ژانویه 16, 2021

محبت به فرزند و نقش آن در پایه ریزی شخصیت

4-5- نقش خانواده در تربیت اخلاقی کودک
اولین مدرسه برای تعلیم و تربیت کودک، محیط خانواده است، و بسیاری از زمینه های اخلاقی در آنجا رشد و نمو می کند، محیط سالم یا ناسالم خانواده تاثیر بسیار عمیقی در پرورش فضائل اخلاقی، یا رشد رذائل دارد، و در واقع باید سنگ زیربنای اخلاق انسان در آنجا نهاده شود و اهمیت این موضوع، زمانی آشکار می شود که توجه داشته باشیم که اولا کودک، بسیار تاثیر پذیر است، و ثانیا آثاری که در آن دوره، در روح او نفوذ می کند، بسیار ماندنی و پا برجا است. امیرمؤمنان علی(ع) در حدیثی فرمود: «العلم(فی) الصغر کالنقش فی الحجر». تعلیم در کودکی همانند نقشی است که روی سنگ کنده می شود (بحار الانوار،ج 1، ص،224).
امام علی (ع) به فرزندش امام حسن (ع) فرمود : «و انما قلب الحدث کالارض الخالیه. ما القی فیها من شی ء قبلته فبادرتک بالادب قبل ان یقسو قلبک و یشتغل لبک». «قلب نوجوان همچون زمینی است که از زراعت خالیست و می تواند هرگونه بذری که در آن افشانده شود، بپذیرد و بپروراند، از این رو پیش از آنکه قلب و عقل و استعداد تو قابلیت خود را بر اثر چیزهای ناشایسته ازدست بدهند و نتوانند بذر تربیت سالم را بپرورانند، به تربیت تو مبادرت کردم»(نهج البلاغه ، شرح و ترجمه فیض الاسلام ، نامه 31، ص912).
کودک بسیاری از سجایای اخلاقی را از خانواده خویش می گیرد، شجاعت، سخاوت، صداقت و امانت، بردباری و مانند آنها، اموری هستند که به راحتی کودکان از بزرگترهای خانواده کسب می کنند، و رذائلی مانند دروغ و خیانت و ناپاکی و مانند آن را نیز از آنها کسب می نمایند. در واقع محیط خانه، نخستین و بادوام ترین عاملی است که در رشد شخصیت اخلاقی کودکان مؤثر است. کودکان از شیوه کردار و رفتار والدین نیز بسیار می آموزند و این یادگیری، از راه دیداری و شنیداری و به شکل تقلیدی و الگوپذیری است. تأثیر خانواده در فرد، نامحدود است و می توان گفت پایه های تربیتی فرد در خانه نهاده شده است، چون فضای خانه، احساس امنیت، آرامش و نیازمندی های روانی او را تأمین می کند و فرصتی را برای ارضای تمایلات و غرایز او فراهم می سازد وکودک با روحیه اعتماد، تکیه به ارزش های وجود خویش و اطمینان از اطرافیان، بهتر می تواند استعدادهای درونی خود را به ظهور برساند و این امور در چگونگی رشد کودک مؤثر است، ولی اگر کودکان به دیگران اعتماد نداشته باشند، زمینه های تربیتی در آنان کاهش می یابد. لذا خانواده اساس سلامت اخلاقی کودک را بنیانگذاری می کند.
4-6- وظایف والدین در خانواده
یکی از مهمترین وظایف والدین، توجه کامل به پرورش احساسات کودکان و مراقبت در تربیت عواطف آنان است. احساس عاطفی در کودکان، خیلی زود بیدار می شود حتی زمانی که کودک کمترین درک استدلالی ندارد، شعور عاطفی در وی بیدار و آماده پذیرش تربیت است. غفلت والدین در این اوقات حساس می تواند آثار نامطلوبی در روان کودک بگذارد و او را بد بار آورد. عواطف و احساسات از جمله صفاتی است که شدیداً تحت تاثیر عوامل ارثی است، به همین جهت کودکان در صفات عاطفی با یکدیگر تفاوت آشکاری دارند. کودکانی که صفات موروثی و فطری آنها خوب و پسندیده است و در سرشت خود، احساسات و عواطف مطبوعی دارند تربیت آنان سهل است و بزودی می توانند خلقیات حمیده و صفات عالیه آدمی را فرا گیرند و انسانی شایسته بارآیند. و کودکانی که صفات موروثی و ساختمان عاطفی بد و ناپسندی دارند در پرورش آنها مراقبتهای بیشتر و دقیقتری لازم است و والدین آنها باید با وسایل مناسب از رشد و تقویت احساسات بد کودک، جلوگیری کنند و عواطف نامطبوع رادر باطن او خاموش کنند و او را به خلقیات پسندیده، معتاد کنند و صفات فاضله را در وی تدیجاً پرورش دهند تا در پرتو ممارست، سجایای انسانی، طبیعت ثانوی روان کودک گردد و در باطن او ریشه ثابتی پیدا کند و عواطف نامطلوب فطریش، بتدریج فراموش شود. بی شک پرورش سالم عواطف و هدایت صحیح احساسات از ارکان اساسی تربیت و از وظایف مهم والدین است(فلسفی، 1362،ج2،ص160-153). بنابراین والدین باید با قدرشناسی و احترام به یکدیگر، فرزندان را به این روش پسندیده عادت دهند.
می توان از راه تربیت خوب، زمینه های بد را اصلاح کرد و به وسیله تربیت بد، زمینه های خوب و مساعد را از بین برد. بچه ای که از پدر و مادر پاکدل و پرفضیلت پدید آمده است، زمینه های مساعد برای صفات پسندیده دارد، ولی اگر او را از کودکی در محیط فاسد ببرند، سرانجام فاسد می شود و هرگز صفات خانوادگی و زمینه های موروثی در برابر قدرت تربیت تاب مقاومت ندارد. برعکس بچه هایی که از والدین ناپاکدل و پلید متولد شده اند و صفات موروثی در آنان زمینه های نامطلوبی را به وجود آورده است، اگر در محیط خوبی واقع شوند و مربیان شایسته ای آنان را تربیت کنند، می توانند افراد خوب و بافضیلتی بار آیند( فلسفی، 1379، ج1، ص135).
اولین آموزش انسان در خانواده است، اگر خانواده اهل ترانه و تصنیف باشند، کودک از همان خردسالی به طور نهادی آنها را می آموزد. و اگر اهل نماز و دعا و عبادت باشند، باز روی قانون تبعیت کوچکتر از بزرگتر، مُهر را از مقابل والدین برداشته و به تقلید از آنها خم و راست می شود و می بوسد؛ اگر والدین اهل دشنام باشند او نیز دشنام می آموزد و اگر اهل بی بندوباری در سخن و رفتار باشند، او نیز به همان شیوه بارخواهد آمد. خلاصه چشمان درخشان کودکان شب و روز حرکات پدر و مادر و روابط آنها را می نگرند و گوشهای حساس آنان، مانند یک دستگاه گیرنده قوی
مواظب حرکات و سکنات آنهاست؛ براین اساس ناگفته پیداست که اگر کانون خانواده گرم و دوستانه باشد و پدر و مادر و اعضای دیگر خانواده، دارای روابط خوب و صمیمانه ای باشند، معمولا کودکانی سالم، با شخصیتی مثبت و فعال در آن پا به عرصه جامعه خواهند گذاشت؛ و گرنه افرادی بی بندوبار و لاابالی، بزهکار و بی دین و … وارد عرصه جامعه شده و چون خود مفسدند، فساد بار می آورند. لذا بهترین محیط برای پرورش طفل، خانه و آغوش گرم مادران است. مادری صبور که به خاطر تربیت صحیح کودکان خود، هر نوع فداکاری می کند. به گفته روان شناسان پدر و مادری که عقده ای هستند همیشه خشمناکند و در امور جزیی برآشفته می شوند و یا مربی که شغل خودرا بدون علاقه و صرفا به خاطر امرار معاش انتخاب نموده، علاقه و ذوقی برای تربیت ندارد و به کودکان با نظر عناد می نگرد و بی حوصله و عصبی و فاقد اعتماد به نفس است، نمی تواند هیجانات و عواطف کودکان را در مسیر صحیح سوق دهد (بهشتی، 1377، ص109).
اسلام شخصیت آینده کودک را مرهون تربیت، پرورش و مراقبت والدین می داند. تمام حرکات، افعال وگفتار والدین در روح حساس و لطیف فرزند اثر می گذارد و هر فرزندی نماینده کیفیت سلوک و رفتار والدینش می باشد. والدین وظیفه دارند با کمال دقت مراقب آینده کودکانشان باشند تا طفل بی گناه که نهادش بر خوبی آفریده شده، فاسد و بدبخت نگردد. حضرت زهرا که خود تربیت یافته دامن وحی بود از تربیت اسلامی غافل نبود و می دانست که از چگونگی شیر مادر و بوسه هایی که به کودکانش می زند گرفته تا تمام حرکات واعمال وگفتارش در روحیه حساس آنها اثر دارد، وی محیط خانه را بسیار مهم و حساس می دانست و آن را کارخانه بزرگ انسان سازی ودرس فداکاری می شمرد و معتقد بود تربیت شدگان این مدرسه هر درسی را اینجا بیاموزند ، در میدان بزرگ اجتماع به مرحله ظهور در خواهند آورد و در آینده به آن عمل خواهند کرد. کلاس عالی و نمونه تربیت اسلامی کودک در خانه حضرت زهرا(ع) تاسیس شد. این کلاس با همکاری حضرت فاطمه(ع) و حضرت علی(ع) اداره می شد و پیغمبر اکرم(ص)رسما بر آن نظارت داشت. اصول تربیتی و برنامه آن مستقیما از جانب پروردگار نازل می شد و بهترین برنامه تربیتی اجرا شد و برجسته ترین افراد را تربیت نمود و این همان برنامه هایی بوده که در قرآن کریم و احادیث پیامبر(ص) و ائمه اطهار وارد شده است (امینی،1372 ، ص80-78).
4-6-1- محبت به فرزند و نقش آن در پایه ریزی شخصیت
محبت یکی از ویژگیهای گرایش عاطفی و مهمترین عامل عاطفی است که نقش مهمی در تربیت کودک به خصوص از نظر رشد اخلاقیات در کودک دارد که لازم است به آن پرداخته شود. محبت به معنای دوست داشتن است. رابطه ای که مبتنی بر انس و الفت، همراهی و همگامی درونی میان افراد است. محبت از نیازهای اساسی کودکان است. از طریق محبت ورزیدن به کودکان است که او در ارتباط با خود قرار می گیرد و گرایش عاطفی یعنی محبت ورزیدن را در او نیز بیدار می کند. بنابراهمیت محبت به عنوان یک عامل برای رشد و شکوفایی درون کودک است که در آیات قرآن و روایات اسلامی محبت به کودک بسیار توصیه شده است. چنانکه پیامبر اکرم(ص) فرموده اند: «به بزرگسالان خود احترام کنید و نسبت به کودکان خویش ترحم و عطوفت نمایید» (عیون اخبار الرضا،ص163). امام علی(ع) نیز می فرماید: «البته باید کودک در رفتار خود پیرو بزرگسال باشد و حتماً باید بزرگسال به کودک رئوف و مهربان باشد. مبادا مانند ستمگران دوران جاهلیت رفتارکنید» (نهج البلاغه،فیض،ص531).
امام صادق(ع) در این باره می فرماید: «مردی که نسبت به فرزند خود محبت بسیار دارد مشمول رحمت و عنایت خداوند بزرگ است»(مکارم الاخلاق،ص113). پیامبر اکرم(ص) نیز فرموده اند: «کودکان را دوست بدارید و نسبت به آنان مهربان و رئوف باشید»(وسائل ،ج5، ص126) و نیز می فرماید: «آن کس که فرزند خود را ببوسد حسنه ای در نامه عمل وی ثبت می شود و آن کس که فرزند خود را شاد کند خداوند در قیامت او را مسرور می نماید»(کافی،ج6، ص49). امام علی(ع) می فرماید: «فرزندان خود را بسیار ببوسید زیرا برای شما در هر بوسیدن درجه ای است»(وسائل،ج5، ص126). محبت، ریشه اصلی شجره اخلاق و فضیلت و مایه اساسی سجایای انسانی است. امام صادق(ع) نیز می فرماید: «آیا حقیقت دین، جز محبت و دوستی چیز دیگری است (بحارالانوار،ج23،ص122).
از این احادیث متوجه می شویم که ارزش مذهبی مهر و محبت در برنامه پرورش کودک، بسیار زیاد است و مسلمانان موظفند به تمام کودکان عموماً، و به فرزندان خود مخصوصاً با محبت و مهربان باشند. زندگی سالم و طبیعی عبارت از پیروی صحیح از قوانین فطرت و مقررات متقن خلقت است و یکی از تمایلات فطری بشر که از دوران کودکی آشکار می گردد خواهش محبت و مهربانی است، ارضاء این خواسته، اطاعت از قانون خلقت و فرمانبرداری از آیین فطرت است. و در صورت عدم ارضاء این نیاز، کودکان روحی افسرده دارند و روان ناامید آنها همواره مستعد انحراف و تجاوز است(فلسفی، 1362، ج2 ، ص166-160).
پیشوایان معصوم(ع) به کودکان، خانواده و اطرافیان خویش بسیارمحبت می کردند و شخصیت آنها را تقویت می کردند و با احترام، تحسین و تشویق، اشتیاق درونی آنها را بارور و عکس العمل آنان را در برابر پدیده های پیرامون شان پویا می ساختند و به سمت مسائل جدید و عام المنفعه ساماندهی می کردند. اگر کودکان در برخوردهای اجتماعی، و یا در محیط خانه احساس کمبود محبت کنند و از نظر احساسی و عاطفی ـ اقناع نشوند و به سنین بالاتر بروند، دوگانگی شخصیت پیدا می کنند و زمینه های به
تر تربیت و هدایت در آنها کاهش می یابد. در نتیجه، نظام های آموزشی و تربیتی نیز با افرادی سرگردان و عقده ای و بعضاً قانون گریز مواجه می شوند که نمی توانند کار چندانی برای اصلاح و تربیت آنها انجام دهند. امام صادق(ع) در این باره می فرمایند:«حضرت موسی(ع) از خداوند پرسید: خدایا، برترین اعمال نزد تو کدام است؟ خداوند فرمود: دوست داشتن کودکان؛ زیرا من آنها را بر فطرت توحید خود آفریدم و اگر آنها را بمیرانم، همه آنها را، به رحمت خود، به بهشت داخل می کنم»(الطبرسی، 1392).
دوست داشتن قلبی و ابراز نمودن این محبت و میل باطنی سبب تحریک و باروری غرایز نهفته در نهاد کودکان و در نتیجه، زمینه خوش بینی به برنامه های تربیتی آنان فراهم می شود. با توجه به این تأثیرات مثبت، پیشوایان دین برای زمینه سازی و ایجاد نشاط روحی کودکان به آنها ابراز علاقه و شخصیت می نمودند و آنها را در منظر دیگران تقویت می کردند تا نیروهای خلاق درون آنها شکوفا شود و برای تربیت صحیح دینی آماده شوند. از این طریق به آنها یاد می دهد که باید محبت کردن به دیگران را هم دوست داشته باشند و در کنار احساس ارزشمندی در خویش و اعتماد به نفس، به ارزشمندی دیگران نیز توجه کنند. همان طور که اگر به کودکان بی اعتنایی شود و خواسته های درونی آنها برآورده نگردد و به احساسات، عواطف و علایق آنها توجه نشود، در خود احساس بی ارزشی می کنند و بدین وسیله، از خود رفتارهای منفی نشان می دهند و باعث انحراف در آنان می گردد. باید توجه داشت که در ابراز محبت به کودکان هیچگاه نباید زیاده روی کرد؛ زیرا محبت زیاد، باعث می شود کودکان از نظر شخصیت فردی و اجتماعی دچار ضعف شوند و افرادی زودرنج، لجباز و خودخواه بار آیند و در برابر مشکلات جامعه و معضلات طبیعی که در زندگی وجود دارد، دچار سردرگمی و تنشهای روحی گردند.
از طرفی یکی از اهداف خلقت بشر که به صورت غریزی و فطری در وجودش نهادینه شده مسئله محبت و رحمت است. ولی بالاترین محبت، محبتی است که خداوند نسبت به بندگان خود دارد. تمامی انواع محبت، فطری و طبیعی است و ریشه در ذات طبع بشر دارد . پس هدف خلقت انسان بالفعل کردن این غریزه ی بالقوه است. زیرا تا وقتی این بذر رشد نیابد کمال، دوست داشتن خالق، شیرینی عبادت و اطاعت برای انسان میسر نخواهد بود. (معراج، 1390، ص 583).
طفلی که از دوران اول کودکی بقدر کافی از مهر پدر و مادر بهره برده باشد و از محبت سیراب شده است، روحی شاد و روانی با نشاط دارد. او در باطن خود احساس محرومیت نمی کند. و گرفتار عقده های درونی نیست، در وی فضایل اخلاقی به آسانی شکفته می شوند و اگر در زندگی با موانعی مواجه نشود بشری مهربان و با فضیلت، انسان دوست و خدمتگزار خواهد شد.
متخصصین تربیت معتقدند، تربیت و پرورش کودک از همان آغاز کودکی تاثیر دارد و شخصیت آینده او از همین ایام شروع می شود و این موضوع به اثبات رسیده که اطفال در تمام دوران کودکی به محبت و اظهار علاقه نیازمندند و همین اظهار محبت ها سرچشمه اخلاق و شخصیت آینده اوست. آغوش گرم مادر و نوازش های مخلصانه پدر روح بشردوستی را در کودک پدید می آورد و برای اظهار همدردی وکمک به دیگران آماده می شود و کودک را از ترس تنهایی و ضعف نجات می دهد و به زندگی امیدوار می کند و روح خوش بینی و خوش خویی را به وی تلقین می کند و او را به سوی زندگی اجتماعی و تعاون و همکاری هدایت می کند و از گوشه گیری نجاتش داده وکودک احساس شخصیت می کند و خودش را لایق دوستی میداند و برعکس در اثر کمبود محبت معمولا ترسو، خجول، ضعیف و بدبین،گوشه گیر و پژمرده و مریض بار می آید و زمینه انجام اعمالی چون جنایت ، دزدی و قتل فراهم می گردد، تا بدین وسیله از اجتماعی که او را دوست ندارد انتقام بگیرد پس محبت و نوازش کودک یکی از احتیاجات ضروری کودک است و برای پرورش او ضرورت دارد(امینی، 1372، ص81).
روایت شده است: روزی پیامبر اکرم (ص) به نماز جماعت مشغول بود، هرگاه به سجده می رفت امام حسین(ع) بر پشت او سوار می شد پاهایش را حرکت می داد و وقتی می خواست سر از سجده برداردحسین را می گرفت وکنار می گذاشت. هنگامی که دوباره به سجده می رفت باز امام حسین (ع) بر ان بزرگوار سوار می شد وپیغمبر او را می گرفت وکنار می گذاشت و با همین کیفیت نمازش را به پایان می برد. یک نفر یهودی که شاهد ماجرا بود عرض کرد شما نسبت به کودکانتان طوری رفتار می کنید که ما از آن امتناع داریم. پیغمبر(ص) فرمود: شما هم اگر به خدا و رسول او ایمان داشتید نسبت به کودکان مدارا می نمودید. یهودی به واسطه رفتار پیامبر(ص) مسلمان شد(بحارالانوار،ج43،ص296). همچنین روایت شده است: روزی رسول خدا امام حسین(ع) را می بوسید و نوازش می کرد. اقرع بن حابس عرض کرد: من ده فرزند دارم ولی تا بحال هیچ یک از آنان را نبوسیده ام .پیغمبر(ص) غضبناک شد و فرمود: اگر خدا محبت را از دل تو گرفته من چه کنم؟ هرکس نسبت به اطفال ترحم نکند و احترام بزرگسالان را نگه ندارد از ما نیست(همان، ص282). پیغمبر اکرم(ص) گاهی به حضرت فاطمه (ع) می فرمود: حسن و حسین(ع) را بیاور. آنگاه آنها را به سینه خود می چسبانید و مانند گل می بویید (همان،ص299).
از نظر روان شناسان نیز کودکانی که همیشه از محبت خانواده برخوردارند، سالم تر و باهوش تر از کودکان پرورشگاهی و کودکستانی هستند و دوری از محیط خانواده یکی از علل مهم عقب افتادگی کودکان است و ثابت شده محیط خانواده در رشد عقل و عواطف کودکان تاثیر دارد و ناراحتی های عصبی در بین کودکان پرورشگاهی بیشتر شایع است. آیین مقدس
اسلام والدین را موظف می سازدکه با اطفال خود در کمال مهر و محبت رفتار کنند. دراین باره پیامبر اکرم(ص) فرموده اند: کودکان را دوست دارید و به آنها رحم کنید و هرگاه به آنها وعده دادید ، به وعده خود وفا کنید، زیرا آنها شما را روزی رسان خود می دانند(مستدرک الوسائل ،ج5، ص126).
تنها نقطه امید، مایه شادی و نشاط کودک، مهر و محبت پدر و مادر است، هیچ نیرویی به اندازه محبت والدین، خاطر طفل را مطمئن و آرام نمی کند و هیچ مصیبتی مانند از دست دادن تمام یا قسمتی از مهر پدر و مادر، روان او را مضطرب و آزرده نمی سازد، چنانچه والدین بتوانند در این زمینه موفق باشند فرزندان آنها نه تنها در دوران طفولیت، بلکه در بزرگ سالی نیز سعی می کنند خاطر والدین را آزرده نساخته و از اموری که والدین را می رنجاند دوری کنند، پس محبت و مهربانی به کودکان علاوه بر ارضای نیاز آنها، وسیلۀ جذب و زمینه اطاعت آنها را فراهم می سازد، و بر همین اساس است که خداوند متعال نیز خطاب به پیامبرش می فرماید: به برکت رحمت الهى، در برابر آنان [مردم‏] نرم (و مهربان) شدى و اگر خشن و سنگدل بودى، از اطراف تو، پراکنده مى شدند. پس آنها را ببخش و براى آنها آمرزش بطلب و در کارها، با آنان مشورت کن (ال عمران:159).
دین که با خلقت و سرشت آدمی هماهنگی کامل دارد، محبت به فرزند را یکی از کارهای پسندیده می داند. امام علی(ع) می فرماید: «کسی که فرزند خود راببوسد، برای او پاداشی نیکوست» (همان،ص864) و پیامبر اکرم (ص)فرموده اند: «هر کس فرزند خود را ببوسد،خداوند بزرگ برای او کار نیکی می نویسد و هر کس فرزند خود را شادمان کند، خداوند نیز او را در قیامت شادمان می کند( کافی،ج6،ص49) ونیزامام علی(ع)می فرماید: «هرکس کودک گریان خود را راضی کند تا آرام شود، خداوند از بهشت آن قدر به او می دهد تا راضی شود». روایت شده است پیامبراکرم(ص) هر روز صبح بر سر فرزندان و نوه هایشان دست نوازش می کشیدند(بحار الانوار،ج104،ص99،ح75). امام صادق(ع) نیز فرموده اند: «بدون تردید، خداوند بر بنده خود به خاطر شدت محبت به فرزندش، رحم می کند»(کافی، ج6، ص50، ح5).
دین اسلام، محبت به فرزند،کار وتلاش برای رفاه خانواده، خدمت و نوازش کودک را، از اهم کارهای دینی به شمار آورده است. انسان باید فرزندان خود را از محبت واحسان بی دریغ برخوردار گرداند، و از تبعیض و تخلف از وظایف انسانی، خودداری کند. پیامبر اکرم(ص) فرموده اند: «در نیکی و محبت میان فرزندانتان به عدالت رفتار کنید، همان طور که دوست دارید آنها نیز پس از بزرگ شدن درمورد شما به عدالت رفتار کنند» (مکارم الاخلاق ،ج1،ص473).
اختلافات جسمی و روحی افراد بیشمار است حتی یک فرد در تمام مراحل زندگی وضعی یکنواخت ندارد . مربی دانا و با تدبیر باید موقعیت شناس و احیانا مبتکر باشد و در هر موردی بداند چگونه رفتار کند که در پیشرفت برنامه های تربیتی او مفید و موثر باشد . دراین میان، نقش مادران بیش از همه حساسیت دارد. مادران با خرد و تدبیر هستند که می توانند کودکان خود را دانا و لایق بپرورانند. آنان نخستین آموزگار و آغوش گرمشان نخستین آموزشگاه است (احمد بهشتی،1377 ص216).
نراقی در مورد ابراز محبت می گوید: باید او را در برابر مردم تحسین کنی و به او احسان نمایی(معراج، 1390،ص177 ) و بر اولیاء و مربیان است تا به کودک نزدیک تر شده محبت او رابیشتر و بهتر در دل داشته باشند (همان) و والدین که فرزند را به منزله خود می بینند، لذا هر کمالی که برای خود می خواهند برای فرزند خود می طلبند و از ترجیح فرزند برخود شاد می گردند (همان، ص581 ). نراقی معتقد است بسیاری از دوستی ها و ابراز محبت ها ظاهری و دروغین و فریب دهنده است و باید با فراست، محبت راستین از محبت دروغین تشخیص داده شود.