ژانویه 16, 2021

فرقه های مسیحی

3- دعای طلب نزول روح القدس:
دعای طلب نزول روح القدس در آیین راز قربانی مقدس دعایی است که در آن از خدا درخواست میشود که روح القدس خود را بر روی نان وشراب نازل نموده آنها را به بدن و خون مسیح تبدیل نماید.
همین طور در مراسم ازدواج، دعای طلب نزول روح القدس دعایی است که در آن از خدا درخواست میشود که روح القدس خود را برای «گذراندن تاج جلال وافتخار» بر روی مرد وزن نازل گرداند؛ (در این حال کشیش تاجها را بر سر آنها قرار می دهد) وزوج را به سلول زنده بدن مسیح تبدیل نماید. (محمدیان،1381،ص629)
روح القدس حقیقتاً فرود می آید تا با حضور خود عشق آنها را تاجگذاری نموده با چشمه محبت یعنی خود خدا وصلت دهد« زیرا خدا محبت است» (1 یوحنا4:8).
بدین سان تحقق شباهت الهی در زوجین به انجام می رسد چون خدا انسان را« به صورت خود وموافق شبیه خود ساخت» و« ایشان را نر وماده آفریده» (پیدایش1: 26، 28).
او آنها را بدین جهت آفرید که هر دوی آنها توسط عشق وصلت می یابند به یک تن تبدیل گشته، یکی شوند. همانطور که نمونه الهی آنها، سه شخص در یک خداست. به این ترتیب روح القدس به مرد وزن امکان می دهد که به تدریج موافق تصویر خدا وبه صورت اشخاص راستینی درآیند و«شخصیت واقعی» خود را نخواهند یافت مگر در عین اینکه به جهت اتحاد با هم مشارکت می کنند، دو فرد جدا باقی بمانند.
پس از تاجگذاری، عروس وداماد از فرط شادی به دور انجیل که نمایانگر حضور مسیح است پایکوبی می کنند وطی دعایی، اشعیای نبی و شهیدان مقدس به یاری طلبیده می شوند، تا اشعیای نبی از تحقق یافتن نبوت خود شاد شود. آیا او چنین نبوت نکرده بود« اینک باکره حامله شده پسری خواهد زایید ونام او را عمانوئیا خواهد خواند» (اشعیا14:7).؟
عمانوئیل یعنی خدا با ماست. اینک زوجین جدید که تاجگذاری وتقدیس شده اند عمانوئیل را در قلب خود می پذیرند. چون کلام خدا در بطن زوجین حضور یافته است، کلامی که تن گرفت ودر ضمن تجسم یافت آنان را به صورت «کلیسای کوچک» وسلولی زنده از بدن مسیح در می آورد(محمدیان،1381، ص629)
4- مشارکت در راز نان وشراب:
آیین راز قربانی مقدس با مشارکت همگانی در راز نان وشراب خاتمه می یابد. مراسم راز ازدواج نیز به همین طریق پایان می پذیرد. مرد و زن که بوسیله روح القدس متحد شده اند در عیسی وصلت می نمایند وهردو با هم از طریق مشارکت در آیین راز قربانی مقدس جزو بدن مسیح می شوند. تا قرن پانزدهم رسم بر این بود که زوجین نان قربانی مقدس را که قبلاً توسط کلیسا تقدیس شده بود در طی مراسم ازدواج مبادله نمایند.
جام شرابی که زوجها پس از خواندن دعای «ای پدر ما» می نوشتند، گواه این رسم قدیمی است، زوجین با مشارکت خود در راز نان وشراب در هر یکشنبه به هدف غائی ازدواج که همانا ورود دو نفر در راز مسیح یا به عبارت بهتر ورود تمام خانواده آینده در این راز است، تحقق می بخشد. (محمدیان،1381،ص630)
نباید فراموش شود که عشق خلاق است ووصلت زن ومرد طبیعتاً به آفرینش فرزندان به دست خدا واز طریق عشق زن وشوهر می انجامد. تولد فرزندان برکتی است خدایی که در طی مراسم ازدواج مصرانه از خدا درخواست می شود. راز ازدواج اساس، ایجاد کلیسای خانوادگی است که اعضای آن یعنی زوجین وفرزندان از این به بعد با هم در مسیح به سوی ملکوت مبارک او قدم برخواهند داشت. درست است که روح القدس بوسیله ی راز ازدواج، عشق زناشویی را تقدیس می نماید ولی نباید فراموش کرد که از هنگامی که یحیی تعمید دهنده برای خلوت کردن با خدای یکتا در بیابان انزوا گزید ودر سال 300 قدیس آنتوان کبیر همین کار را در مصر انجام داد، عطش خدا هرگز از دعوت بعضی اشخاص که طالب سیراب کردن خود فقط با چشمه محبت خود خدا در سکوت وتنهایی بودند خاموش نشده است. شکوفایی انسان در رابطه خاص با این عشق شدید یعنی زندگی رهبانی به اندازه ی شکوفایی وی در عشق زناشویی، همیشه مورد احترام کلیسا بوده است. (محمدیان،1381،ص630)
از زندگی راهبان مصر علیا وکوه سینا وبیابانهای فلسطین تا راهبان کوه اتوس و راهبان فرانسوی امروز، سنت دو هزار ساله ای برای زندگی رهبانی در کلیسا بوجود آمده است. در مبارزه کلیسا با دشمن درونی، دیرها دژهای راستین مبارزه می باشند. کلیسا مخصوصاً در دیرها از قدرتهای الهی تغذیه می کند که بعداً در میان کل بدن کلیسا انتشار می یابد. پس ازدواج وزندگی رهبانی دو شیوه مختلف ومکمل مشارکت در محبت خدا می باشند. چون هردو حالتی از زندگی مذهبی هستند وبه همین دلیل کلیسای ارتدکس کشیشان خود را از میان افراد ازدواج کرده یا از راهبان برمی گزیند وتقریباً هرگز از مجردان انتخاب نمی شوند.
کلیسای ارتدکس که در امر طلاق گذشت نشان می دهد، همچنان که مسیح نسبت به زن گناهکار گذشت داشته او را بخشید، طلاق را به هیچ وجه توجیه نمی کند. وقتی که کلیسا تجدید ازدواج شخص مطلقه را جشن می گیرد در حقیقت عمل بخشایش را انجام داده وبه عوض اینکه شخص گناهکار را در ناامیدی رها سازد از طریق توبه نجات وی را امکان پذیر می سازد. کلیسای کاتولیک طبق متی 19:3-6 طلاق را به هیچ وجه نمی پذیرد. (محمدیان،1381،ص630)
4-12- بکارت در عهد جدید
تنها در مکاشفه مسیحی است که مفهوم بکارت بطور کامل بیان شده، همان مفهومی که در عهد قدیم به نوعی به آن اشاره شده بود، یعنی وفا داری در حبی«دوستی» قلبی که منحصراً به خدا تقدیم می شود. (محمدیان، 1381، ص625).
در عهد جدید نیز مانند عهد قدیم هرچند ظاهراً موضوع بکارت با عروسی در تضاد است اما هردو مکمل یکدیگر می باشند، زیرا ات
حاد مسیح وکلیسا در بکارت میسر گشته است. اتحادی که در واقع سمبل ازدواج می باشد،«مسیح… کلیسا را محبت نمود وخویشتن را برای آن داد»(افسسیان 5: 25). پولس رسول می گوید که کلیسای قرنتس به عقد مسیح درآممده ومی خواهد آن را مانند با کره ای عفیف وپاکدامن به مسیح تقدیم نماید:«علاقه من نسبت به شما علاقه ای است الهی زیرا من شما را بعنوان یک باکره پاکدامن به عقد مسیح درآورده وبه او تقدیم نمودم»(2قرنتیان11:2). ونیز«کلیسا را با تمام زیبائیش پاک وبدون عیب ولکه وچین وچروک یا هر نقص دیگری به خودش تقدیم نماید»(افسسیان 5: 27). چون پولس رسول همان غیرت خداوند را برای کلیسا حس می کند(2قرنتیان11: 2) نمی خواهد که هیچ لکه ای ایمان کلیسا را آلوده سازد.
(محمدیان، 1381، ص627).
بکارت کلیسا در نقطه تلاقی عهد قدیم وعهد جدید یعنی در مریم دختر صهیون شروع به تحقق می نماید در عهد جدید مادر عیسی تنها زنی است نام باکره به عنوان لقب وی نهاده شده است:«به نزد دختری که در عقد مردی به نام یوسف از خاندان داود بود فرستاده شد نام این دختر مریم بود»(لوقا1: 27). ونیز «باکره آبستن شده پسری خواهد زائید که نام او را عمانوئیل خواهند خواند که تفسیرش این است: خداباما» (متی 1: 23). مریم به خاطر میل به حفظ بکارت خویش سرنوشت زنانی را که بدون فرزند می مانند تقبل نمود« مریم به فرشته گفت این چگونه است؟ من با هیچ مردی رابطه نداشته ام» (لوقا 1: 34). بنا بر این آنچه زمانی حقارت محسوب می شد برای مریم موجب خوشبختی وبرکت گردید:«چون او به کنیز ناچیز خود نظر لطف داشته از این پس همه نسلها مرا خوشبخت خواهند خواند»(لوقا 1: 48).
4-13- خلاصه فصل
اگرچه ازدواج درمسیحیت پدیده ای مقدس محسوب می شود اما در برابر آن عزوبت ودوری گزینی از ازدواج امری پسندیده تراست چرا که ازدواج فی نفسه ارزشمند نیست وتنها وسیله جهت دفع شهوت وجلوگیری از معصیت است عقیده آنها این است که خداوند ازدواج را برای تنظیم رابطه ای مناسب میان ذکور واناث جهت ایجاد بهترین محیط برای پرورش فرزند وثبات جامعه قرارداده است اما برتجرد، به خصوص ازآن جهت که عیسی (ع) ازدواج نکرد، تأکید دارند، بنابراین ازدواج در مسیحیت اهمیت چندانی ندارد در عوض تجرد مقامی برتر از تأهل دارد البته بعضی از فرقه های مسیحیت ازدواج را یکی از هفت آئین مقدس می شمارند وآن را عمری می دانند یعنی فقط مرگ می تواند آنها را از هم جدا سازد لذا آنها هدف از ازدواج را تقویت اتحاد دلها، آرامش متقابل و داشتن فرزند می دانند که مقدمه این امر، انتخاب همسر است که نیاز به معیارهائی دارد. شاید بتوان گفت مهم ترین معیار آنها مسیحی بودن است هرچند ازدواج با غیر مسیحی را هم بلامانع می دانند، تنها علت ممنوعیت ازدواج با بیگانگان حفظ مصونیت اعتقادی بوده است.
دراین آیین برخلاف یهود زنان در امر ازدواج استقلال کامل دارند، اما حق ندارند با هم خون خود ازدواج کنند چرا که آن را گناه می شمارند حتی با ازدواج پسرعمومخالفند علت این مخالفت را جلوگیری از فساد تدریجی نژاد، وتراکم ثروت در دست عده قلیلی می دانند در این آیین به دلیل بر اهمیت شمردن ازدواج از مهریه به صراحت سخنی نیامده هرچند درعصرحاضر مهر نزد مسیحیان امری اختیاری است البته در فرقه کاتولیک مهریه وجود ندارد وفرقه پروتستان تعیین آن را الزامی نمی دانند هرچند نفقه متناسب با وضعیت مالی زوجین تهیه می شود. آنچه که محرزاست این است که منع چند همسری ازبرخورد کلیسا با این مسأله نشأت گرفته چراکه نهی برتحریم چند همسری درعهد جدید دیده نشده.
از طرف دیگر برای این امر مهم ازدواج آنها به بکارت اهمیت می دهند و مادر حضرت عیسی را تنها زنی می دانند که نام باکره به خود گرفته است.