ژانویه 19, 2021

عبدالله بن طاهر

ابوالعباس ثعلب او را بسیار ستایش می کند و می گوید : اگر فرّاء نبود زبان عربی هم نبود زیرا وی آن را به دست آورد ، و ضبط کرد ، و اگر فرّاء نبود، عربیّت سقوط می کرد و هر کسی مدّعی آن می شد، و مردم به اندازه ی خود و قریحه هایشان سخن می گفتند، در نتیجه زبان از بین می رفت
چیزی که باعث بالا رفتن مقام فرّاء و قبل از او کسائی شد . این بود که کسائی موقعیت ویژه ای را در نزد خلفای عبّاسی هارون و مأمون داشت . و آن ها را گرامی می داشت و تربیت فرزندانش را به وی واگذار نمود وبه خاطر موقعیت سیاسی و اجتماعی خلیفه ، شأن و منزلت فرّاء هم بالا رفته بود و خلیفه وقت « مأمون» به او پیشنهاد کرد ، « در اصل یعنی فرمان داد» تا آنچه از علم نحو آموخته و جمع آوری نموده ، تألیف کند و دستور داد مکانی را به عنوان محل کار برایش در نظر گرفتند و نوکران و کنیزانی را به خدمت او مأمور کرد. تا آنچه را بخواهد برایش فراهم کنند و نویسندگانی را مشخص نمود تا آنچه را او املاء می‌کند بنویسند. او کتاب الحدود را در دو سال تصنیف کرد و سپس کتاب المعانی را نوشت. البته گویند نسخه برداران نگذاشتند این کتاب به دست مردم برسد تا اینکه بتوانند از روی آن نسخه برداری کنند . و آن را براساس هر پنج برگ به یک درهم بفروشند. چون مردم به وی شکایت بردند. او شروع به نوشتن کتاب دیگری به نام المعانی کرد ، که وسیع تر و با محتوای بیشتری نسبت به کتاب نخستین بود.
نسخه برداران از روی ناچاری و ترس مجبور شدند که هر ده برگ را به یک درهم بفروشند.
بررسی زندگی و آثار ادبی ابن سکّیت دورقی اهوازی ………………………………………………………………………………………………..24
فرّا به بیشتر علوم زمانش معرفت داشت . و فقط در علم نحوخلاصه نمی شد ، بلکه در لغت و نحو و موضوعات تاریخی مانند ایام العرب و اخبارشان و اشعارشان ودر فقه و اختلاف بین فقها و در پزشکی و نجوم ودر علم کلام گرایش به نظرات معتزله داشت و از کلمات فلاسفه استفاده می کرد با اینکه بیشتر شهرت و آوازه اش در نحو بود ، و پس از کسائی اعلم کوفیون در علم نحو بود.
مقام فرّا در دربار مأمون به حدّی بالا رفت ، که پسران مأمون هنگام خروج وی برای جفت کردن نعلینش با هم مسابقه می دادند .« از یکدیگر سبقت می گرفتند» تا اینکه با هم توافق نمودند که از آن پس هر کدام یک لنگه از نعلین را جلوی پای او بگذارند . مأمون وی را خواست و این موضوع را با او در میان گذاشت. فرّاء پاسخ داد « لَقَد اَرَدتُ منعهما و لکن خشیتُ اَن اُدفعها عن مکرمه سبقا إلیها أَو أکسر نفوسها عَن شریفه حرصا علیها» « می خواستم از کار آن ها جلوگیری کنم ولی ترسیدم آن ها را از عمل کریمانه ای باز دارم که بر آن سبقت می گرفتند. وبا جلوگیری از عمل شریف که بر انجامش حریص بودند دلشان را بشکنم»
مأمون از این پاسخ شاد شد و گفت اگر این کار را انجام می دادی ، و از کار آن ها جلوگیری می کردی تو را با ملامت و سرزنش خویش می آزردم.
به گفته ی ابوبکر الأنباری : « اگر مردم بغداد و کوفه از علمای عربیت بخ جز کسائی و فرّاء هیچ کس دیگری را نداشتند، باز هم می توانستندبر تمام مردم فخر کنند.»
در کتاب الفهرست کتاب های زیادی به او منسوب شده ، که فقط تعداد اندکی از آن ها باقی است.یکی از معروفترین این کتاب ها ، کتاب معانی القرآن ، است که هم اکنون نسخه ای از آن در کتابخانه ی خدیوی مصر موجود می باشد. این کتاب را برای عمر بن بَکیر در چهار جزء و به مقدار هزار برگ و بیست هزار خط (سطر). تا عمر جوابی برای سؤالات امیر حسین بن سهل در مورد قرآن داشته باشد.
کتاب های دیگر فرّاء عبارتند از کتاب البهی که این کتاب را برای عبدالله بن طاهر تألیف کرد.کتاب المذکر و المؤنث که نسخه ی از آن در کتابخانه ی احمدی حلب موجود است.
اساتید و شاگردان ابن سکّیت ………………………………………………………………………………………………………………………… 25
در الفهرست ابن ندیم هم این کتاب ها از تألیفات فرّاء آمده است : کتاب اللغات، کتاب المصادر فی القرآن ، کتاب الجمع و التثنیّه فی القرآن، کتاب الوقف و الابتداء، کتاب الفاخر، کتاب آتی آله الکاتب ، کتاب النوادر ، که سلمه و ابن قادم آن را روایت کرده اند ، کتاب فَعَلَ و اَفعَلَ ، کتاب الفاخر( فی الامثال)، کتاب حروف المعجم ، کتاب یافع و یافعه، کتاب ملازم ، کتاب الایّام و اللیالی ، و …
فرّاء شانزده سال نحو را در مسجد املاء نمود ، بدون آنکه کسی کتابی در دستش ببیند. جز یک مرتبه که آن هم نسخه ی کتابی بود که مراجعه به آن لازم بود.
وی در را ه مکه درسال 207 هـ ق . وفات یافت.
3-1-3. اصْمَعی
ابو سعید عبد الملک بن قریب( 216-125 هـ ق. / 831-743 م .)راوی ، ادیب و لغت شناس نام آور اوایل عصر عباسی است . اصمعی ( منسوب به نیای بزرگش اصمع) به سبب نسبتی که با باهلیان ( فرزندان مالک بن اعصر)داشت، به باهلی نیز شهرت یافت .
بد نامی این قبیله در جاهلیت باعث شدتا اصمعی خویشاوندی خود با آنان را انکار کند. با این حال از گزند هجوهای تلخ رقیبانش در امان نماند. در شجره نامه ای که نسب شناسان برای وی تدارک دیده اند، نام اجدادش را تا قیس عیلان رسانده اند. تاریخ ولادت اصمعی را به اختلاف میان سالهای 122 تا 125 هـ ق . نوشته اند . اما درباره زادگاه وی بیشتر منابع برآنند که او در بصره به دنیا آمده، ودر هم آنجا پرورش یافته است . بصره در آن روزگار از پر رونق ترین مراکز علم و ادب به شمار می رفت . و مشهورترین دانشمندان عصر در آنجا گرد آمده بودند . اصمعی در همان آ
غاز نوجوانی در مجالس درس اندیشمندان بزرگی چون خلیل بن احمد فراهیدی عروضی لغوی، ابو عمرو بن علای نحوی و خلف احمر راوی ، شرکت جست و شعر و لغت و نحورا به خوبی فرا گرفت . همچنین قرائت قرآن را
بررسی زندگی و آثار ادبی ابن سکّیت دورقی اهوازی ……………………………………………………………………………………………….. 26
نزد قراء معروفی چون نافع آموخت . و نزد محدثان برجسته ای چون سفیان ثوری و عبدالله بن عون به استماع حدیث پرداخت و به گفته ی خود 30 هزار حدیث را تنها از سفیان ثوری شنید . از دیگر استادان وی محمد بن ادریس شافعی، عیسی بن عمر و یونس بن حبیب را می توان نام برد . افزون بر اینان در مجالس بحث و مناظره ای که در بازار مربد تشکیل می شد، نیز شرکت می جست و هر آنچه در زمینه های مختلف به ویژه شعر و ادب و لغت از فُصحای عرب می شنید، به خاطر می سپرد، یکی از صفات
بارز اصمعی بهره مندی از حافظه ی نیرومند بود که در پیمودن مدارج ترقی و کمال او را یاری فراوان کرد.چنان که گفته اند وی بجز دیوان های شاعران، 14 هزار ، و به گفته خود وی 16 هزار ارجوزه از حفظ داشته است. بدین سان، اصمعی به مقام و منزلتی والا دست یافت . وبه زودی بر همگنانش پیشی جست و از سرآمدان عصر خود گردید.
مقام علمی و دانش گسترده وی را حتی مخالفانش ستوده اند؛ چنان که به گفته ابن اعرابی ( راوی شعر و ادب و از رقیبان اصمعی) ، وی در مجلسی 200 بیت شعر برخوانده که حتی یک بیت آن را کسی نشنیده بوده است.اصمعی برای کمال بخشیدن به دانش و معلومات خود و گردآوری بیشتر اشعار و لغات و اخبار کهن، مدتی در میان بدویان زیست و چون به بصره بازگشت، مجالس درسی در آنجا تشکیل داد. از مشهورترین کسانی که از وی دانش آموخته اند، ابن سلام جمحی، ابو حاتم سجستانی، ابوالعیناء ابو عمر جرمی، ابو عبید قاسم بن سلام، ابوالفضل رباشی و اسحاق موصلی را می توان نام برد . که همه از