ژانویه 18, 2021

جستجوی مقالات فارسی – سیمای جامعه در آثار زویا پیرزاد- قسمت ۴۱

همدردی با آشنایان و فرد داغدیده نشان محبت
اولین بار که نصرت را دید کلاس اول دبستان بود و شنید پدر به ماه منیر گفت هم ولایتی صاحب سنگکی نزدیک بنگاه است. بچه اش نشده، شوهر طلاقش داده، فک و فامیل ندارد. بماند توی خانه کار کند هم کمک شماست هم ثواب می بریم. (همان،ص ۵۵)
دلسوزی با هدف کمک و حمایت.
رفت طرف یکی از دخترهای کارمند و دست برد توی جیب پالتو و بسته کوچک را در آورد کرد توی جیب مانتوی دختر جوان. مبارک ها عروس خانم. (همان،ص ۶۵)
نوعدوستی نشانه احساس سرشار انسانی
چون دارم فکر می کنم برای مادری که یک بچه اش شهید شده و یکی اعدام و یکی معتاد، از دست من چه کاری ساخته ست؟ (همان،ص ۹۳)
همدردی و دلسوزی و کمک به دیگران بیانگر احساس شدید انسان دوستانه.
رنگ برادر تهمینه هنوز پریده بود ولی نمی لرزید. انگار درس سختی پس داده باشد نفس بلندی کشید. (همان،ص ۱۱۶)تخلیه روحی به منظور آرامش و راحت شدن.
گمانم یکهو حس کردم از مریضی آدمها پول درآوردن را دوست ندارم. (همان،ص ۱۱۸)
لطافت درون که موجب تغییر مسیر زندگی می شود.
دخترک مثل خرگوشی که دنبالش کرده باشند از آشپزخانه بیرون دوید. ( همان،ص ۱۵)
ترس دخترک ناشی از سختگیری مادربزرگش.
هر بار مادر سر زیاد خوردن به آلیس نق می زد، خواهرم اگر حالش خوب بود با شوخی و مسخره بازی سروته قضیه را هم می آورد و اگر مثل این روزها حالش بد بود داد و فریاد راه می انداخت. ( همان،ص ۶-۳۵)
مارتا گفت ادموند، خواهش می کنم باهاش حرف بزن خواهش می کنم! برای مرگ مادر بزرگ هم به این تلخی گریه نکرده بود. (همان،ص۶- ۲۶۶)
اهمیت موضوع به منظور منصرف کردن
آخر سر… مامانم از شرکت که توش کار می کرد استعفا داد و تصمیم گرفت بنگاه بابابزرگم را اداره کنه. با طلبکارها هم حرف زد طلب هاشون رو قسطی بگیرند. (همان،ص ۱۸۷)
بزرگواری و مروت به خاطر آبروداری خانواده و خم به ابروی مادر نیامدن.
آخر شب خانم چقلی گلبانو را به شازده می کرد. (همان،ص ۲۰۲)
چقلی کردن به منظور تخلیه روحی خود و به دست آوردن حامی
به خود که می آمدم و چشمم به طاهره می افتاد می دیدم جدی و عبوس دعا می خواند یا به موعظه کشیش گوش می کند. (همان،ص ۲۴۵)
احترام به مذاهب دیگر نشانه درک کامل دین.
گفتم راستی، عروستان گچ دستش را باز کرد؟(همان،ص ۳۰۵)
مقابله به مثل به منظور تنبیه افراد متجسس و کنجکاو در مسایل خصوصی دیگران.
بعد برای هزارمین بار توی گوش آرمن خواندم که پنهان کردن اسباب بازی های دوقلوها اصلاً کار بامزه ای نیست و … نباید به خواهرش بگوید خنگ خدا. ( همان،ص ۱۸)تذکر مادر به فرزندش جهت تکرار نکردن اشتباهش.
سال بود فهمده بودم آرتوش با مقصر شمردن هر کسی که اتفاقی برایش می افتد محبتش را نشان می دهد. ( همان،ص ۱۰۷)
غرولند و مقصر دانستن شیوه ای خاص برای نشان دادن محبت.
پولی را که از صاحب ملک گرفتی ماه به ماه از حقوقت کم می کنم. امسال عیدی بی عیدی. موافقی بمان، مثل آدم کار کن موافق نیستی به سلامت. (همان،ص ۱۶۳)
جریمه جهت تنبیه و جلوگیری از اشتباه دوباره
خوب گوش کن این بار بیرونت نمی کنم. ولی وای به روزگارت اگر باز بفهمم زیرآبی رفتی. مطمئن باش می فهمم. (همان،ص ۱۶۳)
اخطار به منظور جلوگیری از اتفاق احتمالی بعدی
خانم ف بافتنی های رنگارنگ می بافت و می فروخت. (همان،ص ۴۳)
کار کردن زن در خانه و کسب درآمد حاصل از آن به منظور سرگرمی.
مدیر مدرسه رفتن به قبرستان را برای بچه ممنوع کرده بود و حرف آقای مدیر برای ما بلندترین و محکم ترین حصارها بود. (همان،ص ۲۷۷)
اهمیت دادن به حرف مدیر به علت تربیت صحیح بچه ها و سر به راه بودنشان که البته امروز کمرنگ شده است
یاد خاله پری افتاد که در مجلس ختم جناب سرهنگ، زبان می گرفت و یک جمله در میان می گفت دیگه اشکی برام نمونده… سی سال تموم شب و روز اشکمو در آورده بسه دیگه! (همان،ص ۱۱۳)
بی تفاوتی نسبت به مرگ نزدیکان به علت اذیت های طولانی مدت دوران زندگی شان.
موضوع را عوض کردم. حال سوفی و گارنیک را پرسیدم… ( همان،ص ۸۲)عوض کردن بحث، راه حل مناسبی جهت فرار از موضوع ناخوشایند مورد بحث می باشد.
دستمال را کشیدم به چشم هایم و گفتم ببخشید نمی دانم چی شد دست گذاشت روی دستم. حرف نزد تا سر بلند کردم و نگاهش کردم بعد گفت چه موهای قشنگی دارید. کاش موهای من هم صاف بود… ( همان،ص ۱۹۳)
عوض کردن حرف و دلداری دادن نشان هنر و مهارت برقراری ارتباط تا شخص مقابل معذب نشود و اوضاع برای ادامه کار مهیا شود.

منبع فایل کامل این پایان نامه این سایت pipaf.ir است