ژانویه 15, 2021

عزل و نصب

شاه رو به دیو کرد و گفت: «علت خنده تو چه بود»؟‌
دیو گفت: «بار اول که خندیدم از شهری عبور کردیم که در طول عمر من هفت بار آباد و خراب شده بود. بار دوم که خندیدم از شهری می‌گذشتیم که مردی به گیوه‌دوزی سفارش می‌داد که گیوه‌ای برایش بدوزد که هفت سال دوام بیاورد. در صورتی که خود آن مرد هفت روز دیگر بیش‌تر از عمرش نمانده بود.
و اما بار سوم که خندیدم در شهری فال‌گیری را مشاهده کردم که با گرفتن یک سکه‌ی کم‌ارزش طالع‌بینی می‌کرد و از آینده‌ی افراد خبر می‌داد. حرف‌های عجیب و غریب می‌زد. در حالی که در زیر پای خودش در دل خاک گنجینه‌ی بسیار باارزشی حاوی ده‌ها سکه و جواهر پنهان بود». شاه جمشید وقتی این حقایق را از زبان دیو شنید از او خواست پایان عمرش را پیش‌بینی کند.
دیو نپذیرفت. ما شاه اصرار می‌کرد. دیو که چنین دید. دستور داد که چهل جوان را حاضر کنند و آن‌ها را به دو گروه مساوی تقسیم کرد. پس رو کرد به دسته‌ای و گفت: «من چهل روز بعد شماها را می‌خورم»!
بعد از چهل روز شاه جمشید و دیو به سراغ جوانان رفتند. دسته‌‌ای را چاق و چله سرحال و سرومر گنده دیدند.
ولی دسته‌ای که به آن‌ها صحبت شده بود همگی را ضعیف و لاغر و مردنی دیدند.
در این جا بود که دیو به شاه گفت: «اگر شاهنشاه بخواهند می‌تونم سرنوشت آینده و حتی روز مرگشان را پیش‌بینی کنم».
شاه جمشید که موضوع را دریافته بود گفت: «دیگر تمایلی به شنیدن سرنوشت و آینده خود را ندارم».
نتیجه می‌گیریم که صلاح آدمی در این است که از زمان مرگش بی‌اطلاع باشد، چون اگر می‌دانست روزگار بر او تلخ و ناگوار می‌شد. قصه ما به سر رسید، کلاغه به خونه‌ش نرسید.
میرنوروز
سخن در پرده می‌گویم چو گل از غنچه بیرون آی
که بیش از پنج روزی نیست حکم میر نوروزی
حافظ
از جمله مراسم نوروزی که از دیرزمان در ایران بین مردم رایج بوده است، رسم میرنوروزی است. بیت زیبای خواجه‌ی شیراز خود حکایت از این دارد که در زمان خواجه هم این رسم در شیراز انجام می‌شده است.
جشن میرنوروزی را اکنون کردان در قوچان، بجنورد، شیروان، مهاباد، بوکان، سردشت و برخی از روستاهای دیگر کردستان برگزار می‌کنند.
زنده یاد محمد قزوینی در شماره‌ی 3، سال اول مجله یادگار درباره‌ی میرنوروزی چنین می‌نویسد: «سابقاً در ایران رسم بوده که در ایام عید نوروز، محض تفریح عمومی و مضحکه، امیر یا حاکمی موقت انتخاب کرده و او را بر مسند می‌نشانیده‌اند. پس از انقضای ایام جشن، حکومت او نیز پایان می‌رسیده است.
آن شخص در آن چند روز یک نوع حکومت دروغی که واضح است جز تفریح و سخریه و خنده و بازی، منظور دیگری از آن در بین نبوده، انجام می‌داده و احکامی صادر می‌نموده و عزل و نصب و توقیف و حبس و جریمه و مصادره می‌کرده است». (فقیری، 1382: 128-133)
چند زبان‌زد در نوروز
1. مهمونی یک روزه، دو روزه نه تا عید نوروز!
(درباره کسانی گفته می‌شود که به مهمانی می‌آیند و زیاد می‌مانند).
2. قبای بعد از عید برای گل منار خوبه