ژانویه 24, 2021

محاربه و افساد فی الارض

مبحث سوم : در زمینه انطباق بیشتر مقررات ناظر بر محاربه با موازین فقهی
از آغاز پیدایش حکومت‌ها تاکنون یکی از حساس‌ترین مباحث حقوق کیفری را جرایم سیاسی و امنیتی تشکیل داده است. ‌نوع و ماهیت جرم و آثار آن به گونه‌ای بوده است که همواره واکنش حاکمان را در برداشته و بعضی ازحکام، برای سرکوب مخالفان، ‌قوانین را به شکل دلخواه تعیین و تفسیر می‌کردند. همین علت به مرورزمان سبب شدکه مرزبین برخی جرایم تیره وتار شود و تفاسیر گوناگون توسط حکــومت‌های گوناگون، ‌شفافیت را ازمــحتوا ومـاهیت برخی ازجرایم برُ باید تا آنجا که در عصر حاضر دریافت مصادیق اصلی برای این عناوین مجرمانه قدری دشوار شود
با وجود اشاره و تاکید فقه اسلامی ‌و سیره معصومین بر تفکیک دو جرم محاربه و بغی ، ‌قانون مجازات اسلامی‌ هیچگاه به عنوان مجرمانه بغی اشاره نکرده است و به جای آن در موادی مانند 188 و 187 و 186 قانون مجازات اسلامی ‌و یا بسیاری از مواد قوانین متفرقه مثل «قانون مجازات جرایم نیروهای مسلح» مصوب 1382، ‌بدون دقت و لحاظ نوع، ‌ماهیت، مصادیق و عنوان جرم، ‌افعال مجرمانه گوناگونی را زیر عنوان «محاربه و افساد فی الارض» با مجازات اعدام آورده است. گرچه شاید از علل اصلی عدم جرم انگاری بغی، ذکر نشدن آن در «تحریرالوسیله» امام خمینی(ره) به عنوان سرچشمه اصلی تدوین قانون مجازات اسلامی‌ بوده باشد. اما ‌فقه اسلامی ‌از پیدایش تاکنون در صدد تعیین و تفکیک موشکافانه این جرایم بر آمده و قانون‌گذار اسلامی ‌در این حوزه هیچ گاه با خلأ مواجه نبوده است تا قانون مجازات اسلامی ‌تحت عنوان کلی (محاربه) برای دسته بزرگی از جرایم حکم واحد صادر کند.
پس از انقلاب قانونگذار ما دقت و وسواس کافی را نسبت به جرم‌انگاری بغی و یا جرایم سیاسی مبذول نداشته است و بیشتر این جرایم را زیر عنوان «محاربین» (حدود) یا «جرایم ضد امنیت داخلی و خارجی کشور» (تعزیرات و مجازات‌های بازدارنده) دسته‌بندی کرده است.
یکی از مسایلی که در قانون فعلی با آن روبه‌رو هستیم، این است که تفکیک مطلوبی در رابطه با سه عنوان مجرمانه بغی، محاربه و افساد فی‌الارض صورت نگرفته است. مواد ۱۸۳ الی ۱۸۹ قانون مجازات اسلامی فعلی در رابطه با جرم محاربه و افساد فی‌الارض است و آن‌چه که از مجموع این چند ماده برمی‌آید این است که این دو عنوان برای توصیف مفهوم واحدی هستند و در قانون به معنی واحدی به کار رفته‌اند. در حالی که یکی از مواردی که در قانون جدید پیش‌بینی شده است، تفکیک سه عنوان محاربه، افساد فی‌الارض و بغی از یکدیگر است. این سه عنوان مجرمانه در ۱۰ ماده، یعنی از مواد ۲۸۰ الی ۲۸۹ ذیل دو فصل هشتم و نهم قانون ذکر شده‌اند.
گفتار نخست : وجوه افتراق محاربه و بغی
واژه محاربه از ریشه « حرب » گرفته شده است که متضاد کلمه « سلم » به معنی صلح می باشد . محاربه در اصل به معنی سلب و گرفتن است و از این جهت در مورد کسی که برای جنگیدن با دیگران یا ترسانیدن آنها سلاح می کشد به کار می رود که وی قصدگرفتن جان یا مال یا امنیت دیگران را دارد .
مهمترین آیه ای که محاربه را به عنوان حدود شرعی معرفی می کند آیه 33 سوره مائده می باشد .
همانا کسانی که با خدا و رسولش می ستیزند و در زمین به فساد می کوشند ، جزایشان این است که کشته شوند یا به دار روند یا دست و پاهایشان یکی از چپ و دیگری از راست بریده شود و یا از آن سرزمین رانده شوند این رسوایی آنان در دنیاست و در آخرت برایشان عذابی بزرگ خواهد بود .
در شان نزول این آیه اختلافات زیادی وجود دارد .
فقهای اسلام چه شیعه و چه اهل تسنن و نیز حقوقدانان مطرح جهان اسلام ، در مورد تعریف محاربه متفق القول نیستند :
مرحوم شیخ طوسی اقوال مختلف را در این زمینه نقل کرده است . وی در « مبسوط » نظر فقهی خود را چنین بیان می کند : مطابق روایت ما ، مراد آیه هر کسی است که سلاح کشیده و مردم را می ترساند چه در دریا و چه در خشکی ، و چه در شهر و چه در بیابان و روایت شده که دزد هم محارب است .
ایشان در کتاب « خلاف » به نظریه غالب فقهای اهل سنت که محارب را قطاع الطریق می دانند ، نزدیک شده و می فرماید : محاربانی که خداوند در آیه محاربه ذکر کرده همان قطاع الطریق هستند که سلاح کشیده و راهها را ناامن می کنند و به ارعاب رهگذران می پردازند .
امام خمینی در تحریر الوسیله در تعریف محاربه می فرماید : محارب کسی است که سلاح خود را برهنه یا آماده می کند و هدف او ترساندن مردم و ایجاد فساد در زمین باشد .
در این تعریف سه رکن برای محاربه ذکر شده است :
1 . سلاحی که شخصی آنرا را برهنه یا آماده کرده باشد .
2 . ترساندن و ایجاد رعب و وحشت .
3 . قصد ایجاد فساد .
این نظرمبتنی بر این برداشت از آیه 33 سوره مائده است که موضوع حکم دو جزء دارد یکی محاربه و دیگری افساد در زمین ، یعنی عنوان مورد نظر جرم محاربه بر وجه افساد است نه محاربه به تنهایی .
صاحب جواهر تعریف خود را از محاربه به این شکل بیان نموده است : محارب کسی است که سلاح خود را برای ترساندن مردم بیرون کشد و یا آنرا حمل نماید .
در این تعریف علاوه بر تجهیز ، قید حمل سلاح به انگیزه ایجاد رعب و وحشت مردم نیز اضافه شده است . برخی از فقها گاه با ذکر قیودی دایره مفهوم محارب را تنگ تر و برخی با حذف برخی از قیود ، مفهوم آنرا وسعت بخشیده اند . اما نقطه اشتراک در همه این تعریف ها استفاده از قدرت و زوز به صورت آشکار برای ایجاد رعب و وحشت در جامعه می باشد .