ژانویه 21, 2021

شهرستان اهواز

3.فصل سوم : اساتید و شاگردان ابن سکّیت
1-3.اساتید
1-1-3.ابوعمرو شیبانی
او ابو عمرو اسحاق شیبانی نام داشت. او از موالی بود ولی به خاطر اینکه در همسایگی بنی شیبان قرار داشت ، و فرزندان آن ها را تعلیم می داد ، پس به ایشان نسبت داده شد و به این نام معروف گردید . وی در سال 100 هـ ق . به دنیا آمد و تا سال 206 هـ ق . زنده بود.
وی از راویان مطّلع در لغت و شعر بود ودر حدیث مورد اعتماد ، وی از بزرگان علم لغت و شعر مکتب کوفی است. در جمع آوری اشعار قبایل بسیار فعال بود به طوری که دیوان اشعار قبائل تماماً از وی گرفته شده است. پسرش عمرو در این باره می گوید: پدرم اشعار بیش از هشتاد قبیله را جمع آوری و استخراج نمود ، و شعر هر قبیله که تمام می شد آن را در دسترس مردم می گذاشت . و به همراه آن یک قرآن به خط خود می نوشت و برای استفاده ی مردم در مسجد کوفه می گذاشت و بیش از هشتاد کتاب قرآن به
خط خود نوشت. یعنی بیش از هشتاد شعر از قبایل و بالغ بر هشتاد مصحف شریف نوشت.
فرزندان و نوادگانش کتاب های وی را روایت کرده اند ، که معروف ترین آ ن ها فرزندش عمرو بود که هم راوی و هم شاگرد پدر خویش بود. البته خود عمرو هم در لغت کتاب هایی تألیف نمود که از
بررسی زندگی و آثار ادبی ابن سکّیت دورقی اهوازی ………………………………………………………………………………………………………………….22
جمله ی آن ها می توان به کتاب النخیل ، کتاب اللغات ، کتاب النوادر ، کتاب غریب الحدیث و کتاب غریب المصنف اشاره نمود .
یعقوب بن اسحاق سکّیت می گوید: ابو عمرو شیبانی در سن صدو هیجده سالگی در گذشت . و تا هنگام مرگ با دست خود می نوشت . و چه بسا از من که جوان بودم و از وی می آموختم ، و کتاب هایش را رونوشت می کردم کتابی به امانت می گرفت.
ابن کامل می گوید: ابوعمرو شیبانی سال 213 در همان روزی از دنیا رفت که ابوالعتاهیه و ابراهیم موصلی وفات یافتند . ولی جرجی زیدان وفات او را در سال 206 هـ ق می داند.
از آثار و کتاب های او می توان کتاب غریب الحدیث را نام برد که آن را عبداله بن احمد بن حنبل ، از پدرش احمد ، از ابوعمرو روایت کرده است. زیرا می گویند: که احمد بن حنبل همیشه در مجالس ابوعمرو شیبانی حاضر می شد . و در حدیث روایت هایی از او دارد و دیگری کتاب النوادر معروف به حرف الجیم ، کتاب النخله ، کتاب الابل ، کتاب خلق الانسان ، کتاب الحروف و کتاب شرح کتاب الفصیح و کتاب النوادر الکبیره « کتابی است که به دانش کلمات کم استعمال در زبان عربی مردم می پردازد »
2-1-3. فرّاء
متولد سال 144 هـ ق ( 761 م ) در کوفه بود.
ابو زکریاء یحیی بن زیاد ، فرّاء دیلمی نام داشت . و از موالی بنی اسد در کوفه بود . البته ابن ندیم در کتاب خود « الفهرست» وی را از موالی بنی منقر می داند.
وی در کوفه به دنیا آمد . و از علی بن حمزه « کسائی » بهره می برد . و پس از مرگ کسائی پیشوای کوفیان شد . در لغت و مذهب شأنی بزرگ داشت . و روایاتش مورد وثوق و اطمینان بود. و دارای پیروان و مریدانی بسیار بود که از جمله ی آن ها ابن سکّیت بود.
اساتید و شاگردان ابن سکّیت …………………………………………………………………………………………………………………………23
« کسائی که در گذشت ، اصحاب فرّاء جمع شده و از وی خواستند، که جلساتی برایشان داشته باشد. و گفتند : تو داناتر از همه ی ما می باشی . فرّاء نپذیرفت. پس از التماس زیاد و اصرار فراوان قبول کرده، و
لازم دانست که از سلسله نسب هر یک از آن ها آگاه شود . تا به فراخور حال هر یک ترتیب نشستن او را بدهد . از سکّیت که نسبش را پرسید، جواب داد: « خُوزِیّ : أصلَحک الله مِن دَورَق و هی بلیده من أعمال خوزستان مِن کَور الأهواز »
« من خوزستانی هستم ، خدایت تو را به نکوئی نگاه دارد از دَورق و آن روستایی است از ولایات خوزستان از شهرستان اهواز »
فرّاء چهل روز در خانه نشست . و خود را به هیچ یک از اصحاب نشان نداد . سبب را که از وی پرسیدند گفت: سبحان الله من از دیدن سکّیت شرمنده می شوم ، زیرا نسبش را که پرسیدم او راستی را گفت با اینکه خالی از زشتی نبود ، در حالی که خودش از علما بود.