ژانویه 27, 2021

سیمای جامعه در آثار زویا پیرزاد- قسمت ۴۹

منظم بودن به مقتضای حرفه
گوشی را برداشت، زد روی یکی از تکمه ها و گفت آقای زرجو را بگیر وصل کن به خانم صارم. (همان،ص ۱۶)
قراردادن کسی در مقابل عمل انجام شده و با هدف هُل دادن فرد به سمت کاری که باید صورت بگیرد.
آینه سُر خورد پایین. پاها دراز کرد زیر میز جلو راحتی و سر تکیه داد به پشتی. چهار ساعت یک بند مزخرف شنیدم. (همان،ص ۴۴)
بی علاقگی نسبت به درس، چون به دانشگاه به دید محل تفریح و وقت گذرانی نگاه می کند.
خرمالوها را برد امامزاده صالح. جز این یک بار که نذر داشت پا از خانه بیرون نگذاشت. (همان،ص ۲۰۷)نذر به منظور برآورده شدن حاجت و خواسته
نذر: آنچه واجب گردانند بر خود، یا آنچه واجب کنند به شرط چیزی. (لغت نامه دهخدا، ص۲۲۴۰۴)
مادر بزرگ نذر کرده بود بعد از خوب شدن، هفت بار دور کلیسا طواف کنم. (همان،ص ۲۳۹)
نذر به منظور حاجت روا شدن
تا حالا هر چه قدر نیاز داشتم داده، به سلامت فارغ شدن های تو، زود جوش خوردن دست شکسته ی آرمن… ( همان،ص ۲۶۵)
نذر به منظور گرفتن حاجت از مبدأ هستی
آرزو در راه مدرسه هیچوقت با هیچ کس دوست نشده بود و … (همان،ص ۱۵۳)
پاکی نشانه فهم و تربیت و نهاد نیکو
جمعه پیش در جلسه سخنرانی باشگاه گلستان دیدمتان ببخشید فرصت نشد خدمت برسم سلام کنم… هیچ نشانی از کنایه در لحنش نبود. خجالت کشیدم. ( همان،ص ۱۱۰)تواضع نشانه شعور بالای شخص.
چنان از ازدواج و طلاق حرف می زنند انگار یکی لباس خریده و چون خوشش نیامده برده پس داده. ( همان،ص ۱۲۲)
ساده بیان نکردن طلاق به علت این که قبح آن از بین می رود و شیوع پیدا می کند.
به خودم گفتم خواندن نامه های دیگران حتی نامه ی بچه ام کار زشتی است. ( همان،ص ۹۰-۱۸۸)
رعایت حریم دیگران از سر ادب
شب قبل از عروسی تا خواسته بودم حرف مادر و تنهایی اش را بعد از رفتن آلیس پیش بکشم. آرتوش که داشت شلوار توی گنجه آویزان می کرد گفته بود مادر از کی می آید پیش ما؟( همان،ص ۲۹۱)
فهم بالا به منظور قبول زندگی با مادر پیر و تنهای همسرم
گاهی از کسی کمک خواستن کسر شأن نیست. (همان،ص ۶۶)
غروری که منجر به کمک نگرفتن از کسی می شود حاصل متکی بودن به خود است.
ببخشید غلط کردم نامزدم گفت اگر دستبند طلا نخرم نامزدی بی نامزدی. (همان،ص ۱۶۲)تهدید منجر به اشتباه یک آدم سست ایمان و ضعیف النفس
خانه جهیزیه اش بود. (همان،ص ۱۹۶)
جهیزیه بزرگ مثل خانه نشان دهنده مرفه بودن خانواده عروس و به منظور یادگاری
جهاز: آنچه از اثاث و ملک که عروس به خانه داماد ببرد. (لغت نامه دهخدا، ص۷۹۲۱)
هر فصل سال و هر سالِ زندگی لطف ها و دل مشغولی ها داشت زمستان ها هیزم سوز اتاق ها را روشن می کردند و … (همان،ص ۱۹۸)
دل مشغولی های خاص آن زمان به منظور گذراندن ایام در هرفصل به مقتضای خودش
راه بیا و این قدر غر نزن. دو مثقال برف و شلاب آدم نکشته. (همان،ص ۳۸)
نازک نارنجی شدن به خاطر استفاده از اتومبیل
پشت دامنت کثیف شده.. کثیف نیست. روپوشم داره نخ نما میشه… ما هر شب روی زمین رختخواب پهن می کنیم… (همان،ص ۲۵۶)
تفاوت با سایر بچه ها به علت فقر
کارمند خدمات انگار شوخیش گرفته. گفتم آدم بفرستند حیاط را تمیز کنند، زد زیر خنده که تا ظهر نشده تمیز شده و گوشی را گذاشت. ( همان،ص ۲۴۱)
تمیز شدن ملخ بدون نیاز به خدماتی برای این بود که عرب های ملخ دوست خودشان می آمدند و جمع می کردند. عرب ملخ خور
خانم مهندس امرو کم از عروسی نی. به پسرا گفتم اول می ریم طرف خانم مهندس، انصاف داره، راضی نمی شه از ما بدبخت بیچاره ها زیاد بگیره. ( همان،ص ۲۴۱)
شادی زن عرب به خاطر جمع کردن آن همه ملخ
پسر گفت ننه ام توی گلخونه کاشته، دمپای دختر گیر کرد به قلوه سنگ کنار حوض وسط باغ که ما سر جاده بفروشیم. (همان،ص ۷۴)
کارکردن کودکان برای کسب درآمد و نشانه فقر و نداشتن سرپرست.
این بهترین لحظه روزش بود. لحظه ای که نقطه ای سیاه و کوچک مجموعه آشنا و مأنوس دنیای کوچکش را کامل می کرد. دیگر از لکه بزرگ نور نمی ترسید. (همان،ص ۲۲)

برای دانلود فایل متن کامل پایان نامه به سایت 40y.ir مراجعه نمایید.