ ،1998 ،به نقل از کرمی 1388 )
1 – تعیین تصمیمی که با توجه به اهداف مورد دستیابی اتخاذ شود، وقتی درباره تصمیمی فکر می‏کنیم باید مطمئن شویم که اهداف را مد نظر قرار داده ایم.
2 – کشف حقایق، باید به خاطر داشت که درک تمام حقایق امکان پذیر نیست و تنها باید به یافتن حقایق (مربوط به تصمیم‏گیری) که در زمان محدود عرضه شده و تجزیه و تحلیل آن امکان پذیر است پرداخت. نداشتن اطلاعات کافی نباید موجب عدم تصمیم‏گیری شود. اتخاذ تصمیم براساس دانش ناکافی و نسبی بهتر از تصمیم نگرفتن در جایی است که تصمیم‏گیری لازم است.
3 – توسعه گزینه‏ها، باید از تمام گزینه‏ها حتی مواردی که قصد انتخاب آن ها وجود ندارد، لیستی تهیه شود، حتی انتخاب نکردن یک مورد نیز خود انتخاب است. اغلب عدم انتخاب بدتر است.
4 – درجه بندی هر گزینه، منظور از درجه بندی، ارزیابی ارزش هر گزینه است. در عین توجه به نکات مثبت باید به نکات منفی هر کدام از گزینه‏ها نیز توجه نمود، و به خاطر داشت که گزینه‏هایی به عنوان بهترین گزینه‏ها ارزیابی می شوند، ممکن است در دنیای واقعی، عملی و کارا نباشند زیرا مسائل جانبی به دنبال دارند.
5 – میزان ریسک هر گزینه، معمولاً در حل مسئله سعی بر این است که بهترین راه حل را یافته و از کار سازی راه حل انتخاب شده اطمینان حاصل شود. در تصمیم‏گیری نیز به همان میزان عدم اطمینان در انتخاب وجود دارد. ریسک و احتمال خطر را می توان به صورت کمی بیان نمود.
6 – ترجیحات و اولویت های شخصی، در اتخاذ تصمیم معمولاً به ترجیحات و اولویت های شخصی توجه می شود. حتی ممکن است ترجیحات دیگران نیز مد نظر قرار گیرد. راهی برای ادامه انتخاب شد، و ممکن است یک یا چند گزینه و یا هیچکدام انتخاب نشوند.
اجزاء تصمیم‏گیری
الف) محیط تصمیم: هر تصمیم در محیط خاص آن تصمیم که مشخصات آن عبارتند از: جمع آوری اطلاعات، گزینه‏ها، ارزش ها و اولویت های شخصی موجود در زمان تصمیم، اتخاذ می شود. یک محیط ایده آل تصمیم‏گیری شامل تمام اطلاعات ممکن، فعالیت های صحیح و همچنین گزینه‏های احتمالی است. به دلیل محدودیت زمانی، جمع آوری کلیه اطلاعات مورد نیاز و همچنین تمام گزینه‏های ممکن امکان پذیر نیست. منظور از محدودیت زمانی آن است که عملاً زمان محدودی برای تصمیم‏گیری (در یک مورد خاص) وجود دارد. می توان گفت نکته اصلی قابل بحث در تصمیم‏گیری، عدم اطمینان است و هدف اصلی تجزیه و تحلیل تصمیم‏گیری، کاهش عدم اطمینان و تردید است. از آن جایی که معمولاً جمع آوری تمام اطلاعات لازم برای تصمیم‏گیری میسر نیست. بنابراین همواره تصمیما
ت شامل مقدار متنابهی ریسک غیر قابل انکار و اجتناب ناپذیر هستند (حیدری و مرزوقی، 1391).
این حقیقت که تصمیمات باید در محیطی محدود اتخاذ شوند دو مسئله را پیشنهاد می نماید: اول آن که چرا علائم راهنما بسیار صحیح هستند و در اتخاذ تصمیمات بهتر از پیش بینی ها عمل می نمایند. با گذر زمان محیط تصمیم‏گیری توسعه یافته و اطلاعات جدید با گزینه‏های جدیدتر (حتی پس از اتخاذ تصمیم) پدیدار می شوند. نظر به اینکه محیط تصمیم‏گیری مرتباً در حال تغییر و پویاست. مسلح بودن به اطلاعات جدید (که در برگیرنده کلیه اطلاعات و همچنین علائم راهنمای قدیم و جدید است) موجب اتخاذ تصمیمات بهتر می شود.
دوم آنکه محیط تصمیم با گذر زمان وسعت یافته و حجم اطلاعات بیشتر می شود، لذا پیشنهاد می گردد تصمیم‏گیری تا آخرین زمان ممکن به تعویق افتد. به اعتقاد هریس (1998) تأخیر در تصمیم‏گیری تا آخرین درجه ممکن به سه دلیل عاقلانه است:
– محیط تصمیم وسیع تر شده، اطلاعات بیشتر در زمان کافی برای تفکر، فراهم می آید.
– گزینه‏های جدید شناخته و یا به وجود می آیند.
– تفکر و تعقل و همچنین کسب تجارت بیشتر، اولویت ها و ترجیحات تصمیم گیرنده‏ها را تغییر می دهد.
ب) تأثیر مقدار و کمیت بر تصمیم‏گیری: اکثر تصمیم گیرندگان تمایل به جست و جوی اطلاعات بیشتر برای تصمیم‏گیری بهتر دارند. دستیابی به اطلاعات بیشتر موجب بروز مشکلات زیر می شود. (نیکلسون، 1999)