نوامبر 24, 2020

سیمای جامعه در آثار زویا پیرزاد- قسمت ۴۵

مرموز بودن به منظور پنهان کردن چهره واقعی اش(اداواطوار دلبری)
سیزده چهارده ساله که بود… شماره تلفن یکی از آشناها یا قوم و خویش ها را می گرفتند. (همان،ص ۱۰۷)
مشکل آفرینی از سر بچگی
دلمه ی تو خیلی خوشمزه تر از دلمه عمه شاکرست… گفت برو، ولی زود برگرد. (همان،ص ۲۴۲)
پیدا کردن نقطه ضعف باعث سوء استفاه و باج گیری از طرف
یکی به من بگوید چه گناهی کردم دختر آقای مدیر شدم؟ کاش دختر آقا مارگا بودم! (همان،ص ۳۱۸)
حاضر جوابی به منظور از زیر کار در رفتن.
من که ازش نخواسته بودم، چرا مجبورم تشکر کنم؟ (همان،ص ۲۶۶)
گستاخی در دوران کودکی نشانه زبان درازی
مبارک ها. دست از روی دستگیره برداشت لبخند کجی زد. (همان،ص ۵۳)
تبریک گفتن به منظور فهماندن مطلب به کسی.
پرید جلو کشو را باز کرد و بسته تلفن همراه را بیرون کشید. اوهوووو این از کجا رسیده؟ (همان،ص ۴۶)
کنجکاوی از روی صمیمیت..
پیراهن سفیدش از شلوار زده بود بیرون و سه دکمه بالا باز بود. لابد با یکی دست به یقه شده بود. ( همان،ص ۹)
سر به هوا بودن و شیطنت مربوط به نوجوانی.
تا دست دراز کردم گونه اش را نوازش کنم، تند سرش را عقب کشید. نکن موهام خراب شد. ( همان،ص ۱۱)
پس زدن نوازش مادر ناشی از حس به وجود آمده در نوجوانی که دیگر بزرگ شده ام.
آرمن از پشت میز بلند شد و صندلی را برای امیلی عقب کشید. ( همان،ص ۱۲)
رعایت آداب از سر علاقه
ازدواج کرده؟… نه… بچه؟… نه. چه عالی. چی چه عالی؟ بی سر خر حال می کنید. آرزو از توی آینه چشم غره رفت. امل بازی نداریم، آژو خانم. (همان،ص ۷-۱۲۶)
بی رودربایستی بودن فرزند نسبت به مادر، تغییر فرهنگی جامعه است.
سلام! اسم من یلداست. ولی از همین الان بگم این اسم راست راستکی من نیست چرا؟ چون این مامانم به همه کار من کار داره و مدام آمار می گیره و … (سه کتاب،،ص ۷۰-۱۶۹)
پنهان کاری به منظور درد دل کردن راحت با مخاطبین هم سن و سال و همدرد خودش.
از شب مهمانی مادری عاشق این آهنگ ژاک برل شدم. دست انداخت دور گرتن آرزو مال جوانی های شماهاست، نه؟ چانه گذاشت روی شانه های مادرش. استثنائاً جواد نیست. به خصوص شعرش. (همان،ص ۶-۴۵)
تفاوت دو نسل ریشه در تغییر سریع و امکانات اجتماعی و پیشرفت های فرهنگی.
مامان خانم گمانش هنووز زمان شماهاست که بچه ها جلو بزرگ تر ها دست به سینه بایستند یا چون مامان خانم کارفرما هستند اجازه دارند هر چی دلشان خواست بار کارمندشان کنند. (همان،ص ۴۸)
تفاوت دو نسل از لحاظ فرهنگ و تربیت و رفتار.
تا روزی که ملوک خانم با کیسه نایلونی منگنه شده پر از پولکی آمد و مژده آورد که نزدیک خانه جدیدش مغازه ای باز شده که سوغات همه جا را دارد. (همان،ص ۲۱۲)
تغییرات عجیب به علت متمدن شدن شهر
پسر دوازده ساله بچه ست؟ من که دوازده سالم بود، زمین و زمان را به هم می دوختم! (همان،ص ۲۵۲)
زرنگ و قوی بار آمدن و یا بی دست و پا بودن مربوط به تفاوت نسل ها
سر ناهار آلنوش گفت من و بهزاد تصمیم گرفتیم ازدواج کنیم. درست مثل این که سر عقد کسی به کسی بگوید نمکدان را بده. (همان،ص ۲۶۴)
خودسرانه تصمیم گرفتن در مورد ازدواج ناشی از تحولات کنونی تفقاوت نسل ها
بهزاد گفت من فقط به یک چیز تعصب دارم، تعصب نداشتن! (همان،ص ۲۸۰)
رهایی از قیود به منظور زندگی بی دغدغه در کنار هم (به عنوان انسان از هر ملیت و قوم و مذهب)
با شخص مسأله ندارید! با یک مشت فکر و عادت و رسم و رسوم متحجر مسأله دارید! (همان،ص ۲۸۴)
قبول نداشتن افکار و رسوم قدیمی به خاطر تفاوت نگرش نسل ها
زن جوان گفت نه مادر. بعد بی حوصله جا به جا شد و غر زد تو چه می فهمی؟( همان،ص ۷۸)
برخورد نادرست و گفتار ناشایست جوان به پیر از روی بی احترامی.

نوشته ای دیگر :   بررسی تطبیقی مفهوم ارتباطی دعوت در قرآن کریم با مفهوم انتقال در اندیشه ...

برای دانلود فایل متن کامل پایان نامه به سایت 40y.ir مراجعه نمایید.