نوامبر 27, 2020

سیمای جامعه در آثار زویا پیرزاد- قسمت ۴۷

سوغاتی
برای کارمندهای شرکت سوغاتی خرید. برای مردها یکی یک کروات، برای زنها تی شرت های رنگارنگ با نقش برج ایفل… (همان،ص ۱۶۸)
سوغات به قصد ابراز علاقه
آرزو گفت از جاده رشت برگردیم. فقط سرراه کلوچه بخریم. خندید. نصرت جون جون عاشق کلوچه است. (همان،ص ۸۶)
دم رفتنی ساز دهنی اش را بخشیده بود به آقای کمالی. (همان،ص ۱۸۰)
یادگاری دادن به منظور قدردانی از همزبانی و همدلی
مراسم کلیسا در یکشنبه ها.
یکشنبه ها با ما به کلیسا می آمد و درست مثل خود مادربزرگ چشمها را محکم می بست و زانو می زد و صلیب می کشید و همه سرودهای مذهبی را از حفظ می خواند. (همان،ص ۲۴۵)
از خودش پرسید برای چی آمدم؟ هر بار با خواستی ملموس و مرسوم آمده بود. (همان،ص ۲۱۹)زیارت رفتن به منظور گره گشایی و گرفتن حاجت.
صبح روز بعد مستأجر برای دیدن آمد. (همان،ص ۲۲۰)
دیدن زائر به منظور به جا آوردن رسم
خانم از روی میزگرد کنار راحتی تسبیحی برداشت و بسته ای کوچک یادگار ناقابلی برای شما زعفران هم برای آشپزخانه جدید. (همان،ص ۱-۲۲۰)
سوغاتی دادن به عنوان رسم و به نیت شگون و برکت.
روز همه مردگان
در روز همه مردگان، سر این قبر بی نام و نشان هم مثل همه قبرهای حیاط پشتی،کُندر دود می کردند. (همان،ص ۲۳۹)
سال پیش که دختر یکی از اقوام با یک انگلیسی ازدواج کرد، مادر بزرگ و عمه تا به دنیا آمدن اولین دخترشان به دیدنشان نرفتند. (سه کتاب،،ص ۲۶۶)
نپذیرفتن غیر ارمنی و بیگانه به خانواده نشانه میهن دوستی و مذهب پرستی
عکسی از قدیسین یا تسبیح های رنگارنگ یا صلیب های کوچک طلایی و نقره ای به او می داد. (همان،ص ۲۶۷)
دادن هدیه مذهبی به منظور ترغیب و تشویق
سفره امام حسن انداختن
فردا منزل ملک خانم دعوتم. سفره امام حسن انداخته همه چیز سبز… (همان،ص ۶۱)
مراسم بعد از چهلم
روزی که پدر مُرد باران می بارید و روزی که بعد از چهلم پدر با نعیم به بنگاه آمد باز باران می بارید. زیر باران ایستاد تا نعیم دو قفل بزرگ در مغازه را باز کرد. کاسب های محل روی کرکره بنگاه پارچه سیاه زده بودند و تسلیت نوشته بودند. (همان،ص ۱۱۰)
کجا با هم آشنا شدند؟… آیه تند دست پس کشید و به مادر بزرگ گفت توی اینترنت… توی چت روم. ص۱۳۵ ازدواج اینترنتی – رسم جدید
چند وقت پیش زن و شوهری آمده بودند بنگاه آپارتمان هشتاد متریشان را بفروشند، آپارتمان چهل متری رهن کنند. می دانی چرا؟ … برای دخترشان خواستگار آمده و دختر پا توی یک کفش کرده که چون داماد گفته عروسی مفصل می گیرم، من باید جهیز مفصل ببرم و پدر و مادر پول ندارند و … ص۱۳۸ رسم جهیز مفصل دادن از هر قشر به پیروی از مد بدون در نظر داشتن طبقه اجتماعی
هدیه تولد
روز یکی از تولدهای مارتا مادرم صندوق چوبی را با همه گلدوزی ها به مارتا هدیه داد. (همان،ص ۲۷۹)
مارتا به هر مناسبتی به همه اهل محل… هدیه می داد. (همان،ص ۳۰۸)
هدیه به منظور برقراری ارتباط و انتقال محبت.
مارتا سال نو برای زن علی آقا و همه همسایه ها نازوک دستپخت خودش را می فرستاد: زن علی آقا عید نوروز برای ما نان نخودچی می آورد. (همان،ص ۳۰۹)
هدیه دادن و گرفتن به منظور تداوم ارتباط
یوپ برای دوقلوها دو تا عروسک آورده بود… آرمن با ضبط صوت دستی نو و براق که وارد اتاق شد همه تقریباً با هم گفتیم چه خوشگل… ( همان،ص ۲۶۸)
دادن هدیه به منظور یادگاری و نشان دهنده محبت شخص هدیه دهنده
برگشتم حیاط و دادم دست برقکار. خیره شد به جعبه. شکلات است؟ نگاهش برق زد. گفتم ببر برای عروس خانم. ( همان،ص ۱۰۱)
هدیه هر چند اندک و ناچیز به کسی نشانگر محبت هدیه دهنده است
طوطی را یکی از تولدهای آرزو نعیم و نصرت هدیه خریده بودند. (همان،ص ۲۱۳)
هدیه تولد به منظور ابراز علاقه و مهر و محبت سرشار
توی باغ کافه نادری نشسته بودیم. سنجاق سینه را گذاشتم روی میز و گفتم با من ازدواج می کنی؟ (همان،ص ۲۷۱)هدیه به منظور خواستگاری
مراسم خواستگاری

نوشته ای دیگر :   دسته بندی علمی - پژوهشی :سیمای جامعه در آثار زویا پیرزاد- قسمت ۲۲

برای دانلود متن کامل این فایل به سایت torsa.ir مراجعه نمایید.