ژانویه 19, 2021

پژوهش دانشگاهی – سیمای جامعه در آثار زویا پیرزاد- قسمت ۳۴

محبت و وفای خدمتکار به کسی که برایش کار می کند از روی قدردانی که در این دوره از بین رفته و مخصوص همان دوره بوده است.
سهراب گفته بود زن بدون چروک زیر چشم مثل شراب یک ساله ست به درد نخور. (همان،ص ۱۴۲)
بیان امیدبخش به منظور اعتماد به نفس شخص را بالا بردن.
سهراب به احمقانه ترین مشکل ها با دقت گوش می کرد و راه حل پیشنهاد می کرد. (همان،ص ۱۷۱)
هنر خوب گوش دادن باعث ایجاد آرامش و راحت درد دل کردن شخص گوینده می شود.
به کار بستن ترفندی برای باز شدن دهان خاطی و گفتن مطلب
چند هفته خوابگاه دانشگاه بود. بعد آمد پیش خاله گارنیک یعنی مادر همین ویولت. راستش نخواستم خیلی با دانشجوها دمخور باشد. ( همان،ص ۱۲۰)
رد کردن خوابگاه دانشجویی به منظور جلوگیری از افتادن در مسیر سیاست و سیاست بازی.
مادر و دختر در روز فقط چند ساعت همدیگر را می بینند. (همان،ص ۷۱)
پرکار بودن مادر با هدف تأمین مخارج زندگی
مادرم بفهمه می گه: من از اول می دونستم. (همان،ص ۹۸)
روی برگشت به خانه پدری نداشتن به علت خودسرانه عمل کردن و بی توجهی به راهنمایی آنها. (آنچه جوان در آیه می بیند پیر در خشت خام)
اقلاً اونا اسمشون پر آب و تابه، قشنگه، کلاس لکه گیری املی نیست؟ (همان،ص ۱۰۱)
اهمیت اجتماع به اسم و عنوان دهن پر کن نشانه ظاهر گرایی و کم توجهی به اصل و محتوا
هشت نفر دیگه هم اسم نویسی کردم. فکر کنم توی آپارتمان جدیدت جا بیشتر داریم، می تونیم دو تا کلاس اضافه کنیم. (عادت میکنم ،ص ۱۰۴)
خود اشتغالی به منظور کمتر کردن فشار جدایی و ایجاد سرگرمی و درآمدزایی
روزی که گفته بودم می خواهم با آرتوش ازدواج کنم اولین سؤال مادر این بود که از ارمنی های کجاست؟ و تا گفتم داد زد چی؟ تبریزی از دماغ فیل افتاده؟ ( همان،ص ۲۷)تعصب نابجا و بی جهت روی مکان خاصیبه عنوان شرط ازدواج
مادرش که بمیرد جواهراتش می رسد به من… تنها اشکالش دختره ست. ولی گفتی بچه ی شری نیست. هیچ حوصله ی بچه داری ندارم ولی تو کمکم می کنی. ( همان،ص ۹۵)افکار غیر منطقی به علت سرسری نگاه کردن به موضوع ازدواج
مدلش را توی مجله دیدم. لباس یقه انگلیسی داشت و تا کمر شش تا دکمه می خورد. تهران را زیر پا گذاشتم تا پارچه اش را پیدا کردم… ده بار رفتم پُرو و آمدم و کلی پول خیاط دادم تا حاضر شد. ( همان،ص ۱۹۶)
شیک پوشی و به مد لباس پوشیدن از ملزومات زنان شاغل آن دوره و نشان شادابی فرد.(متجدد)
حرف های مادرت و شیرین را غرغره نکن. مهمانی رفتن و مهمانی دادن و جواهر خریدن هیچ کار بدی نیست. (همان،ص ۱۳۸)
الگوسازی به منظور پرورش نسل بعدی همانند خود.
ترانه از حقوق ماهانه خودش اجاره خانه را می داد و خرج خورد و خوراک. (همان،ص ۱۶۰)
بر عهده گرفتن مسایل مالی از طرف زن به منظور همراهی کردن همسر مورد علاقه.
موبایل که برای تلفن کردن نیست منیرجان، محض شیکی دست می گیریم. (همان،ص ۹)بی توجهی به موبایل از بی حوصلگی یا مشغله زیاد وگرنه کاربرد اصلی آن در مواقع اضطراری
خدابیامرز اسم بنگاه را کرد صارم و پسر. تو که به دنیا آمدی گفت فرقش چی؟ و اسم را عوض نکرد… تو هم که تابلو را عوض نکردی. نفس بلند کشید به قول خودش، فرقش چی؟(همان،ص ۳۵)
کار و فعالیت اجتماعی زنی تنها مانند مرد به خاطر تأمین خواسته و ولخرجی های مادر و دخترش و مسؤولیت دو خانه بر دوش داشتن.
زن گفت آره نیم وجبی بی خواب شده. رو به بچه تشر زد. بخواب! و پالتوی ماه منیر را گرفت. شب هایی که باید کار کنم مجبورم با خودم بیارمش. (همان،ص ۲۵۵)
شغل و کار بیرونی زن از سر احتیاج.
زن حامله حالش جا آمد و از راحتی که تویش ولو شده بود بلند شد. لبخند زد و گفت قربونتون برم. طوری نیست سرم گیج رفت. صندوقدار برگشت پشت میز. مرتیکه الاغ. بابای مریض و ننه غرغروش را آورده انداخت سر این بیچاره. هر روز توقع پلوخورش برای خودش داره و آش و کباب برای باباش. (همان،ص ۲۴۰)
پُرکاری و استراحت نداشتن زن در چنین شرایطی نشانه بی رحمی همسر.
آرزو نگاهی به برده ی سیاه پوست انداخت و زیر لب گفت تا آخر دنیا باید این چراغ بی ریخت را به دوش بکشی. آی می فهممت. (همان،ص ۱۴۴)
خسته از فشار زندگی و بار سنگین مسؤولیت، مردانه وار
مهناز و فرامرز توی آسانسور ساختمانی که محل کار هر دوشان بود با هم آشنا شدند. (همان،ص ۱۰۹)
آشنایی منجر به ازدواج بر اساس ظاهر
روتختی های چهل تکه را روی تخت ها مرتب کردم. روتختی ها را مادر با پارچه هایی که سال ها جمع کرده بود دوخته بود. ( همان،ص ۳۷)
کارهای هنری توسط زنان خانه دار انجام می شده جهت سرگرمی و صرفه جویی در هزینه های خانه.
لباس های جشن آخر سال دوقلوها را می دوختم. بهار حریر صورتی بود و تابستان کتان قرمز… ( همان،ص ۲۷۱)
آراسته بودن به هنر در خانه نشان کدبانو بودن و کامل بودن زن دارد در آن دوره.

دانلود متن کامل پایان نامه در سایت jemo.ir موجود است