ژانویه 15, 2021

تحقیق – سیمای جامعه در آثار زویا پیرزاد- قسمت ۴۶

به مدرسه نگاه کردم… از چند سال پیش شده کارگاه تریکو بافی. (همان،ص ۲۹۳)
تغییر کاربری به خاطر تغییر نیازها بر اثر گذر زمان
وقتی مرد بره زن بگیره سند و سال دخترش، بایدم پیه این هوا هوسا رو به تن بماله. (همان،ص ۱۹۰)
تفاوت سنی منجر به نامتعادل بودن خواسته ها
تازه فکر کن نمی دانم چرا قشقرق راه انداختی. چون تلفن کادو بود از کی و چراش به من مربوط نیست من مثل تو فضول کار مردم نیستم. (همان،ص ۴۸)
گستاخی فرزند نسبت به مادر به جهت راحت و بی دربایستی بودن و رعایت بزرگ و کوچکی نکردن.
زن دایی اختر که بعد از ماجرای باغ کرج دو پسر دوقلو زاییده بود به تاجی جون زن دوم جناب سرهنگ وخواهر زن دایی اختر که بعد از مرگ جناب سرهنگ با خاله پری زندگی می کرد. (همان،ص ۱۰۸)
سازش و کنار آمدن با مشکلات در نسل های گذشته به خاطر مذموم دانستن طلاق بسیار بیشتر از زمان کنونی.
صدای زنگوله شترها که می آمد می فهمیدیم بار آورده اند. گردو و کشمش و برنج و بُنشن… زیر زمین ها را برای زمستان پر می کردند. (همان،ص ۳۳)
ذخیره آذوغه در زیرزمین ها به منظور نگهداری مواد غذایی لازم تا سال بعد.
زیرزمین ها را برای زمستان پر می کردند. یاسمن می گوید قول دادید زیرزمین را برای من درست کنید. (همان،ص ۳۳)
فکر کرد که اگر به زن دایی… تاجی جون… با خاله پری زندگی می کرد و به خود خاله پری بگوید می خواهد از فرامرز جدا شود. چون فرامرز اگر پیراهن سفیدش … با پیراهن های
رنگیش… در هم درکمد آویزان شود غوغا به پا می کند. سه پیرزن چه می گویند؟(همان،ص ۱۰۸)جدایی سر مسایل کوچک در نسل کنونی به خاطر کم تحملی و ریخته شدن قبح طلاق
پیآمد مرگ ادامه یافت. شام و ناهارها ساده تر شد و وظایف ابراهیم بیشتر. حالا خانم هم پا به پای ابراهیم کار می کرد. (همان،ص ۲۰۵)
تغییر شرایط زندگی به خاطر مرگ خدمتکار و کم شدن نیروی زحمتکش
مغازه کودفروشی و همه خانه ها و مغازه های اطرافش را خراب کرده بودند برای ساختن بزرگراهی که قرار بود از وسط محله بگذرد. (همان،ص ۲۰۵)
تغییر شهر به جهت تغییر کاربری
لوله کشی خانه را عوض کرد و آبگرمکن خرید و سیفون گذاشت. ماشین رختشویی و جاروبرقی را روزی بی خبر شازده به خانه آورد. (همان،ص ۲۰۵)
تغییرات خانه و وسایل به خاطر پیشرفت امکانات
از توضیح هایش خانم همین قدر فهمید که باید نشانها را سر به نیست کنند. (همان،ص ۲۰۶)
تغییر اوضاع درونی خانه و بیرونی(شهر) نشانگر عوض شدن خیلی از مسایل اساسی در سطح کلان.
مادرم می گفت خدا را شکر کن مجبور نیستی با چوبک و آب سرد رخت چنگ بزنی، زمان ما… (همان،ص ۷۷)
سالروز مرگ پدر بود و تازه از کلیسا برگشته بودیم. ( همان،ص ۳۳)
عید پاک و روزه داری
آلیس و مادر با هم بحث می کردند که سال آینده روزه ی بزرگ عید پاک از کی شروع میشود و روزه ی کوچک از کی. ( همان،ص ۳۷)
مراسم ۲۴اوریل
قبل از خداحافظی گفت راستی، امسال هم برای ۲۴ آوریل مراسم دارید؟ ( همان،ص ۱۱۰)
ازدواج فامیلی
می دانم توی ارمنی ها رسم نیست، ولی بین ما ازدواج فامیلی بد که نیست هیچ، به قول قدیمی ها ثواب هم دارد. حتماً عقد دختر عمو پسر عمو توی آسمان را شنیدید؟ ( همان،ص ۱۹۵)
آداب رفتن به کلیسا
از روی میز نزدیک در روسری برداشتم و سر کردم. صلیب کشیدم… زانو زدم. صلیب کشیدم. چشم ها را بستم و خواندم: ای پدر ما که در آسمانی، نام تو مقدس باد…ص۲-۲۲۱ مراسم کلیسا
دو هفته داریم تا جشن آخر سال. ( همان،ص ۲۵۴)
پاگشا
سال دوم ازدواج با پاگشاها شروع شد. (همان،ص ۱۹۷)
کتاب شهر… شعر عاشقانه… هدیه ست… برای سالگرد ازدواجم. (همان،ص ۹۶)
هدیه دادن نشانگر علاقه به همسر و حفظ زندگی
خرمالوها که می رسید پیشکش های خانم را برای همسایه ها و اقوام می برد، در سبدهای کوچک سیاه که از طرقبه می آمد و خانم تویشان گلدوزی های رنگارنگش را می انداخت. (همان،ص ۲۰۰)
جعبه های نان نخودچی و قطاب را گذاشت روی صندلی عقب. وقت خداحافظی مادر تهمینه گفته بود. قابل شما را ندارد. برای پای هفت سین. (همان،ص ۲۰۳)
پیشکش به رسم ادب و تشکر

برای دانلود فایل متن کامل پایان نامه به سایت 40y.ir مراجعه نمایید.