ژانویه 23, 2021

سامانه پژوهشی – سیمای جامعه در آثار زویا پیرزاد- قسمت ۴۲

از آلیس می شنویم که دیروز هفت تا کوسه زده آوردند بیمارستان… من و آرتوش نچ نچ می کنیم و بعد از سکوت کوتاهی که فکر می کنیم برای مرگ یا از دست دادن عضوی از بدن مناسب و کافی است، حواسمان را می دهیم به بچه های خودمان… ( همان،ص ۲۵۲)راحت گذشتن از کنار مسایل تلخ زندگی به خاطر تکراری شدنش، به خاطر این که کاری از دستمان بر نمی آید و چون توجه بیش از حد به آن یعنی تعطیل و توقف زندگی خودمان.
دورانی که آقای کمالی زود می رفت خانه یا سهیلا خانم زیاد می آمد مغازه تمام شده بود. (همان،ص ۱۸۹)
تغییر زندگی به روال سابق به خاطر هوایی شدن زن.
گفت اگر ترانه کارمند خودش بود اخراجش می کرد و چند بار تکرار کرد که تحمل چنین اشتباهاتی را ندارد. نه از کارمندش نه از همسر آینده اش. (همان،ص ۵۰-۱۴۹)
سختگیری به علت منضبط بودن و وسواس خود در کار.
با خودش می گفت خوش به حال مینوش که موهای صاف به این قشنگی دارد و … مینوش درست را آورد جلو کشید به موهای ترانه و گفت وای چه موهایی! کاش موهای من هم فر داشت. (سه کتاب،،ص ۱۴۷)
نارضایتی از خود به علت علاقه آدمی به آنچه ندارد.
میگه دختر ما چی از دختر مردم کم داره؟ منظورش دختر داداششه. (همان،ص ۱۸۱)
چشم وهم چشمی به منظور کم نیاوردن از یکدیگر
می روم دستور شکلات تازه آورده. ( همان،ص ۲۹)
استفاده از کلمات انگلیسی شاید از سر عادت یا پرستیژ
باز گیردادی به بچه ها؟ توی آبادان کسی را پیدا می کنی که نگوید هلو؟ خودت هم مدام انگلیسی می پرانی. ( همان،ص ۷۱)
استفاده از لغات انگلیسی به طرز متداول
به کازاریان گفتم استاد، چشم هام را آبی بکشید. با رنگ آمیزی اتاقم جور باشد… آبی و طلایی، رنگ های سلطنتی. (همان،ص ۳۰)
تجمل گرایی به منظور بزرگ و اصیل نشان دادن خود.
داشت از عروسی دخترش تعریف می کرد در لس آنجلس هم ارکستر ساز و ضربی داشتیم هم ارکستر فرنگی. همه خرج پای داماد. ما هم البته کم نگذاشتیم. سرعقد به داماد رولکس تمام طلا دادیم و … (همان،ص ۳۲)
فخر فروشی به منظور بالاتر نشان دادن خود به دیگران.
مهمان ها کمابیش همان هایی بودند که آرزو از خیلی سال پیش هر پنجشنبه اول ماه در خانه شان می دید. (همان،ص ۳۱)
مهمانی های مکرر و همیشگی به منظور خودنمایی و راه انداختن سالن مد و مسابقه ی برتری.
حمید و مادر اگر بودند انبار ترک و هلندشان خالی شده بود. ماه منیر که اهل مشروب نیست. حمید هم نبود و نیست ولی … (همان،ص ۷۸)
مهیا کردن همه چیز، چه نایاب چه آنچه خود میزبان هیچ علاقه ای به آن ندارد نشان دهنده مهمان بازی و جلب رضایت مدعوین و کم نیاوردن از کسی.
چند وقت پیش زن و شوهری آمده بودند بنگاه آپارتمان هشتاد متریشان را بفروشند. آپارتمان چهل متری رهن کنند. می دانی چرا؟ برای دخترشان خواستگار آمده و دختر پا توی یک کفش کرده که چون داماد گفته عروسی مفصل می گیرم، من باید جهیز مفصل ببرم و پدر و مادر پول ندارند و … (همان،ص ۱۳۸)
تجمل گرایی به خاطر کم نیاوردن از دیگران
زن سرایدار چی گفته؟ اول گریه کرده، بعد گفته خجالت بکش، جای پدرم هستی! (همان،ص ۲۳۴)در معرض سوء استفاده بودن به خاطر بی پناهی و بی پولی
نصرت گفت چشم بازار کور کرده با این خرید کردن. زبانت میخچه در می آورد بگی هویج ریز بده؟ ص۲۴۱
غر زدن به منظور تهیه جنس بهتر.
از من بپرسی عروسی باید گرفت. هر چه مفصل تر بهتر. هم آبروداری ست هم مرد هر چه بیشتر خرج زن کند، بیشتر قدرش را می داند. (همان،ص ۱۳۹)
علاقه به تجملات و عقاید این چنینی رواج یافته در آن دوران
زن جوانی با لب های کلفت از فروشنده پرسید مایو دارید؟ روی دماغش چند ردیف چسب زخم بندی بعد از عمل بود. ماه منیر با آرنج زد به آرزو و با نگاه به لب های زن اشاره کرد و یواش گفت کلاژن (همان،ص ۱۴۳)
تبدیل مراکز خرید به سالن مُد به منظور خودنمایی و جلوه گری
مشکل پسندی به منظور تک بودن و خاص به نظر آمدن
آرزو…مرجان لباس انتخاب کرد؟آیهخندید.انتخاب کرد؟شوخی میکنی.گمانم بعد ارز رفتن ما آمبولانس خبر کردند . برای خانم خیاط،ص۱۸۸
مرجان اسم غذاها را گفت که یادم نماند. لابد همان چیزهای همیشگی از به قول نعیم نازیلیا- توضیح داد – یعنی لازانیا گرفته تا شیرین پلو و باقالی پلو و از این بره های دسته جعفری توی دهن. دو دسته پیشخدمت دارند… (همان،ص ۲۱۶)
ریخت و پاش در عروسی به منظور منحصر به فرد بودن، تجمل گرایی، چشم و هم چشمی و به مد رفتار کردن.
شوهرش اینجا بساز و بفروش بود. چند سال پیش مهاجرت کردند. از خودش بپرسی شوهرش آن طرف ها دفتر مهندسی باز کرده ولی یکی از مشتری ها می گفت توی خوار بارفروشی کار می کند. (همان،ص ۴۰-۲۳۹)
در مهاجرت به خارج از کشور به منظور بالا نشان دادن سطح مالی خود ولی در اصل: آواز دهل شنیدن از دور خوش است.
ازدواج که کرد، ماه منیر کتاب های آرزو را از اتاقش آورد چید توی قفسه ها. بعد جای خالی مانده را متر کرد و از کتاب فروشی های جلوی دانشگاه به همان اندازه کتاب طلاکوب خرید با عطف آبی. (همان،ص ۲۴۴)
دید غیر فرهنگی به کتاب به منظور به وجود آوردن منظره و نمایی اشرافی و شیک.
ماه منیر وقت چیدن کتاب ها به نعیم گفته بود جلد اینها قشنگ نیست بچین پایین دید نداشته باشند. (همان،ص ۲۴۴)

برای دانلود متن کامل این فایل به سایت torsa.ir مراجعه نمایید.