نوامبر 25, 2020

سیمای جامعه در آثار زویا پیرزاد- قسمت ۴۰

روی برانکار سر زنی می چرخد و به پنجره رو به رو نگاه می کند. پشت پنجره زن با دو دست دهان نیمه بازش را می پوشاند. (همان،ص ۱۶-۱۷)
تعجب به منظور نگرانی از روی بیکاری
مادر بزرگ… جایی را که می خواست بنشیند گردگیری می کرد… پس چرا منزل خودش از این کارها نمی کنه؟ (همان،ص ۲۳۶)
وسواسی برخورد کردن مادر شوهر در خانه عروس به منظور تمیز و منظم ندانستن عروس
سرم را که بلند کردم نگاه به نگاه مادر شدم. یک آن انگار دستپاچه شد. (همان،ص ۲۶۲)
دستپاچگی نشانه مرتکب شدن اشتباه
خاله ام گفت واقعاً که همچین زنی طرفداری کردن هم داره! (همان،ص ۲۶۳)
قضاوت نادرست به علت حسادت و شناخت کافی نداشتن از افراد.
حس کردم دارم سرخ می شوم. از این که گفته بود تو، یا چون عادت نداشتم کسی از کارهایم تعریف کند؟ ( همان،ص ۱۰۳)
شرم داشتن در برخورد با غریبه ای که مانند فردی نزدیک به تو حرف می زند نشانه ی وقار طرف مقابل است.
چهلم پسر نشده زنِ حاجی خودش را آتش زد و مُرد و حاجی دو ماه بعد زن گرفت… و من دیگر از حاجی نان لواش نخریدم. ( همان،ص ۱۸۰)
حس تنفر به این علت که همسر اختیار کردن سریع مرد زن مرده در فرهنگ و جامعه ما ناخوشایند است.
چرا نصف پلو را ریختی روی میز؟( همان،ص ۲۰۹)
دستپاچه شدن به خاطر بیگانه بودن با ارتباط با مرد غریبه و مردد بودن در مورد درستی این کار.
مادر حمید و حسام خواهر بزرگتر ماه منیر بود و در جوانی قابله بود و بعد از مرگ در صحبتهای ماه منیر شده بود: خواهر نازنینم، خانم دکتر. (همان،ص ۳۲)
عوض کردن اسم و عنوان و بزرگنمایی پس از مرگ از کارهای موسوم ایرانی ها
شوخی نمی کنم. تا حالا ندیدم گریه کنی. (همان،ص ۸۰)
خوددار بودن به منظور حفظ آرامش در مورد چیزی که از کنترل آدمی خارج است و ناراحت نکردن اطرافیان.
در ضمن خاطره های خانم گریگوریان قصه نیست… (همان،ص ۲۳۸)
تعصب با هدف میهن دوستی و ارادت به دوست صمیمی
از وقتی که ازدواجش با یوپ قطعی شده بود وقت حرف زدن به صورتم نگاه نمی کرد یا – هر چند قدش از من کوتاه تر بود- جوری حرف می زد انگار دارد از بالا نگاهم می کند. ( همان،ص ۲۶۵)
تغییر نگاه یا رفتار در بعضی افراد به این علت که ازدواج اعتماد به نفسشان را بالا می برد شاید حس می کنند بدین وسیله بزرگ شده اند و مستقل و جایگاهشان تغییر کرده است.
بیخود به مردم تهمت نزن. ما که نمی دانیم چی شده؟ به هر حال به ما مربوط نیست، ولی… طفلک ویولت. ( همان،ص ۲۸۷)
تغییر رویه در اظهار نظر کردن و حرف زدن در مورد مردم به خاطر ازدواج و سرگرم زندگی خود شدن.
یادم آمد بپرسم آمده بودید مراسم ۲۴ آوریل؟ گفت آمده بود و با تعجب که پرسیدم چرا؟ با تعجب گفت چرا که نه؟ فاجعه فاجعه است، مسلمان و ارمنی ندارد. ( همان،ص ۱۹۸)
نوعدوستی نشان دهنده نگرش بالای شخص به نوع بشر و نه تعصب خشک به مذهب و قوم خاصی
خدا را خوش نمی آید حالا که دخترش مدرسه رو شده. چون ارمنی نیست آن طرف شهر مدرسه برود. (همان،ص ۲۴۳)
محروم نکردن اقلیت از مکان های عمومی به منظور انسان دوستی و در نظر گرفتن رضای خدا
بچه و بزرگ نداره هر کسی باید بدونه چه بلایی سر قومش آمده . (همان،ص ۲۵۸)
لزوم دانستن تاریخ و گذشته به علت قدر دانستن داشته ها و آرامش امروزی.
از اولین برخورد با هم دوست شده بودند. از این صمیمیت تعجب کردم. تقریباً در هیچ چیز هم عقیده نبودند. (همان،ص ۲۷۰)
دوستی در عین تضاد سلیقه ای نشان پاکدلی
خانم ماداتیان از کیف سیاه دستمالی درآورد. توی تالار هیچ کس خودش را باد نمی زد. ( همان،ص ۱۳۴)
متأثر شدن به جهت مرور خاطرات تلخ و آزار دهنده گذشته.
بسته دستمال کاغذی دست به دست گشت و خالی شد. ( همان،ص ۱۳۵)
تأسف و تأثر به خاطر دردی مشترک.
بچه اش مریض بود. به آلیس گفتم توی بیمارستان… ( همان،ص ۱۷۳)
کمک به دیگران نشانه انسان دوستی (بنی آدم اعضای یکدیگرند)
چند سال پیش که پسرش توسط شط غرق شد، رفتم دیدن زنش که حاجی می گفت از غصه داره دق می کنه. ( همان،ص ۱۸۰)

نوشته ای دیگر :   بررسی تأثیر شبکه های اجتماعی مجازی بر هویت جمعی مطالعه دانشجویان ...