ژانویه 16, 2021

شرکتهای پذیرفته شده

3-4- تعریف عملیاتی متغیرهای پژوهش
3-4-1- متغیر وابسته:
3-4-1-1- حق الزحمه حسابرسی
یکی از متغیرهای وابسته مورد استفاده در این پژوهش، حق الزحمه حسابرسی یا بهای خدمات حسابرسی می باشد. با پیروی از پژوهش های پیشین انجام شده در این حوزه، حق الزحمه حسابرسی را به صورت لگاریتم طبیعی حق الزحمه افشا شده در بخش هزینه های اداری و عمومی یادداشت های پیوست صورتهای مالی شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران اندازه گیری می نماییم تا بتوانیم با سایر متغیرهای الگوی پژوهش تطابق خطی بهتری ایجاد نماییم (به عنوان نمونه پژوهش هایی همچون گال و همکاران، 1998، تیلور و سایمون، 1999 و وارسول کریم و موزیر، 1996).
3-4-1-2- تخصص حسابرس
در این پژوهش از سهم بازار به عنوان شاخصی برای اندازه گیری تخصص صنعت موسسه حسابرسی استفاده می نماییم (سان و لیو، 2013؛ فورمن، 2006)، زیرا اولویت صنعت را نسبت به دیگر حسابرسان نشان می دهد. هرچه سهم بازار موسسه حسابرسی بیشتر باشد، تخصص صنعت و تجربه آن نسبت به دیگر رقبا بیشتر است و در نتیجه توانایی وی در کشف اظهارات خلاف واقع با اهمیت بیشتر خواهد بود. سهم بازار موسسه حسابرسی به شرح رابطه زیر محاسبه می شود (اعتمادی و همکاران، 1388):
که در آن:
MSسهم بازار موسسه حسابرسی iام در صنعت kام؛ TA مجموع دارایی های صاحب کاران؛ i نماد موسسه حسابرسی؛‌j نماد شرکت صاحب کار؛ k نماد صنعت مورد نظر؛‌ Jikنماد تعداد صاحب کاران موسسه حسابرسی iام در صنعت kام و IK نماد تعداد موسسات حسابرسی در صنعت kام است.
با پیروی از سان و لیو ( 2013 ) ، این پژوهش مؤسسه هایی را متخصص صنعت (با نماد SPEC) در نظر گرفته است که سهم بازارشان در رابطه زیر برقرار باشد:
موسساتی در این تحقیق به عنوان متخصص صنعت در نظر گرفته می شوند که سهم بازارشان (یعنی )بیش از باشد (پالمرز،1986).
NK: تعداد شرکت های موجود در صنعت K اُم؛
بنابراین، در این پژوهش اگر شرکت از سوی موسسه حسابرسی متخصص صنعت، حسابرسی شده باشد Exper=1 در غیر اینصورت Exper=0 خواهد بود.
3-4-2- متغیرهای مستقل
3-4-2-1- اعتماد بیش از حد مدیریت
تصمیم های سرمایه گذاری شرکت حاوی اطلاعاتی درباره میزان اعتماد بیش از حد مدیریتی است(کمپل وهمکاران،2011). مطابق با پژوهش احمد ودوئلمن(2013) برای اندازه گیری اعتماد بیش از حد مدیریتی(overcon)، از دو معیار CAPEXit و overinvit که مرتبط با سرمایه گذاری هستند استفاده شده است.
الف ) معیار اول (CAPEXit): مخارج سرمایه ای شرکت اگر بیشتر از میانگین نسبت مخارج سرمایه ای همان دوره شرکت های صنعت مربوطه عضو نمونه باشد، بیانگر اعتماد بیش از حد مدیریتی بوده و CAPEXit ، عدد یک و در غیر این صورت عدد صفر را اختیار می نماید. نسبت مخارج سرمایه ای شرکت در سال t براساس رابطه (1)، از تقسیم مخارج سرمایه ای به کل دارایی های شرکت در پایان سال مالی t-1 ، محاسبه می شود.
(1)
(C/A)t
که در این رابطه:
C.Et : مخارج سرمایه ای، مبالغی که صرف خرید یا بهبود و ارتقای دارایی های مولد مانند: ماشین آلات، ساختمانهای تجاری و تولیدی، وسائل نقلیه و غیره در سال t می شود و براساس مطالعه لولن وبدریناس (1997)، از تفاوت خالص ارزش دفتری دارایی های ثابت در ابتدا و پایان دوره به علاوه هزینه استهلاک محاسبه می گردد.
TAt-1 : کل دارایی ها در پایان سال t-1 .
ب) معیار دوم(overinvit): مطابق با پژوهش احمد ودوئلمن (2013)و اسچراندوزچمن(2012)، عبارت است از مفهوم مازاد سرمایه گذاری که از رگرسیون رشد دارایی های ثابت نسبت به رشد فروش در سطح صنعت به شرح رابطه(2) به دست می آید. بنابراین اگر مازاد سرمایه گذاری برای شرکتی مثبت گردید برای متغیر overinvitعدد یک و در غیر این صورت، عدد صفر لحاظ می شود.
(2)
ASSET.GRit=β0+β1 SALE.GRit + εit
: ASSET.GRit رشد دارایی های ثابت در سال t