شعر فارسی

Off By
دانلود پایان نامه

ظهیرالدین فاریابی زمین را در اشعار دیوانش این گونه به تصویر کشیده است
آن شاه جهان گیر جوان بخت که گردون در موکب دو زمین همچو پی سپر آمد ص 71ب 7
مهره گل شد زمین وزردی مهر آن مهره را بر بساط امر او نقش مششدر یافتند ص 73ب 6
چه منتی ست که که برگردن زمین و زمان طلوع رایت و رای خدایگان افکند ص 77ب 4
وان سوم نوبت به گاه آن که بالای زمین سایه بان میلگون بردر مکنون می زنند ص 81ب 6
ربع مسکون از چه معمور آمد از جرم زمین زان که لشکر گاه تو بر ربع مسکون می زنند ص 81ب 10
راه نجات بشه شود بر زمین چنانک مرگ از حذر نشان به ره کهکشان دهد ص 86ب 3
بدان خدای که ذرات آسمان و زمین همــی کنند به پاکـــــی ذات او اقرار ص 91ب 19
چو آسمان و زمین به انبیاء بنواخت یکـی از آن دو ندانست کفش از دستار ص 91ب 21
به حق این همه سوگند ها که از عظمت بـــر آسمـان حمل آن بــود دشوار ص 93ب 2
چو بر زمین طلیعه شب گشت آشکار آفاق ساخت کسوت عباسیان شعار ص 98ب 1
گردون به موج خون درصد بار غوطه خورد هرگز زمین ملک تو در خود نچیدنم ص 135ب 13
رایش ار با فلک به کین آید پشت خورشید در زمین آید ص 256ب 3
گاوزمین
گاوزمین : دربعضی روایات آمده است آن گاه که خداوند زمین را خلق کرد آن را بر روی گاوی یا شاخ گاوی قرار داد ( ماهیار 1382 : 265 ) .
بکوفت گاو زمین را نهیب او گردن بکند شیر فلک را شکوه او چنگال ص133ب5
ب) زحل از نظر اختر شناسان قدیم :
زحل در نجوم قدیم یکی از علویین است که در فلک هفتم از افلاک نه گانه واقع است سطح فوقانی فلک زحل با فلک ثوابت (فلک هشتم ) وسطح تحتای آن با فلک مشتری (فلک ششم) مماس است. منجمان آن را« نحس اکبر» می گفتند ومی پنداشتندکه نظر درآن غم وحزن می آورد، چنانکه در زهره فرح انگیز وسرورآفرین است.زحل مدار خود را در فلک هفتم درحدود سی سال طی می کند وکندروترین سیارات است وچون در مقامی بالاتر از سایر سیارات قرار گرفته ، لقب مرزبان افلاک بر آن نهاده اند (ماهیار، 1382: 252).
4-1-14زحل در هیأت ونجوم
در شعر فارسی علاوه بر اینکه با نام کیوان وزحل فراوان ازاین اختر ومنسوبات او یاد شده است، او را به کنایه وبا توجه به مدلولات احکامی وی پاسبان هفتمین طارم ، پیر فلک ، راهب دیر هفتم ، مهندس فلک میر صفه هفتم ، نحس اکبر ، معمر وهندوی باریک بین ، هندوی پیر است . (مصفی ، 1366: 366)
زحل سیاره ی منحصر به فرد حلقه دار ، ششمین سیاره منظومه ی شمسی است که با فاصله ای تقریباً دو برابر مشتری از خورشید قرار دارد . زحل با چشم غیر مسلح به رنگ زرد تیره قابل رویت است ویکی از پرنور ترین ستارگان آسمان است که در کم فروغ ترین حالت مانند ستاره ای از ستارگان قدر اول در آسمان دیده می شود . جو زحل مشتمل بر گازهای آمونیاک ومتان است . دوره ی نجومی آن بر حسب سال اعتدالی 458/29 سال است وبا سرعتی در حدود 7/9کیلومتر درثانیه در مدار خود گردش می کند زحل چهار حلقه دارد که با نور وروشنی قابل توجهی که آن ها را از هم متمایز می سازد در صفحه ی استوایی ساده در حول محور آن حرکت می کنند. زحل مطابق اطلاعاتی که به وسیله ی سفینه های فضایی مخابره شده است دست کم پانزده قمردارد که بزرگترین آن ها تقریباً به بزرگی سیاره عطارد وحتی بزرگ تر از آن است.(ماهیار، 1382: 251)
بر در ایوان قدرش چو قمر صد پرده دار بر سر بام جلالش چون زحل صد پاسبان ص129 ب9

گر گم شود پی زحل از چرخ باک نیست بخت تو آگاه است چه حاجت به پاسبان ص142ب7
اختر شناسان معتقد به احکام نجوم چاه ها وجایگاه های تاریک وراه های ویران وبناهای متروک ومردمان سیاه پوست ورنگ های سیاه وتیره وزهرها وسموم ومزه های تلخ وشور ومشاغل پست هم چون گورکنی ونباشی ودباغی ودر یک کلام هر فعل وصفت وحالت ناخوشایند را به زحل منسوب می دانستند (ماهیار ، 1382: 255- 256)
زمین