نوامبر 25, 2020

قوانین حاکم

1. «ما نَنْسَخْ مِنْ آیَهٍ أَوْ نُنْسِها نَأْتِ بِخَیْرٍ مِنْها أَوْ مِثْلِها أَ لَمْ تَعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ عَلى‏ کُلِّ شَیْ‏ءٍ قَدیر» ؛
«هر حکمى را نسخ کنیم، یا آن را به [دست‏] فراموشى بسپاریم، بهتر از آن، یا مانندش را مى‏آوریم مگر ندانستى که خدا بر هر کارى تواناست؟»
2. «وَ إِذا بَدَّلْنا آیَهً مَکانَ آیَهٍ وَ اللَّهُ أَعْلَمُ به ما یُنَزِّلُ قالُوا إِنَّما أَنْتَ مُفْتَرٍ بَلْ أَکْثَرُهُمْ لا یَعْلَمُونَ» ؛
«و چون حکمی را به جای حکم دیگر بیاوریم- و خدا به آنچه به تدریج نازل می‌کند داناتر است- می‌گویند: «جز این نیست که تو دروغ‏بافى.» [نه] بلکه بیشتر آنان نمى‏دانند.»
5-3. نسخ و تغییرپذیری احکام
نسخ در قرآن گاه به سبب تغییر شرایط و مقتضیات زمان است و گاه به سبب نزول تدریجی و جایگزینی مرحله‌ای قوانین است که در هر دو صورت بر تغییرپذیری احکام قرآن دلالت می‌کند.
5-3-1. نسخ و احکام متناسب با مقتضیات
شرایط و احوال زندگی انسان‌ها پیوسته در تغییر است و هر روز مقتضیات خود را دارد، از این رو دسته‌ای از احکام در شرایط گوناگون، جابه‌جا می‌شوند. گاه یک مصلحت اقتضا می‌کند حکمی تغییر یابید و حکمی دیگر جایگزینش شود. شارع حکیم با در نظر گرفتن این ویژگی در زندگی انسان‌ها، احکامی متغیر و متناسب با مقتضیات تشریع کرده است؛ به گونه‌ای که با تغییر مصالح، احکام متناسب وضع می‌شود.
در آیات احکام قرآن نیز تحول‌پذیری شرایط در نظر گرفته شده است. تعدادی از احکام قرآن متناسب با شرایط و مقتضیاتی دگرگون پذیر تشریع شده که پس از تغییر شرایط، احکام دیگری جایگزین آن شده است. هر یک از این احکام قرآنی در جای خود ثابت هستند، اما وابسته به تحقق شرایط و مصالح می‌باشند؛ بدین معنا که با تحقق شرایط هر یک، حکم متناسب با آن اجرایی می‌شود.
نمونه این احکام، وجوب پشتیبانی مالی از دولت اسلامی است که در قرآن کریم با نام «انفاق در راه خدا» از آن یاد شده است. این وجوب تا هنگامی است که دولت نیاز مالی داشته باشد. پس از تشریع خمس و زکات، نیازهای مالی دولت اسلامی برطرف گردید، از این رو این تکلیف برداشته شد، اما اگر دولت به هر دلیل، نیاز مالی پیدا کرد، این تکلیف واجب می‌گردد.
مجتهد می‌بایست در درجه نخست این‌گونه احکام قرآن را تشخیص داده و در مرحله دیگر، مصالح و مقتضیات روز را درک کند تا متناسب با تغییر شرایط، احکام متناسب را استنباط کند. اینک، به نمونه‌هایی از تشریع احکام متناسب با مقتضیات اشاره می‌شود.
5-3-2. نسخ و تشریع گام به گام احکام
از ویژگی‌های منحصربه‌فرد شریعت پیامبر خاتم، تشریع تدریجی برخی از احکام و حرکت و همراهی با تغییرات و تحولات زمان و مکان است. اسلام در بین مردمی ظهور کرد که در انحطاط کامل فرهنگی به سر می‌بردند و در آغاز راه، با گروهی برخوردار از عقاید و رسوم ناپسند رو به رو بود؛ انسان‌هایی که بر آداب و رسوم خود تعصب نشان می‌دادند. اگر پیامبر آیین خود را یک باره بر مردم عرضه می‌کرد، چه بسا مردم بر نمی‌تابیدند و کسی به آن نمی‌گروید. از این رو بسیاری از احکام اسلامی در همان آغاز بعثت پیامبر تشریع نشد، بلکه پس از سپری شدن مدتی و پدید آمدن شرایط لازم، احکام ابلاغ گردید.
خداوند در قرآن برخی از احکام را به صورت تدریجی تشریع کرد؛ بدین گونه که با زمینه سازی، پایه‌های رسوم جاهلی را سست ساخت و بنیان آن را فروپاشید. در این روش، شارع حکیم احکام را مرحله به مرحله تشریع کرد تا به مقصد نهایی خود رسید. گاهی فرایند اقتضا می‌کرد که شارع در نخستین گام‌ها، با برخی از آداب و قوانین حاکم بر جامعه همراهی کند و در مراحل بعد، با مقدمه‌چینی، آن را منسوخ سازد.
5-3-3. معنای لغوی نسخ
نسخ در لغت در دو معنای نقل و ازاله استعمال شده است .
فراهیدی در العین می‌گوید: «نسخ عبارت است از نوشتن کتابی از روی کتاب دیگر و نیز عبارت است از زایل کردن امری که به آن عمل شده است با امری دیگر؛ مثل آیه‌ای که در امری نازل شود، سپس برای تخفیف، آن آیه با آیه‌ی دیگرنسخ شود.»
فیروزآبادی می‌گوید: «نسخ» به دو معنا آمده است:
1. نقل همان‌گونه که به کتابت نسخ می‌گویند: «إِنَّا کُنَّا نَسْتَنْسِخُ ما کُنْتُمْ تَعْمَلُون‏»؛ «ما از آنچه مى‏کردید، نسخه برمى‏داشتیم‏».
2. رفع و ازاله؛ مانند: «نسخت الشمس الظل؛ خورشید سایه را از بین برد»؛ بنابراین، برداشتن حکمی با حکم دیگر نسخ است برای اینکه این باطل کردن حکم و جایگزین کردن حکمی دیگر به جای آن است؛ مانند آمدن نور خورشید به جای سایه.
البته، معانی دیگری نظیر ابطال، تغییر، تبدیل، تحویل و نسخه‌برداری برای نسخ ذکر شده است که به دو معنای یادشده بر می‌گردد.

نوشته ای دیگر :   پایان نامه ارشد:اثرات منفی عدم رعایت عدالت سازمانی-بررسی تاثیر عدالت سازمانی بر عملکرد