ژانویه 22, 2021

شرکت های پذیرفته شده

5-2-3- نتایج فرضیه اصلی سوم
” بین ساختار مالکیت و میزان تامین مالی از طریق دریافت تسهیلات بانکی در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران رابطه معناداری وجود دارد.”
نتیجه آزمون: در ارتباط با تأیید یا عدم تأیید فرضیه اصلی تحقیق می توان از معناداری مدل با استفاده از آماره F استفاده نمود، مطابق با جدول 4-13، سطح معنی‌داری (sig) آماره F در سطح اطمینان 5% بیانگر معناداری مدل است و بیان می دارد که 7/72 % از تغییرات در تأمین مالی از طریق تسهیلات بانکی در نتیجه تغییرات در ترکیب مالکیت است و لذا فرضیه اصلی سوم پذیرفته می شود.
در ارتباط با سه فرضه فرعی مرتبط به فرضیه اصلی سوم نیز می توان به شرح زیر نتیجه گیری نمود.
فرضیه فرعی اول:بین مالکیت نهادی و میزان تامین مالی از طریق دریافت تسهیلات بانکی در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران رابطه معناداری وجود دارد.
برای آزمون این فرضیه ، متغیر Inst مورد توجه قرار میگیرد. همانگونه که در جدول 4-13 مشاهده می شود با توجه به ضریب β3(082/0) و سطح معنی داری 69/0 (بزرگتر از 05/0) میتوان نتیجه گرفت که فرضیه فرعی اول پذیرفته نمی شود. به عبارتی میزان تأمین مالی از طریق دریافت تسهیلات بانکی تحت تأثیر میزان سهامداران نهادی نیست.
فرضیه فرعی دوم: بین مالکیت حقیقی و میزان تامین مالی از طریق دریافت تسهیلات بانکی در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران رابطه معناداری وجود دارد.
برای آزمون این فرضیه ، متغیر Iown مورد توجه قرار میگیرد. همانگونه که در جدول 4-13 مشاهده می شود با توجه به ضریب β1(186/0) و سطح معنی داری 180/0 (بزرگتر از 05/0) میتوان نتیجه گرفت که فرضیه فرعی دوم پذیرفته نمی شود. به عبارتی میزان تأمین مالی از طریق دریافت تسهیلات بانکی در شرکتهای نمونه از میزان تعداد سهامداران حقیقی تأثیر نمیپذیرد.
فرضیه فرعی سوم: بین تمرکز مالکیت و میزان تامین مالی از طریق دریافت تسهیلات بانکی در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران رابطه معناداری وجود دارد.
برای آزمون این فرضیه ، متغیر Cown مورد توجه قرار میگیرد. همانگونه که در جدول 4-13 مشاهده می شود با توجه به ضریب β2(0.05) و سطح معنی داری 039/0 (کمتر از 05/0) میتوان نتیجه گرفت که فرضیه فرعی سوم پذیرفته می شود. به عبارتی میزان تأمین مالی از طریق دریافت تسهیلات بانکی تحت تأثیر میزان تمرکز مالکیت قرار دارد و همانطور که مشاهده می شود یک ارتباط مثبت بین این دو متغیر وجود دارد.
5-3- نتیجه گیری کلی
ترکیب مالکیت شرکتها به نوع روش تامین مالی آنهاتاثیر میگذارد درنتیجه رابطه معناداری متغیر مستقل(ساختار مالکیت) و متغیرهای کنترل(نسبت بدهی،اندازه شرکت،ارزش دفتری به ارزش بازار سهام) پژوهش با متغیر وابسته(تامین مالی) شرکتهای پذیرفته شده در بازار سرمایه ایران در فاصله زمانی 1385 تا 1391 وجود دارد ،این است که بین ساختار سرمایه شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران و نحوه تامین منابع مالی شرکتها ارتباط معنی داری وجود دارد و می توان برای تعیین و پیش بینی نوع تامین منابع مالی در شرکتها از ساختار سرمایه آنها کمک گرفت.نتایج به دست آمده در این پژوهش با نتایج حاصله از تحقیقات لین وهمکاران (2013)ونمازی وکرمانی(1388) درتمام موارد مطابقت دارد.
5-4- پیشنهادها
پس از انجام مراحل یک تحقیق علمی، اگر تحقیق در یک روند سیستماتیک و پژوهشگرانه صورت گرفته باشد، محقق محققاً می تواند نظراتی را هم در مورد یافته ها و نتایج تحقیق و هم راه کارها و پیشنهاد هایی را به منظور بهبود و بسط پژوهش های آتی بیان کند. بدین سبب در ادامه پیشنهاد هایی مطابق با نتایج تحقیق و همچنین برای پژوهش های آتی ارائه می شود.
5-4-1- پیشنهاد هایی مبتنی بر یافته های فرضیات پژوهش
نتایج این تحقیق قابل استفاده برای سرمایه گذاران، تحلیل گران و تمام افراد و سازمان هایی است که به نوعی با فعالیت سرمایه گذاری در بورس اوراق بهادار درگیر هستند
با توجه به نتایج ارائه شده در جداول فصل (4) پیشنهادهایی مبتنی بر یافته های فرضیات، به شرح زیر ارائه می شود.
با توجه به نتایج فرضیه اول وفرضیهای فرعی ان ،این پژوهش پیشنهاد میدهد سرمایه گذاران، تحلیل گران و تمام افراد و سازمان هابه این نکته نوجه نمایند که ، شرکتها یی که تامین مالی خودرا ازطریق انتشارسهام انجام داده اند درترکیب مالکیت خود دارای میزان سهامداران حقیقی وتمرکز مالکیت بوده وهمچنین دارای سهامداران نهادی نمیباشند .یابه عبارتی شرکتهایی که دارای سهامداران نهادی میباشند به طرف تامین مالی ازطریق انتشارسهام نخواهند رفت . همچنین به متغیرهای نسبت بدهی، ،ارزش دفتری به ارزش بازار سهام به عنوان متغیرهای اثرگذار روی تامین مالی توجه داشته باشند.
2-با توجه به نتایج فرضیه دوم وفرضیهای فرعی ان ،این پژوهش پیشنهاد میدهد سرمایه گذاران، تحلیل گران و تمام افراد و سازمان هابه این نکته نوجه نمایند که ، شرکتها یی که تامین مالی خودرا ازطریق انتشاراوراق مشارکت انجام داده اند درترکیب مالکیت خوددارای میزان سهامداران حقیقی بوده اند. یابه عبارتی شرکتهایی که دارای تمرکز مالکیت میباشند به طرف تامین مالی ازطریق اوراق مشارکت نخواهند رفت.همچنین به متغیرهای نسبت بدهی، ،ارزش دفتری به ارزش بازار سهام به عنوان متغیرهای اثرگذار روی تامین مالی توجه داشته باشند.
با توجه به نتایج فرضیه سوم وفرضیهای فرعی ان این پژوهش پیش
نهاد میدهد سرمایه گذاران، تحلیل گران و تمام افراد و سازمان ها به این نکته نوجه نمایند که ، شرکتها یی که تامین مالی خودرا ازطریق تسهیلات بانکی انجام داده اند درترکیب مالکیت خود دارای میزان تمرکز مالکیت بوده اند.همچنین به متغیرهای نسبت بدهی، ،ارزش دفتری به ارزش بازار سهام به عنوان متغیرهای اثرگذار روی تامین مالی توجه داشته باشند.
5-4-2- پیشنهادهایی برای پژوهش های آتی
با توجه به این که این پژوهش در بازده های 7 ساله صورت گرفته، به محققان و پژوهشگران پیشنهاد می شود که برای پژوهش های آتی دوره زمانی تحقیق را طولانی تر در نظر بگیرند و همچنین متغیرهای تحقیق را به صورت ماهانه یا فصلی محاسبه نمایند.
برای بررسی ارتباط ساختار مالکیت شرکتها وتامین مالی انهااز سایرمعیارهای ارائه نشده در پژوهش نظیرمالکیت مدیریتی ،مالکیت خصوصی ، استفاده شود.
با توجه به اینکه شرکتهایی که در قلمرو زمانی پژوهش به امور سرمایه گذاری و واسطه گری مالی اشتغال دارند از جامعه آماری و نمونه حذف شدند، پیشنهاد میگردد روابط تامین مالی و ساختار مالکیت در این شرکتها بررسی شود و نتایج آن با یافته های تحقیق حاضر مقایسه شود.
5-5- محدودیت های تحقیق
این نحقیق بامحدودیتهای زیرمواجه بوده است :