ژانویه 21, 2021

تحقیق – سیمای جامعه در آثار زویا پیرزاد- قسمت ۲۴

مادرم و دوستانش حرف آقای مدیر که می شد می گفتند حیف از این مرد خوش قیافه که پایش ناقص است. پدرم و دوستانش ساکت می شوند. سرفه می کردند و موضوع بحث عوض می شد. (همان،ص ۲۴۹)
غیرتی شدن از روی حسادت
جزو معدود دفعاتی بود که آرتوش با دقت به حرف های خواهرم گوش می کرد. ( همان،ص ۲۱۴)
حرف مفید موجب علاقه مندی شنونده می شود.
یکی از دفعه هایی که از حمید برای سهراب می گفت، سهراب سر تکان داد. بس که ما مردها خریم. (همان،ص ۲۲۱)
احمق دانستن مردها به خواهرم قدرنشناسی، بی توجهی و بی مهری که به تنهایی شان می انجامد.
هیچ وقت نتوانسته بودم به خواهرهایم بفهمانم کسی که جایی مهمان است، درست نیست سر خود مهمان دیگری با خودش ببرد. ( همان،ص ۹۵)
سعی در رعایت رسوم نشانگر پای بندی به آن
مراد صادق هدایت نسل ماست! ماها قدر هیچ چیز خودمونو نمی دونیم! برای مراد هم لابد باید صبرکنیم فرانسوی ها… (همان،ص ۱۵۱)
بی توجهی و کم لطفی در حق افراد ارزشمند جامعه به علت دست کم گرفتن خودی ها (هموطن) و مرده پرستی.
اگر آجیل مهمانی شازده خانم از تواضع و شیرینی تر از بی بی و شیرینی خشک از نمی دانم کجا نباشد، آسمان زمین آمده. (همان،ص ۱۴)
وسواس در خرید از افراد و مکان های مخصوص شاید به خاطر شناخت مشتری همیشگی و دادن جنس اعلاء از طرف آن.
فنجان ها را یکی از روزهای تولدش از سمساری کوچکی خریده بود نبش خیابان منوچهری کادوی تولد خودش به خودش. (همان،ص ۵۰)
بی توجهی به فرزند به خصوص در مواقع خاص و به خاطر مهمان بازی و سرگرمی های شخصی و مشغول مد و تجمل بودن مادر.
از اولین بار که آرزوی تازه زبان باز کرده گفته بود مامان، ماه منیر گفته بود مامان، نه بگو منیرجان. (همان،ص ۵۹)
بی مسؤولیتی جهت شرکت در مهمانی ها و مهمانی دادن و به سر و وضع خود رسیدن و گردش و تفریح به روال سابق.
آرزو به فرش تبریز نقش ماهی درهم نگاه کرد زیر پای محبوبه، نگران که آتش سیگار نیفتاده باشد روی فرش. (همان،ص ۳۷)
مراقبت از وسایل خانه از این جهت که چون خود مردانه کار می کند و با تلاش چیزی به دست می آورد می داند بابت هر کدام چه بهای سنگینی پرداخت شده و برای آن ارزش قائل است
بی فصل بود اما کلی گشت تا ریحان گیر آورد. (همان،ص ۱۸۱)
تهیه کردن چیزی نایاب برای مهمان به منظور سنگ تمام گذاشتن و عزیز شمردن.
ترجمه مدارکم را گرفتم. باید مهر امور خارجه بزنیم. نعیم را بفرست یا محسن یا چه می دانم، هر کی. (عادت می کنیم،ص ۲۶۱)
سفر به قصد زندگی با پدر
دختر وقتی که روی صندلی می نشیند باید زانوهایش را جفت کند. (همان،ص ۲۸۳)
تعلیم رفتار صحیح از کودکی نشان دهنده فهم و فرهنگ بالای والدین
منزل مادرم آنوش برای همه بازی های عجیبش اجازه و آزادی عمل داشت (همان،ص ۲۸۸)
جاذبه خانه مادربزرگ به خاطر آزادی بچه ها در شیطنت و بازیگوشی و مورد محبت واقعی و صمیمانه قرار گرفتن.
اگر می خواستم مثل زن های شتره شلخته مدام کیف و کفش بخرم نه تو لیسانس می گرفتی نه آلیس. ( همان،ص ۲۹)
نرسیدن به ظاهر خود به بهانه غیر واقعی خرج تحصیل فرزند و در واقع از سر بی حوصلگی.
از من می پرسی خوب کاری کردی طلاق گرفتی. مرتیکه پرحرف مفت خور. مردی که فقط فکر خودش باشد و به زن و بچه اش نرسد، باید زد توی پوزش. (همان،ص ۲۲۱)
موافقت پدر با طلاق دخترش به منظور حمایت از حقوق زن.
هر بار جایی ناآشنا شام یا ناهار مهمان بودیم، قبلاً چیزی می دادم بخورند. ( همان،ص ۴۹)
غذا دادن به بچه ها قبل از مهمانی رفتن نشان فهم و احتیاط مادر است.
نعیم و نصرت را صدا کن. بچه ام که باربر نیست. با این هیکل ترکه ای. (همان،ص ۳۰)
لوس کردن بچه ها منجر به تنبلی و مصرف کننده بودن در آینده.
اگر پادرمیانی های پدر نبود که برایش فرق نمی کرد دامادش از ارمنی های جلفا باشد یا تبریز یا مریخ ازدواج ما راحت سر نمی گرفت. (سه کتاب ،ص ۲۷)
موافقت پدر با ازدواج دخترش به خاطر احترام و اعتقاد به انتخاب به او.
ماه منیر گفت دکتر گفته برای لک های قهوه ای روزی سه بار از این کرم بمالم به دست هام. خواستی بگو برای تو هم بگیرم. (عادت می کنیم ،ص ۱۳۹)
زیر درخت که بیرون می آمد، ماه منیر می گفت جلو نیا! یک لک شاتوت و فاتحه لباسم خوانده است. (همان،ص ۲۴۳)
بی توجهی مادر به فرزند به خاطر به هم نخوردن دَک و پُز.

برای دانلود متن کامل این فایل به سایت torsa.ir مراجعه نمایید.