ژانویه 15, 2021

دسترسی به منابع مقالات : سیمای جامعه در آثار زویا پیرزاد- قسمت ۳۰

طعنه زدن به منظور منصرف کردن فرد از کاری که می خواهد انجام بدهد.
فکر کردی عاشق تو شده؟… از کجا معلوم برای خاطر آیه نیست که …. (همان،ص ۲۴۸)
توهین و وصله چسباندن به دیگران به منظور خراب کردن شخص
تازه، با کی؟ آدم حسابی بود دلم نمی سوخت. دستگیره فروش دم میدان توپخانه . گیرم لقبی هم برای خودش جعل کرده. (همان،ص ۲۴۷)
تحقیر به خاطر خود برتربینی
مادر بزرگ و عمه که به ندرت حتی لبخند می زدند از ته دل خندیدند. (همان،ص ۲۴۱)
خوشحالی از تحقیر دیگران نشانه ذات پلید نفرت و حسادت.
پدرم یا مردهای دیگر می گفتند حیف این زن که نصیب این مردک تریاکی دیوانه شده. مادرم و زن های دیگر شب چشم نازک می کردند. (همان،ص ۲۴۶)
حسادت به خاطر خودخواهی و خودپسندی
فریاد مادرم را شنیدم. تماش تقصیر این زنکه. (همان،ص ۲۶۱)
تصور غلط از روی حسادت
حاضر جوابی از سر حواس جمعی زیاد.
خانم سیمونیان بلندتر گفت امیل! برگشت و از آشپزخانه بیرون رفت. ( همان،ص ۱۵۹)
ناراحت شدن به علت یادآوری خاطرات
ه بار شنیدم مامانم برای خاله شیرین تعریف می کرد، که من که به دنیا اومده بودم، بابام شب ها می رفته یه اتاق دیگه می خوابیده که از صدای زر زر من بیدار نشه. هر روز صبح هم غر می زده که تا صبح نخوابیدم. (همان،ص ۱۸۸)
خودخواهی موجب دور شدن و فاصله گرفتن اطرافیان
گفت پنجشنبه شب شام منتظرتان هستم… حتی نپرسید پنجشنبه شب برنامه ای داریم یا نه. ص۴۰
خود رأی یا خودخواه بودن افراد گاهی از روی عادت و یا چون همیشه به خاطر موقعیت خانوادگی و مالی دستور می داده و بالا دست حساب می شود.
تازه ازدواج کرده بود و حالا یادم آمد همان کسی بوده که آلیس برایش دست تکان داد و با زنش روبوسی کرد. با این ریخت و قیافه ازگل می بینی چه شوهری کرده؟( همان،ص ۷۹-۸۰)
دوگانگی رفتار با شخصی، پشت سر یک جور و جلو رویش جور دیگر ناشی از حسادت و دورویی است.
بعد با خنده به آرتوش گفت: «مهندس، باربر خوشگلی پیدا کردی». ( همان،ص ۱۵۱)
توهین به زن نشانه ی پایین بودن سطح فرهنگی شخص.
اوهو! مانیا و وازگن اینجا چه کار می کنند؟ پیاز هم شده قاطی میوه؟ ( همان،ص ۸۰)
بد حرف زدن نسبت به دیگران حاصل خودبرتر بینی افراد می باشد.
تصور نمی کردم از آن زن هایی باشید که مدام پای تلفن هستند. (عادت میکنم ،ص ۸۳)
دخالت در امور شخصی دیگران ناشی از خود بزرگ بینی و از بالا به همه نگاه کردن است.
بارها خودم کسانی را پیشنهاد کرده بودم اما خواهرم انگار لیوان زهر تعارفش کرده باشم اخم کرده بود که واااا؟ یعنی اینقدر بدبخت شدم که تو برایم شوهر پیدا کنی؟( همان،ص ۹۶)
قدر ناشناسی از افراد خانواده و اعلام احتیاج نداشتن به آنها حاصل بی تجربگی افراد است.
مامان بزرگ من اگر کسی چیزی داشته باشد که خودش نداشته باشد، خیلی حالش بد می شه و اینا. ص۱۸۷عادت به علت خودخواهی و این که کسی نتواند دیگری را بالاتر از خود ببیند.
آرزو به دیوارها نگاه کرد. انگار تازه رنگ کردید. چه خوب شده مادر باز به زرجو نگاه کرد، بعد ظرف قطاب را تعارف کرد. بفرمایید. (همان،ص ۲۰۱)
شک کردن به خاطر عوض کردن حرف به سرعت با نگاه به شخصی برای چندمین بار.
پدر گفته بود در یادت باشد! زن تا وقتی خانمه که خانه ای برای خانمی داره. (همان،ص ۱۹۸)داشتن خانه به منظور حفظ مفاخره و بزرگی
هیلی خانوم غریبی هست. گفت بیا پیانو را کوک کن. گفتم من پیانو کوک کن نیست که. خیلی بی تربیت حرف زد. ( همان،ص ۸۵)
بد حرف زدن با همه به علت ثروت زیاد که همیشه همه کس را زیر دست حساب می کرده اند.
می گفتند خانم با همین قد کوتوله صد تا عاشق داشت… ( همان،ص ۱۰۴)عیب کسی را بزرگ جلوه دادن و به زبان آوردن در کنار حسن های فراوان از روی حسادت.
نه خواهش می کنم، نه اگر زحمتی نیست، نه حتی سلام و خداحافظی مؤدبانه ای. ( همان،ص ۱۷۲)
رعایت نکردن ادب به خاطر رفاه و کلفت و نوکر داشتن و انجام شدن کارهایشان، همیشه بر حسب وظیفه فرد (عادت به این رویه)
مادرم می گفت یک پارچه آقا بود. این حد اعلای تعریف مادرم بود از کسی. یک پارچه آقا یا یک پارچه خانم. (همان،ص ۷۹)
تعریف و ستودن کسی به قصد احترام و نشانه بزرگواری و رضایت.

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت zusa.ir مراجعه نمایید.