ژانویه 15, 2021

قابلیت به اشتراک گذاری دانش

– استفادۀ مجدد از دانش
جنبه اول یعنی سهیمسازی دانش با فرهنگ سازمانی ارتباط مستقیم دارد. فرهنگی که احتکار دانش را به جای سهیمسازی آن تشویق کند، مانع جدی مدیریت دانش است. مانع دیگر فرهنگی، تشویق وضع موجود است که از آن به عنوان نابینایی سازمانی یاد میکنند و اشاره به وضعیتی دارد که افراد باور دارند عمل فعلی بهترین رفتار است.
فرهنگها و ارزشها در سازمان باید محیطهای یادگیریای را بوجود بیاورند که در آن همه افراد متعهد هستند تا برتر شوند. شکست و ریسک قابل تحمل باشد و به عقاید بیرونی باید خوش آمد گفت.(عدلی، 1384، ص235)
چالش ساختار سازمانی :
مدلهای اولیه مبتنی بر فرایندهایی بود که برای استفاده از دانشهای از قبل برنامهریزی شده و مشخص شده بکار میرفت. در حالیکه، مدلهای جدید بر ایجاد فرهنگ سازمانی تأکید دارد که موجب به اشتراکگذاری اطلاعات و نوسازی و خلق دانشهای جدید میشود.در واقع مدیریت دانش خواستههای جدیدی بر بخشهای مختلف از جمله ساختار سازمان تحمیل میکند. ساختارهای سلسله مراتبی و غیر منعطف نمیتواند محمل خوبی برای مدیریت دانش باشد. ساختار مناسب ساختاری است که از انعطاف و پویایی لازم برخوردار باشد. تا ارتباطات به مرزهای تیمی، بخشی و حتی سازمانی محدود نشود و امکان برقراری ارتباط با محیط بیرون از سازمان برای کارکنان به سادگی مقدور باشد و به عبارتی جنبه غیر رسمی ساختار سازمانی نقش مهمی در توسعۀ تعاملات ایفا نماید. چنین ارتباطی امکان دستیابی به دانش گروههای خارج از سازمان را نیز میسر میسازد.(شریف زاده و بودلایی، 1387، ص280)
ابهام در سیستم های انگیزشی:
مانع جدی دیگر، ابهام در سیستمهای انگیزشی به منظور کاربرد و سهیمسازی دانش است. در حال حاضر علی رغم وجود بهترین تکنولوژیها و غنیترین منابع اطلاعاتی، شواهد نشان میدهد که انگیزه و تعهد کارگران دانش برای استفاده از آنها بسیار کم است. این در حالی است که انگیزه و تعهد برای خلاقیت، سهیمسازی و کاربرد دانش به عنوان عوامل نامرئی مؤفقیت مدیریت دانش شناخته شده است. سیستمهای پاداش میتواند یک محرک برای توسعۀ دانش و مهارت کارکنان باشند. به نظر میرسد در سازمانی جهل و نادانی در زمینه انگیزش و تعهد کارگران دانش – خالقان دارایی دانش سازمانی- بیشتر از دانایی در این زمینه است؛ و بدون تردید کارگران دانش نیازمند سیستمهای پاداش متفاوتی هستند و سیستم پاداش آنها به احتمال زیاد صرفاً مادی و ملموس نخواهد بود. با اذعان به این واقعیت که وجود انگیزههای مادی و غیر مادی درتضاد با هم قرار ندارند و با توجه به اهمیت تفاوتهای فردی، بایستی به شناخت این انگیزهها اقدام کرد.(عدلی، 1385، صص8-235)
چالش فرماندهی و کنترل مدیریتی :
عدم اعتقاد وحمایت مدیریت عالی از فعالیتها وبرنامههای مدیریت دانش، نگرشهای کوتاه مدت و جزئی نگری و سبکهای نامناسب رهبری نیز مانع اجرای مؤفقیتآمیز برنامههای مدیریت دانش میشود. کنترل سازمانی به دنبال کسب پذیرش و مؤافقت در مورد اهداف از پیش تعیین شده است، که این برای رسیدن به روشهای برتر و رویههای عملیاتی استاندار ضروری میباشد.
موضع گیری صریح سیستم های کنترل و فرماندهی برای رسیدن به هماهنگی موجب کاهش انگیزه افراد میشود ، که این برای سیستمهای فعال در محیطهای پیچیده مطلوب نمیباشد. سیستمها برای اطمینان ا ز ایجاد هماهنگی طراحی می شوند، اما آنها به شناسایی و اصلاح شکاف بین ورودیها، منطق فرایند، خروجیهای سازمان و ملزومات بقاء سازمان توجه چندانی ندارند. ( شریف زاده و بودلایی، 1387، صص81-280)
چالش بازده اقتصادی :
برخی از اقتصاددانان مانند آرتور بیان میکنند که تولید و توزیع محصولات و خدماتی که مبتنی بر دانش میباشند، بازدۀ اقتصادی بیشتری در مقایسه با محصولات و خدمات صنعتی ایجاد مینمایند.
هر یک از عوامل صنعتی یک حد آستانه دارند، به این معنی که هر واحد اضافهتر در حد آستانه برای زمین، نیروی کار و سرمایه منجر به کاهش بازده خواهد شد. درمقابل محصولات دانش و اطلاعات با قانون اقتصادی متفاوتی عمل می نمایند، به این صورت که سرمایه گذاری در هر واحد اضافی از اطلاعات و دانش جدید میتواند به بازدۀ بیشتر سرمایه منجر شود. بنابراین، این نکته مهم است که، تحقق این نرخ بازده نه تنها به تجدید نظر در ماهیت تولید و خدمت نیازمند است، بلکه تجدید نظر در کانالهای توزیع و همچنین فرایندهای سازمانی مربوط به توزیع و بهره برداری نیز اهمیت دارند.(همان منبع، ص281)
چالش سیاسی :
البته این چالش در سازمانهای دولتی چشمگیرتر هستند، اگر باور داشته باشیم که دانش یک منبع قدرت است و شخص دارای قدرت می تواند اعمال نفوذ کند، طبیعی است که عدهای برای دستیابی انحصاری به دانش تلاش میکنند. ثبات یا عدم ثبات فضای سیاسی کشور نیز بدلیل اثرگذاری بر فرایند خط مشی گذاری و ثبات مدیریت در سازمانهای دولتی، مدیریت دانش را تحت تأثیر قرار خواهد داد. هم چنین وجود فضایی باز که در آن افراد به راحتی بتوانند ایدههای خود را اظهار نمایند، بر روند فعالیت های مدیریت دانش اثرگذار خواهد بود.(همان منبع، ص282)
موانع دیگری که مدیریت دانش با آن مواجه است عبارتنداز:
– عدم مؤفقیت در تطبیق تلاشهای مدیریت دانش سازمانی با اهداف استراتژیک سازمان.
– ایجاد سیستم و منابع اطلاعاتی متعدد در سازمان بدون توجه به محتوای آن.
– عدام ارتباط مدیریت دانش سازمانی با فعالیتهای روزانه افراد.
– تمرکز بر تلاشهای مدیر
یت دانش سازمانی فقط در محدده مرزهای سازمان.
– تاکید بیش از حد بر شیوههای رسمی یادگیری به عنوان مکانیزمی برای تسهیم و توزیع اطلاعات.
– درونگرایی فزایندۀ سازمانها که توأم با ترس یادگیری از غریبهها است.
– نیاز به بازشناسایی سیستمهای پاداش که اغلب بر اساس اندازه گیری مالی سنتی است. کشف زمان، با وجود فراوانی رقبای نوآور که اهمیت آن را دریافتهاند.(عدلی ، 1385، ص 238)
2-3-7) تعریف عملکردی مدیریت دانش
در تحقیق حاضر مدیریت دانش بعنوان قابلیت به اشتراک گذاری دانش وقابلیت جذب دانش درنظرگرفته شده است. (زولانسکی، 1996).